تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه


تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه-در حال بارگذاری
۱۳ آذر ۱۳۹۸
PDF
300 KB
21 صفحه
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه ؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۷؛ نویسندگان: فاطمه آقاخانی؛ محمد مولوی؛ موضوع: انواع سیاق در تفسیر الکاشف ؛ تعداد صفحات: ۲۱؛ فرمت فایل: PDF؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث ؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: سیاق | تفسیر الکاشف | محمدجواد مغنیه | تناسب آیات

 

عنوان کامل مقاله: تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه

    

مشخصات مقاله تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه :

عنوان مجله: دوفصلنامه کتاب قیم؛ شماره ۱۹، سال انتشار: ۱۳۹۷؛ نویسندگان: فاطمه آقاخانی؛ محمد مولوی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی


متن مقاله: 

صفحه ۱

انواع سیاق تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه     صفحه ۲

۱- مقدمه

یکی از قواعد مهم در تفسیر آیات قرآن کریم، توجه به بافت و سیاق آیات است. قاعده سیاق از جمله قراین درونی کلام و برترین قرینه برای رهیافت به حقیقت معنای لفظ است زرکشی، ۱۴۱۰، ج ۲، ص ۳۳۵/ رشید رضا، بی تا، ج ۱، ص ۲۲) که توجه دقیق به آن، مفسر را به سمت کشف صحیح مراد خداوند متعال هدایت می کند (زرکشی، ۱۴۱۰، ج ۲، ص ۳۳۵/ نکونام، ۱۳۷۸، ص ۵۵) تا در نتیجه، معنای آیات در ضمن سیاق آنها دانسته شود.

به عبارت دیگر سیاق مهم ترین و مطمئن ترین ابزار و ملاک در اختیار مفسر برای ورود به نصوص، به ویژه آیات قرآنی است» (کنعانی، ۱۳۸۴، صص ۵-۶) چرا که مفهوم سیاق به چگونگی تکوین کلام و ظهور نصوص مرتبط است؛ از همین رو، ارتباط محکمی با تفسیر و فهم متون دارد.

از سوی دیگر محوریت سیاق حکم یکپارچگی اجزای متن را روشن می سازد؛ زیرا وحدت مفهومی سیاق است که همبستگی مفاهیم را شکل می دهد و به واسطه این ویژگی است که مفسر به مراد الفاظ و عبارات و آیات قرآنی رهنمون می شود و آن را درون الفاظ و عبارات و با کمک دلالت های اصولی در می یابد (پرچم و نوذری، ۱۳۸۹، ص۳).

شافعی از کسانی است که از این قاعده در فهم متن استفاده نموده و به این قاعده ضمن بابی با عنوان «باب الصنف سیاقه یبین معناه» تصریح کرده است (شافعی، ۲۰۰۹، ص ۶۹).

فهم درست معانی قرآن، دسترسی به شرایط زمانی نزول آیات، آگاهی از عموم و خصوص در قرآن، کشف بسیاری از مفاهیم و معانی جدید، و پاسخ گویی به اهداف نزول قرآن از فواید تفسیر در پرتو سیاق است (حکیم، ۱۴۲۵، ص ۱۲۰). به علاوه، تجزیه و تقطیع آیات و عبارات و کلمات، وحدت سیاق را بر هم زده و به فهم صحیح اهداف سور آسیب می رساند و انحراف مفسر را در روش صحیح فهم مراد خداوند به دنبال دارد (سبحانی، ۱۳۸۲، ص ۲۹/ دروزه، ۱۴۲۱، ج۱، صص۱۸۰-۱۹۰).

بنابراین، در فرآیند تفسیر، سیاق به عنوان مبنای اصلی ساخت کلام، نقش عمده، اساسی و اولی دارد و به همین دلیل، نقش سیاق در استیفای معانی و بیان غرض نص، اهمیت می یابد و حمل معانی برخلاف اقتضای سیاق ممتنع و دست برداشتن از معنای سیاقی در استنباط مفاهیم، ناپذیرفتنی است (کنعانی، ۱۳۸۴، صص ۵-۶).

