فایل word: نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت علیهم ‌السلام در زمینه امامت


فایل word: نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت علیهم ‌السلام در زمینه امامت-در حال بارگذاری
۱۳ آبان ۱۳۹۸
WORD
400 KB
30 صفحه
41 بازدید
۱۰۰۰۰ تومان
خرید

فایل WORD مقاله: نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت علیهم ‌السلام در زمینه امامت؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۷؛ نویسندگان: محسن دیمه کار گراب؛ سید محمد سجادی پور؛ تعداد صفحات: ۳۰؛ فرمت فایل: doc – word؛ مرجع دانلود: معارف نت؛  موضوع مقاله: آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت

 

عنوان کامل مقاله: نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت علیهم ‌السلام در زمینه امامت

 

مشخصات مقاله نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت (ع) در زمینه امامت:

عنوان مجله: دوفصلنامه کتاب قیم؛ سال انتشار: ۱۳۹۷؛ نویسندگان: ملیکا بایگانیان؛ محمدحسن رستمی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی ؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث

 

کلیدواژه ها: آیات الاحکام ؛ امامت ؛ تفسیر کلامی ؛ استنباط فقهی‌ـ کلامی؛  ولایت ؛ عصمت

 

راهنمای خرید:

این مقاله با فرمت (doc) تنظیم شده است و قابل ویرایش می باشد. برای کیفیت بهتر فایل، آیات و روایات با استفاده از نرم افزارهای مخصوص اسلامی درج شده است. به این ترتیب ضمن اعراب گذاری این متون، از به هم ریختگی مطالب جلوگیری شده است. این مقاله علمی و فایل آن از کیفیت بالایی برخوردار است و پیشنهاد می‌کنیم این مقاله را از دست ندهید. پس از پرداخت آنلاین هزینه، لینک دانلود فایل نمایش داده خواهد شد، همچنین فایل مورد نظر از طریق ایمیل برای کاربر ارسال می شود. در صورت هرگونه بروز خطا هنگام خرید فایلها از طریق گزینه تماس با ما اقدام نمایید.

 

فهرست عناوین مقاله:

چکیده

۱- مقدمه

۲- اهمیت موضوع امامت در روایات تفسیری اهل بیت (ع)

۳- جایگاه آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت (ع) در زمینه امامت

۱- آیه محارم

۲- آیه اولو الارحام

۱-۲- ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی (ع)

۲-۲- جریان امامت در ذریه امام حسین (ع)

۳ و ۴- آیه خمس و فیء

۵- آیه اخذ زکات

۶- آیه ادای امانت

۷- آیه قرض

۸- آیه موالی

۴. گستره آیات الأحکام با قابلیت استنباط کلامی

نتیجه گیری

منابع و مآخذ

 

بخشی از متن مقاله:

چکیده

آیات الاحکام احتجاجات اهل بیت امامت

نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت علیهم ‌السلام در زمینه امامت

۱- مقدمه

امامت یکی از مباحث بنیادین کلامی است که از جایگاه ویژه ای در قرآن کریم برخوردار است به گونه ای که دسته های گوناگونی از آیات قرآن به تصریح، اشاره و یا تأویل به این موضوع کلامی پرداخته اند. در این میان غالبا آیات الاحکام به دلیل حاکمیت گفتمان فقهی که ثمره آن خوانش فقهی است، کمتر مورد استناد مفسران و متکلمان در حوزه امامت پژوهی بوده است، چه اینکه در نگاه نخست چنین به نظر می رسد که آیات الاحکام تنها در بردارنده آموزه های فقهی باشد در حالی که نگاه عمیق تر نشان می دهد که آیات متعددی از آنها علاوه بر مباحث فقهی، اشارات ارزشمندی نیز به بحث امامت دارند. این امر، ضرورت استنباط کلامی از این دسته از آیات در موضوع امامت را بیش از پیش نمایان می سازد.

از سوی دیگر تأمل در روایات تفسیری اهل بیت (ع) در باب آیات الاحکام نشان می دهد که یکی از شیوه های اهل بیت (ع) در تبلیغ امامت، تبیین ابعاد گوناگون آن و نیز در پاسخگویی به شبهات شیعیان و در احتجاج با مخالفان، استناد به آیات الاحکام بوده است که به ندرت مورد توجه مفسران و متکلمان بوده و تاکنون تک نگاری مستقلی در خصوص جایگاه آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت (ع) در زمینه امامت سامان نیافته است.