لذا این پژوهش با هدف تحلیل جایگاه سیاق و انواع آن در تفسیر الکاشف در پی پاسخ به این سؤالات است که: جایگاه سیاق در تفسیر الکاشف چگونه است؟ سیاق معتبر و شرایط تحقق سیاق در تفسیر الکاشف چیست؟ چند نوع سیاق در تفسیر الکاشف وجود دارد؟

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۳

دانشمندان علوم قرآنی و تفسیر در کتاب هایی نظیر قواعد التفسیر، اصول التفسیر، مناهج التفسیر، مبانی تفسیر و برخی کتاب های علوم قرآنی به موضوع «سیاق» و نقش آن در تفسیر قرآن با تعابیر گوناگونی همچون «سیاق»، «بافت»، «تناسب آیات و سور»، «اسلوب قرآن» و… فصولی اختصاص داده اند. مفسران قرآن نیز در ضمن تفاسیر خود کم و بیش به این بحث پرداخته اند.

همچنین درباره جایگاه سیاق در برخی تفاسیر قرآن، پایان نامه و مقالات متعددی نیز به رشته تحریر در آمده است از جمله:

– روش شناسی تفسیر الکاشف ، محمد محمدی نسب، استاد راهنما: حسین علوی مهر، دانشگاه معارف قم، ۱۳۹۱ ش.

– بررسی رعایت قواعد تفسیری در تفسیر الکاشف (محمدجواد مغنیه)، محمد کریمی درچه، سید عبدالرسول حسینی زاده، دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم، ۱۳۹۲ ش.

– محمد بهرامی؛ «روش شناسی تفسیر الکاشف ؛ پژوهش های قرآنی، ش۲۷-۲۸، پاییز و زمستان ۱۳۸۰ ش.

– گروه پژوهشهای قرآنی؛ ویژگی های تفسیر الکاشف ؛ پژوهشهای قرآنی، ش۵۳، بهار ۱۳۸۷ ش.

– مصطفی سلیمی زارع؛ بررسی روش تفسیری و رویکردهای مغنیه در تفسیر الکاشف ؛ حدیث اندیشه، ش۳، بهار و تابستان ۱۳۸۶ ش.

– سید عبدالرسول حسینی زاده و محمد کریمی در چه؛ «روش علامه مغنیه در تبیین معنای لغوی و مفاهیم کلمات عصر نزول در تفسیر الکاشف)؛ حسنا، ش۳۶، پاییز ۱۳۹۶ ش.

ولی همان گونه که از نام این آثار بر می آید هیچ کدام به شکل منقح و کامل درباره جایگاه نقش و انواع سیاق در تفسیر الکاشف نگارش نیافته اند. تنها مقاله ای که به بررسی کاربرد سیاق در این تفسیر به طور گذرا پرداخته، مقاله ای است با عنوان:

– سید عبدالرسول حسینی زاده و محمد کریمی در چه؛ «بررسی کاربرد سیاق در تفسیر الکاشف علامه محمدجواد مغنیه»؛ مشکوه، ش۱۲۹، بهار ۱۳۹۶ ش.

مطالعه و مقایسه این اثر با پژوهش پیش رو نشان می دهد که مقاله حسینی زاده و کریمی در چه تنها طی شش صفحه به بیان هفت کارکرد کلی و عمومی سیاق در تفسیر الکاشف پرداخته و برای هر کار کرد، به طور متوسط سه مثال آورده و در مجموع ۲۶ نمونه ارائه کرده است.

این در حالی است که پژوهش پیش رو با مطالعه کامل تفسیر و استقراء نسبتا تام به بررسی کامل و جامع این مسأله در تفسیر الکاشف پرداخته و توانسته تبیینی دقیق از میزان اهتمام علامه مغنیه در بهره گیری از قاعده سیاق در راهیابی به مدلول کلام الهی ارائه دهد.

 


 

مقاله تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۴

در این راستا بیش از ۱۱۳ نمونه به شکل مستقیم و ده ها نمونه به شکل غیر مستقیم و ضمنی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. تفصیل این موارد در نمودار ذیل آمده است:

جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه

جدول فراوانی میزان کاربرد سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه

۲- جایگاه سیاق در تبیین مفاهیم و مقاصد آیات در تفسیر الکاشف

محمدجواد مغنیه در تفسیر الکاشف به نقش مهم و تعیین کننده سیاق در فهم قرآن توجه نموده و با الهام گرفتن از سیاق در موارد متعددی ابهام ها را رفع می کند، پرده های تردید را کنار می زند و مفاهیم و مصادیق صحیح قرآن را می نمایاند.

ایشان در خصوص جایگاه سیاق در تفسیر خود به عنوان یکی از مبانی و لوازم راه یابی به مدلول صحیح آیات می گوید:

«اگر حدیثی از سنت نیافته باشم، بر ظاهر آیه و سیاق آن تکیه می کنم؛ زیرا گوینده حکیم در بیان مراد خودش بر چیزی تکیه می کند که مخاطب آن را بفهمد و این چیز، مفهوم ظاهری سخن و بافت کلام است؛ چراکه مخاطب نیز به نوبه خود همین ظاهر را می گیرد، مگر آن که خلاف آن ثابت شود» (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، ص ۱۵).