لذا امامت پژوهی در آیات الاحکام یکی از خلأهای پژوهشی در حوزه مطالعات میان رشته ای رشته های فقه، تفسیر قرآن، حدیث و علم کلام است که این پژوهش با رویکرد میان رشته ای و با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی در میراث روایی اهل بیت (ع) به بررسی و تبیین این ظرفیت ویژه در خوانش کلامی و ابتکار فقهی – کلامی در روایات اهل بیت (ع) می پردازد.

 

۲- اهمیت موضوع امامت در روایات تفسیری اهل بیت (ع)

عوامل گوناگونی سبب می شد تا معرفی جایگاه والای اهل بیت پیامبر و تبیین آموزه امامت، غالبا در رأس اقدامات معرفتی، هدایتی و تربیتی امامان معصوم قرار گیرد، که مهمترین آنها عبارتند از: «هجمه های گوناگون دربار اموی و عباسی به امامان معصوم (ع) و پیروان ایشان»، «حمایت دربار از برخی مکاتب و مذاهب غیر امامی»، «گسترش و فعالیت روزافزون مکاتب و مذاهب دیگر (که عدم پذیرش مقوله امامت ائمه اثنی عشری، یکی از مهم ترین وجوه مشترک آنها به شمار می رفت)»، «غربت و مهجوریت امامان و مذهب امامیه»، «رسالت بنیادین امامان معصوم در تبیین اسلام و تشیع علوی، هدایت و تربیت مردم و حفظ و دفاع از باورها و آموزه های وحیانی).

در این میان عدم پذیرش مقوله امامت ائمه اثنی عشری، یکی از مهم ترین وجوه مشترک آن مکاتب و مذاهب به شمار می رفت و در حقیقت امر ریشه بسیاری از انحرافات فکری و عقیدتی آنها، دوری از اهل بیت و انحراف از فکر و عقیده ایشان بود.

معصومان (ع)، تبیین آموزه های وحیانی و دفاع از آن را بر پایه و محوریت عقل و سنت اصیل نبوی پی ریزی کردند و همواره در تبیین آموزه امامت و احتجاج با مخالفان و نیز در مناظرات گوناگون کلامی، به بهره گیری از قرآن کریم و استناد به آن به عنوان متن مشترک و مورد قبول همه مکاتب و مذاهب اسلامی پرداختند.

در واقع استناد به قرآن و استنباط کلامی از آن از شیوه های بنیادین ایشان بود که نه تنها خاستگاه و اصالت قرآنی مکتب اهل بیت (ع) را به مخاطبان نشان می داد بلکه موجب آشنایی مخاطبان با ظرفیت عمیق قرآن در احتجاجات علمی و کلامی می شد که به نوبه خود، جامعیت قرآن را در امور هدایتی و تربیتی ملموس تر می ساخت.

توسعه کمی و کیفی علم کلام با ظرفیت کمتر شناخته شده قرآن کریم که بعدها دستمایه علمی بسیاری از متکلمان، محدثان و مفسران امامی واقع شد، آشنایی با گونه ها و شیوه های صحیح برداشت و استنباط کلامی از قرآن، توسعه علم تفسیر و پی بردن به مرجعیت علمی اهل بیت (ع) از دیگر برکات این دست از رویارویی های علمی اهل بیت (ع) در تبیین باورهای اعتقادی به ویژه آموزه امامت بود.

در این میان، استناد کلامی به آیات الاحکام که معرکه آراء فقهی بود، نشانگر یکی از ابتکارات اهل بیت (ع) در عرصه تفسیر و کلام بود که در ادامه به بررسی و تبیین برخی از نمونه های شاخص آن در میراث روایی می پردازیم.

 

۳- جایگاه آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت (ع) در زمینه امامت

در نگاه اول چنین به نظر می رسد که آیات الاحکام تنها عهده دار بیان احکام و برخی فروعات فقهی باشد، چنان که در میراث تفسیری اهل سنت و نیز غالبا در میراث تفسیری امامیه مشاهده می شود. در حالی که در میراث تفسیری اهل بیت (ع) روایاتی وجود دارد که خوانش اعتقادی و کلامی از برخی آیات الاحکام در زمینه امامت ارائه داده اند که این امر حکایت از کارکرد کلامی این دسته از آیات در کنار کارکرد فقهی آنها دارد.

افزون بر این، با ترسیم یک شیوه از استنباط آموزه های کلامی از قرآن کریم، الگویی عملی را پیش روی پژوهشگران کلامی و تفسیری ترسیم می کند که می تواند مورداستفاده قرار گیرد. در ادامه، برخی از استنادات کلامی اهل بیت (ع) به آیات الاحکام در مسأله امامت مورد توجه قرار می گیرد:

 

۱- آیه محارم

ابن رسول الله بودن ائمه اطهار (ع) یکی از مسائلی است که از دیرباز، برخی از مخالفان آن را نپذیرفته اند؛ به نظر می رسد نفی این مطلب، ریشه در افکار جاهلیت داشته که نوه دختری را فرزند خویش نمی خواندند همان گونه که در بیت زیر نمایان است:

«بنونا بنو ابنائنا و بناتنا بنوهن ابناء الرجال الأباعد»(ابن قتیبه، ۱۴۰۸، ج ۱، ص ۴۶/ ابن قدامه، بی تا، ج۶، ص۲۰۷/ ابن هشام، ۱۴۰۶، ج ۲، ص ۵۲): فرزندان ما تنها فرزندان پسران ما هستند و فرزندان دختران ما فرزندان مردان بیگانه و دورند.

افزون بر این، توطئه ای به منظور جدایی ائمه اطهار (ع) از رسول خدا (ص) و تلاش برای مساوی جلوه دادن جایگاه بنی عباس و اهل بیت (ع) نسبت به رسول خدا (ص) در این امر مشاهده می شود. منصور دوانیقی روزی از امام صادق (ع) پرسید: ما و شما نسبت به رسول خدا یکسان هستیم که حضرت در پاسخ فرمود: «اگر پیامبر (ص) از دختران شما خواستگاری کند، مجاز است؛ اما از ما نمی تواند و این دلیل آن است که ما از او هستیم و او از ماست»(راغب اصفهانی، ۱۴۲۰، ج ۱، صص۴۱۸-۴۱۹).

مأمون نیز در سفری به حضرت رضا (ع) گفت: من در حال فکر کردن در مورد امر ما و شما و نسب ما و شما بودم، پس به این نتیجه رسیدم که ما از لحاظ حسب و نسب در یک درجه هستیم و اختلاف بین شیعیان از روی هوی و هوس و از روی عصبیت است. حضرت رضا (ع) فرمودند:

این سخن پاسخی دارد. اگر بخواهی می گویم و اگر بخواهی سکوت می کنم. مأمون گفت: من این را گفتم تا نظر شما را بدانم. حضرت رضا (ع) فرمودند: تو را به خدا قسم اگر خدا پیامبرش را دوباره مبعوث و زنده نماید و ایشان دخترت را خواستگاری کند، آیا دخترت را به او تزویج می کنی؟

مأمون گفت: سبحان الله، آیا کسی هست که از این کار روی برگرداند؟! پس حضرت رضا (ع) فرمودند: آیا بر پیامبر (ع) حلال است که از دختر من خواستگاری کند؟ مأمون لحظه ای ساکت شد و سپس گفت: به خدا قسم شما به رسول خدا (ص) نزدیک ترید مفید، ۱۴۱۳[ب]، ص ۳۷/ کراجکی، ۱۴۱۰، ج۱، ص۳۵۹).

امام رضا (ع) در یکی از مناظرات دربار، به منظور اثبات بنوت ائمه اطهار (ع) نسبت به رسول خدا (ص) به آیه «حُرِّمَتْ عَلَیکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ …»(نساء: ۴/ ۲۳) استناد کرده و چنین می فرماید:

«… پس خبر دهید مرا که اگر رسول خدا (ص) زنده بود صحیح بود که دختر مرا یا دختر پسر مرا و هر نسلی که از صلب من به وجود آید تزویج فرماید؟ عرض کردند: نه فرمود: پس خبر دهید مرا که اگر رسول خدا (ص) زنده بود صحیح بود که یکی از دختران شما را تزویج فرماید؟ عرض کردند: بلی.