مغنیه اعتماد به سیاق را نه به عنوان یک شاهد درون متنی و یک قاعده کلی، بلکه به عنوان قاعده ای در کنار دیگر قواعد تفسیری در راه یابی به مراد صحیح کلام الهی دخیل می داند. امام صادق (ع) در روایتی فرموده است:

«إن الآیه من القرآن یکون أولها فی شیء و آخرها فی شیء و هو کلام متصل منصرف على وجوه» (برقی، ۱۳۷۱، ج ۲، ص ۳۰۰): همانا اول آیات قرآن درباره چیزی و آخر آن نیز در باره چیز دیگری است، در حالی که کلامی به هم پیوسته و دارای وجوه گوناگون معنایی است.

 


تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۵

مغنیه با استناد به این روایت، معتقد است که روش خاص قرآن این است که در بیان مطالب، انسان را از حالتی به حالت دیگر منتقل کرده، آنگاه یکی پس از دیگری به مباحث موردنظر باز می گردد.

از این رو، صاحب تفسیر الکاشف تکیه و استناد به سیاق آیات را به عنوان یک قاعده بسیار مهم و تأثیر گذار در کشف مراد خداوند، در کنار دیگر قواعد می داند (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۶، ص۲۱۷)؛ این در حالی است که برخی اعتماد به سیاق آیات را مقدم بر دیگر قراین، من جمله حدیث مأثور می دانند و آن را از ظاهر روایات، قوی تر دانسته و در مواردی که ظاهر روایت با سیاق آیه ای در تعارض باشد – جز در موارد خاص – در ظاهر روایت تصرف کرده، نسبت به حل و رفع تعارض موجود اقدام نموده اند (طباطبائی، ۱۴۱۷، ج۱۷، صص ۷-۹).

جوادی آملی معتقد است گرچه در آیات قرآن دستور به پیروی از سنت رسول اکرم (ص) داده شده(حشر: ۵۹/ ۸) اما خود سنت دو قسم است: اصلی و فرعی. پس اول باید به خود قرآن که ترجمان و تبیان خویش و مفسر راستین حقیقت وحی خداست مراجعه کرد و آنگاه به حدیث رجوع نمود (جوادی آملی، ۱۳۷۸، ج ۱، صص ۱۶۵-۱۶۷).

 

٣- سیاق معتبر در تفسیر الکاشف

با ملاحظه شیوه استفاده مفسران از سیاق، نیز با توجه به چگونگی نزول آیات قرآن و شیوه ترتیب و تنظیم آنها در سوره های قرآن، روشن می گردد که سیاق آیات قرآن در هر سوره به دو صورت شکل می گیرد

الف) نوع اول سیاقی است که ناشی از وحدت در نزول و صدور است. این نوع از سیاق در اثر وحدت و هم زمانی در نزول مجموعه ای از آیات قرآن یا آیات یک سوره، صورت می گیرد؛ زیرا آیاتی که با هم و در یک مرحله نازل شده اند از بیشترین تناسب، آمیختگی و انسجام با یکدیگر برخوردارند. لذا مفسر قرآن می تواند بر مبنای وحدت نزول آیات، هنگام تفسیر و تبیین آنها از سیاق بهره مند شود و به آن استناد کند.

مغنیه این نوع سیاق را معتبر دانسته و در تفسیر خود بدان ملتزم است و در بسیاری از سوره های متوسط و کوچک قرآن که اسناد تاریخی بر نزول یک باره آیات آنها دلالت دارد، به راحتی و استواری تمام، سیاق این سوره ها و آیات آنها را مبنای تبیین و تفسیر قرار داده است.

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه     صفحه ۶

ب) نوع دوم سیاق ناشی از ترتیب توقیفی آیات قرآن است. هرگاه با دلایل متقن ثابت گردد ترتیب و تنظیم مجموعه ای از آیات مجاور هم که به صورت همزمان و یکپارچه نازل نشده اند، توسط پیامبر (ص) صورت گرفته است، این امر نیز می تواند موجب تحقق نوعی از سیاق شود.

زیرا توقیفی بودن ترتیب آیات در حکم پیوستگی نزول است و سیاق معتبر را تحقق می بخشد؛ چرا که قرار گرفتن آیات و عبارات قرآن در مجاورت یکدیگر، به رغم هم زمان نبودن آنها در نزول، در صورتی که توسط پیامبر (ص) انجام گرفته باشد، به صورت حکیمانه تحقق یافته که وجود تناسب و ارتباط در میان این قبیل آیات و عبارات می تواند بیانگر بخشی از این حکمت باشد (معرفت، ۱۳۷۶، ج ۱، ص ۲۸).

محمدجواد مغنیه مدعی است چون قرآن یک باره بر پیامبر (ص) وحی نشده است، بلکه به تدریج نازل شده و نیز ترتیب سوره ها و آیات قرآنی بر حسب نزول نیست فلذا کمتر به ارتباط و مناسبت بین آیات توجه کرده است (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، ص ۱۵).

بنابراین در خصوص سوره هایی که دارای موضوعات متکثر بوده و آیاتشان به لحاظ زمان نزول، در یک محدوده زمانی واحد نازل نشده است، قائل به مناسبت و ارتباط نیست. وی تناسب و ارتباط بین مجموعه آیات را تا جایی مطرح می کند که آیات از وحدت نزول برخوردار باشند (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، ص ۹۱).

البته، باید توجه کرد که نمی توان دیدگاه مغنیه را نیز به طور کامل پذیرفت، زیرا تناسب، صرفا به آیاتی که با هم نازل شده اند محدود نمی شود، بلکه گاهی در میان آیاتی مشاهده می شود که پاره پاره نازل شده اند. نکته در خور تأمل، نحوه تناسب آیات است.

وجود تناسب در هر محدوده ای از نص امکان پذیر است و تنها به آیاتی که وحدت نزول دارند و یا پیرامون موضوعی واحد سخن می گویند اختصاص ندارد. تناسب و ارتباط گسترده آیات در حدی است که وحدت نص را ایجاب می کند. مفسر، هر چند که در آیات مختلف، تفاوت ها و نوساناتی را می بیند، همه آنها را باید اجزای متنی واحد به حساب بیاورد؛ بنابراین اصل اولی در مورد آیات باید ارتباط سیاقی باشد، مگر آن که بر اساس دلیل یا شاهدی خاص، عدم ارتباط معلوم شود (قائمی نیا، ۱۳۸۹، ص۳۵۶).

 

۴- شرایط تحقق سیاق در تفسیر الکاشف

غالب قرآن پژوهان دو شرط را در تحقق سیاق مطرح کرده اند که یکی صدوری و دیگری ارتباط موضوعی است. این دو از شرایط لاینفک در تحقق سیاق است به طوری که می توان گفت وحدت موضوع و وحدت نزول، دو رکن اصلی سیاق را تشکیل می دهند.

نکته قابل تأمل در تفسیر الکاشف این است که علی رغم بهره وری های مکرر مغنیه از سیاق برای تبیین کلام الهی، هیچ تعریفی از سیاق و شرایط و ضوابط تحقق آن ارائه نکرده است.

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه     ص ۷

البته، روش تفسیری ایشان مؤید این مطلب است که وی در مقام عمل و بهره گیری از سیاق، خود را ملزم و پایبند به سه شرط اساسی که سیاق در سایه آن محقق می شود – یعنی پیوستگی در صدور، ارتباط موضوعی بین آیات و عدم تعارض با ادله قوی تر می داند.

در ادامه به تبیین این سه شرط از نگاه محمدجواد مغنیه پرداخته می شود.

 

۱-۴. ارتباط صدوری و پیوستگی در نزول

منظور از ارتباط صدوری آن است که جملات، پیوسته و به طور متناسب از طرف متکلم بیان شود. ارتباط صدوری یکی از شرایط اصلی در تحقق سیاق است. زمانی میان جملات و آیات قرآن، قرینه سیاق برقرار است که جملات و آیات، با هم نازل شده و پیوستگی در نزول داشته باشند (بابایی و دیگران، ۱۳۷۹، صص ۱۲۸-۱۲۹).

یکی از آیاتی که در این خصوص همواره مورد توجه مفسران قرآن بوده، فراز میانی آیه سوم سوره مائده است. درباره اینکه فراز میانی آیه یعنی «الْیوْمَ یئِسَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ دِینِکُمْ فَلَا تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْیوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الْإِسْلَامَ دِینًا» (مائده: ۵/ ۳) در ارتباط با فرازهای قبل و بعد این آیه است یا جمله معترضه ای است که هیچ ارتباطی با قبل و بعد خود ندارد، میان مفسران قرآن اختلاف است.