فرمود: پس در این مطلب بیانی است واضح که من از آل او هستم و شما از آل او نیستید و اگر شما از آل او بودید حرام بود بر او تزویج دختران شما چنان که حرام است بر او تزویج دختران من، چه اینکه من از آل او هستم و شما از امت او و فرق است میان آل و امت زیرا که آل او از اوست و امت هر گاه از آل نباشند از او نیستند» (ابن بابویه، ۱۳۷۸، ج ۱، صص ۲۳۹-۲۶۰/ همو، ۱۳۶۲، صص ۵۳۲-۵۳۳/ ابن شعبه، ۱۴۰۴، ص ۱۳۵).

در روایت دیگری نیز نقل شده که امام باقر (ع) در پاسخ به شبهه مذکور خطاب به ابو الجارود به آیه «… وَحَلَائِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَابِکُمْ… »(نساء: ۴/۲۳) استناد نمود که این آیه دلالت بر این دارد که امام حسن (ع) و امام حسین (ع) از صلب رسول خدا (ص) هستند که دلالت این آیه را کسی به جز کافر رد نخواهد کرد.

حضرت فرمودند: ای ابو الجارود آیا به تو از آیات قرآن بگویم که آنان از صلب رسول خدا هستند؟ گفتم: فدایت شوم در کجا آمده است؟ فرمود:

در آنجا که خداوند فرموده: «حُرِّمَتْ عَلَیکُمْ أُمَّهَاتُکُمْ وَبَنَاتُکُمْ وَأَخَوَاتُکُمْ …» و تا آخر آیه تا آنجا که فرموده «… وَحَلَائِلُ أَبْنَائِکُمُ الَّذِینَ مِنْ أَصْلَابِکُمْ …»«[ازدواج با این زنان ] بر شما حرام شده است: مادرانتان، و دخترانتان، و خواهرانتان، … و [نیز] همسران پسرانتان که از نسل شما هستند [بر شما حرام شده است]».

ای ابو الجارود از آنها بپرس آیا بر رسول خدا (ص) حلال است که از دختران آنان (امام حسن (ع) و حسین (ع) خواستگاری کند؟ اگر بگویند بله دروغ گفته اند و اگر بگویند نه، پس آن دو از صلب رسول خدا (ص) هستند (کلینی، ۱۳۶۵، ج۸، ص۳۱۸ قمی، ۱۴۰۴، ج ۱، ص۲۰۹).

امام کاظم (ع) نیز در روایتی در پاسخ به شبهه مذکور به هارون عباسی، به آیات «وَمِنْ ذُرِّیتِهِ دَاوُودَ وَسُلَیمَانَ وَأَیوبَ وَیوسُفَ وَمُوسَى وَهَارُونَ وَکَذَلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ* وَزَکَرِیا وَیحْیى وَعِیسَى وَإِلْیاسَ …»:

«و از فرزندان او داود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون را هدایت کردیم و این گونه نیکوکاران را پاداش می دهیم. و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس را [نیز که از نسل اویند، هدایت نمودیم]» (انعام: ۶/ ۸۴-۸۵) استناد نمود که حضرت عیسی (ع) که پدر نداشت، از طریق مادر ملحق به ذریه انبیا شده و ما اهل بیت (ع) نیز از طریق مادرمان حضرت فاطمه (ع) در شمار ذریه پیامبر (ص) هستیم.

حضرت در ادامه به آیه مباهله نیز استناد می کند که در آن مراد از «أبناءَنا»(آل عمران: ۳/ ۶۱) امام حسن (ع) و امام حسین (ع) هستند که خداوند تعبیر ابن رسول الله را برای آنها به کار برده است (ابن بابویه، ۱۳۷۸، ج۱، صص ۸۴- ۸۵/ طبرسی، ۱۴۰۳، ج ۲، صص ۳۹۱-۳۹۲/ ابن حجر هیتمی، ۱۴۲۴، ص ۲۸۴).

 

۲- آیه اولو الارحام

آیه «النَّبِی أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَأَزْوَاجُهُ أُمَّهَاتُهُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُهَاجِرِینَ»: «پیامبر، نسبت به مؤمنان از خودشان اولی و سزاوارتر است، و همسرانش [در حرمت ازدواج به منزله ] مادران آنانند، و بر طبق کتاب خدا دارندگان قرابت نسبی [در میراث بردن از یکدیگر از مؤمنان و مهاجران [که پیش از این بر پایه ایمان و هجرت میراث می بردند سزاوارترند» (احزاب: ۶/ ۳۳) که بخشی از آن مشابه آیه «وَالَّذِینَ آمَنُوا مِنْ بَعْدُ وَهَاجَرُوا وَجَاهَدُوا مَعَکُمْ فَأُولَئِکَ مِنْکُمْ وَأُولُو الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْضٍ فِی کِتَابِ اللَّهِ»: «و آنان که بعد از مؤمنان و نخستین مهاجران ] ایمان آوردند و هجرت کردند و همراه شما با دشمنان جنگیدند، از شمایند و خویشاوندان [بنابر آنچه نسبت به برنامه ارث در کتاب خدا مقرر شده از دیگران سزاوارترند» (انفال: ۸/ ۷۵) است نیز در شمار آیات الاحکام است.

خوانش فقهی معروفی که در این آیه وجود دارد از این قرار است که بر اساس آن حکم توارث به هجرت، برادری و موالات در دین که در صدر اسلام رواج داشت نسخ شد و اولویت خویشاوندان بر غیر خویشاوندان از مهاجرین و سایر مؤمنین در توارث، جایگزین حکم موقت قبلی شد. البته خداوند برای بهره مند ساختن اولیاء، وصیت به ثلث مال و یا کمتر از ثلث را روا دانست (نک: طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۶، ص ۲۷۷).

در میراث روایی اهل بیت (ع) روایات متعددی وجود دارد که از ابعاد گوناگون به فروعات فقهی این آیه پرداخته اند (برای نمونه نک: کلینی، ۱۳۶۵، ج۷، صص ۱۱۹-۱۲۵/ ابن بابویه، ۱۴۱۳، ج ۴، صص ۳۰۵-۳۰۹/ طوسی، ۱۳۶۵، ج ۹، صص۳۲۸-۳۳۳). با این وجود، بخشی از میراث روایی اهل بیت (ع) به خوانش کلامی از آیه مذکور در حوزه برخی مباحث امامت اختصاص یافته است. برخی از این استدلال ها به شرح زیر است:

 

۱-۲- ولایت و امامت امیرالمؤمنین علی (ع)

در جریان مناظره ای که هارون با امام کاظم (ع) و سؤال و جواب طولانی ای که با امام دارد، از امام می پرسد: با وجود عباس، عموی پیامبر (ص) چگونه ولایت به على (ع) رسید؟ امام کاظم(ع) فرمودند: علی بن ابی طالب (ع) فرمود: با وجود فرند صلبی پسر یا دختر، کسی علاوه بر فرزند صلبی ارث نمی برد مگر ابوین، زوج و زوجه، و تا ولد صلبی موجود است، به عمو ارث نمی رسد.

در ادامه نیز فرمود: پیامبر (ص) کسی که هجرت نکرده بود را وارث نمی دانست و ولایتی برای کسی در نظر نمی گرفت مگر اینکه هجرت کند (لذا ولایت به عباس نمی رسد). هارون می گوید: از قرآن دلیل بیاور. امام به این آیه استدلال می کند: «… وَالَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یهَاجِرُوا مَا لَکُمْ مِنْ وَلَایتِهِمْ مِنْ شَیءٍ …» : «و کسانی که ایمان آوردند و هجرت نکردند شما را از دوستی آنان هیچ سودی نیست…». (انفال: ۸/ ۷۲) و تصریح می فرماید که عباس هجرت نکرده است (نک: ابن بابویه، ۱۳۷۸، ج ۱، صص ۸۱-۸۳). مشروح همین استدلال کلامی توسط فضل بن شاذان بنا بر گزارشی از شیخ مفید بیان شده است (مفید، ۱۴۱۳ب، صص ۱۷۰- ۱۷۱).

به گفته شیخ مفید، امیر المؤمنین (ع) از عباس نسبت به رسول خدا (ص) نزدیک تر بود و اولی بود به مقام آن حضرت از وی، اگر ثابت شود که مقام، موروثی است. زیرا امیر المؤمنین (ع) پسر عموی رسول الله از طرف پدر و مادر است (یعنی ابوطالب و عبدالله از یک پدر و مادر بودند)؛ و عباس عموی آن حضرت است از طرف پدر (یعنی برادر پدری عبدالله است و کسی که نزدیک باشد به دو سبب، اقرب است از کسی که نزدیک باشد به یک سبب؛ و اگر فاطمه (ع) پس از رسول خدا (ص) موجود نبود، هرآینه امیر المؤمنین (ع) احق بود به میراث آن حضرت از عباس و اگر میراث می برد با ولد احدی غیر از پدر و مادر و زن و شوهر، هر آینه امیرالمؤمنین (ع) احق بود به میراث آن حضرت با فاطمه (ع) از عباس به قرابت از دو جهت و نسبت عباس از یک جهت (همانجا).

در میان مدعیان خلافت پس از رسول خدا (ص)، گفتنی است ابوبکر، عمر و عثمان، اگرچه از مهاجرین بودند اما قرابت نداشتند. عباس نیز اگرچه قرابت داشت اما از مهاجرین نبود؛ پس به استناد آیه «ذوی الأرحام»، ولایت و خلافت مخصوص امیر المؤمنین علی (ع) است.

به عبارت دیگر اولی به حضرت رسول (ص)، کسی است که در او این سه صفت باشد از ایمان و خویشی و مهاجرت؛ و اجماع اهل اسلام است بر اینکه پس از رسول خدا (ص) سه نفر بوده اند که در امامت ایشان اختلاف شد: ابوبکر و عباس و امیر المؤمنین (ع). عباس اگر چه مؤمن و خویش بود اما مهاجر نبود و ابوبکر بر تقدیر صحت ایمان و هجرتش از اولو الارحام نبود، پس متعیّن شد که اولی به امامت و خلافت، امیر المؤمنین (ع) است (ابوالفتوح رازی، ۱۴۰۸، ج۱۵، ص ۳۵۰/ شوشتری، ۱۴۰۹، ج ۳، ص ۶۲۰/ مجلسی، ۱۴۰۶[الف ]، ج۳، ص۱۸۹).

 

برای دریافت متن کامل فایل این مقاله از طریق گزینه خرید اقدام نمایید


برخی مقالات مرتبط با موضوع آیات الاحکام – احتجاجات اهل بیت – امامت :

امامت از دیدگاه شیخ مفید و جاحظ

طبری و اختلاف قرائت در آیات الاحکام عبادی

کارآمدی تفسیر کلامی قصص قرآن در باب امامت

معناشناسی و ملاک‌ شناسی جدال احسن قرآنی

کارکرد قرائت عبدالله بن مسعود در تبیین آیات الاحکام

روش شناسی حل منازعات مذهبی در آموزه های رضوی

اخلاق و مهارت‌ های مناظره در مناظره‌ های امام‌ رضا (ع)

اقتباس‌ ها و استنادهای قرآنی امام رضا (ع) در حدیث امامت

آسیب‌ شناسی و آسیب‌ زدایی «مراء» از منظر قرآن و روایات

استنادهای کلامی امام رضا (ع) به آیات قصص در حوزه امامت

آسیب شناسی مناظره بر اساس الگوی مناظرات امام رضا (ع)

بررسی و تحلیل سند مناظرات امام رضا (ع) در عراق و خراسان

مقایسه آراء تفسیری علامه معرفت و ابن عاشور ذیل آیه امامت

نقد ترجمه فارسی آیات الاحکام در ترجمه‌ های فارسی قرآن کریم

واکاوی نقادانه روش خاورشناسان در فهم احادیث در باره آموزه‏ امامت

تحلیل گفتمان ادیان در مناظره امام رضا (ع) با علمای دین مسیح و یهود

تحلیل گفتمان مناظره‌ ها و مجادله‌ های حضرت رضا (ع) با دگرهای گفتمانی

بررسی معناشناختی «جعل امامت» (با تکیه بر اصل اصالت تعبیرهای قرآنی)

روش‌ شناسی استدلال‌ های امام رضا (ع) به آیات ولایت در مناظره با علمای مرو

راهبردهای تقریب ادیان و مذاهب در سیره رضوی با تاکید بر مناظرات و احتجاجات

تناسب آیه امامت حضرت ابراهیم (علیه السلام) در سوره بقره با فضای نزول سوره

تحلیل محتوای روایت رضوی درباره ویژگی‎ ها و شاخصه ‎های امامت از کتاب ‎الحجه الکافی

نقد مبانی فکری وهابیت در مسئله امامت ، شرک و مصادیق آن با تأکید بر دیدگاه‌های علامه طباطبایی

مبنای متن محورانه علامه مجلسی در انتخاب مصادر و احادیث بحار الانوار با تأکید براحادیث ناظر بر امامت

انتهای پیام فایل WORD مقاله: نقش آیات الاحکام در احتجاجات اهل بیت علیهم ‌السلام در زمینه امامت