عموم مفسران اهل سنت قائل به وحدت سیاق هستند؛ در نتیجه، ارتباط آیه با روز غدیر و ولایت و جانشینی حضرت علی (ع) پنهان می ماند و مراد از اکمال دین، موهبت تمام نعمتهای پیامبران پیشین به پیامبر اکرم (ص)، جاودانگی دین اسلام و تحریف نشدن آن است (میبدی، ۱۳۷۱، ج۳، ص ۱۸/ قاسمی، ۱۴۱۸، ج ۴، ص ۳۱). بعضی نیز اکمال را به عدم نزول آیات احکام پس از آیه اکمال بیان کرده اند (ابن عطیه، ۱۴۲۲، ج ۲، ص ۱۵۴).

مفسران شیعه دو گروه اند: عده ای تناسب را قبول نداشته و قائل به اجتهادی بودن جمع آیات در سور هستند (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۷، ص۲۹۵/ قرائتی، ۱۳۸۳، ج ۹، ص۳۶۳/ طیب، ۱۳۷۸، ج ۴، ص۲۹۶). گروهی دیگر این فراز را معترضه می دانند. علامه طباطبایی معترضه بودن آیه را به معنای انفصال و نفی هرگونه ارتباط با ماقبل دانسته و بر این باور است که آیه اکمال، ربطی به صدر آیه ندارد (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۵، ص ۲۷۵).

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۸

محمدجواد مغنیه پس از اشاره به وجود اختلاف میان شیعه و اهل سنت درباره تفسیر این آیه، صرفا به بیان دیدگاه های مفسران شیعی و اهل سنت پرداخته و داوری در خصوص جایگاه آیه و ارتباط و تناسب با ماقبل و مابعد را به مخاطبان واگذار کرده است. وی در این باره می نویسد:

«إختلف الشیعه و أکثر السنه فی تفسیر هذه الآیه، و نحن نعرض أقوال الطرفین کناقلین، لا مؤیدین، و لا مفندین، و نترک القارئ و عقله یستفتیه وحده» (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۳، صص ۱۳-۱۴).

البته، دقت در ذیل آیه نشان می دهد که ایشان آرای مفسرانی را ذکر نموده که قائل به عدم تناسب هستند و متعرض دیدگاه قائلان به تناسب نشده است. این امر به طور ضمنی نشان میدهد که دیدگاه قائلان به تناسب و در نتیجه سیاق را قبول ندارد.

به علاوه با توجه به عملکرد مغنیه در آیات مشابه مانند آیه ۳۳ سوره احزاب (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۶، ص۲۱۶) و آیه ۵۵ سوره مائده (همان، ج ۳، ص ۸۲) که در این آیات نیز به دلیل عدم ثبوت ارتباط صدوری و پیوستگی در نزول، مخصوصا در آیه ۳۳ سوره احزاب معتقد به برقراری و تحقق سیاق در آنها نیست؛ می توان گفت مغنیه سیاق در آیه مورد بحث را معتبر نمی داند (همان، ج ۳، صص۱۳-۱۴).

 

۲-۴. ارتباط موضوعی و مفهومی آیات

از دیگر شرایط اساسی تحقق سیاق، «ارتباط موضوعی» است؛ یعنی مطالبی که از گوینده حکیم صادر می شود، در موضوع واحد باشد تا امکان تحقق وحدت سیاق سخن پدید آید رجبی، ۱۳۹۱، ص ۱۰۰/ رضایی اصفهانی، ۱۳۷۸، ص ۴۲۹).

بنابراین، اگر جمله ای معترضه بین سایر جمله ها قرار گیرد، نمی توان به لحاظ سیاق در معنای ظاهر جمله معترضه تصرف کرد و آن را بر معنایی متناسب با جمله های قبل و بعد حمل نمود (جوادی آملی، ۱۳۸۷، ج ۵، ص ۱۱۷/ بابایی، ۱۳۹۱، ص ۱۳۶/ میبدی، ۱۳۸۵، ص ۲۹۹).

مغنیه نیز به این شرط توجه داشته و هر جا که در آیات، برای او ارتباط موضوعی محرز نشده به سیاق آیات توجه نداشته است. برای نمونه از نظر وی آیات «لَا تُحَرِّکْ بِهِ لِسَانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ* إِنَّ عَلَینَا جَمْعَهُ وَقُرْآنَهُ* فَإِذَا قَرَأْنَاهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ* ثُمَّ إِنَّ عَلَینَا بَیانَهُ»(قیامه: ۷۵/ ۱۶ -۱۹) با آیات ماقبل، از نظر موضوع و مفهوم هماهنگی ندارد و نباید آیات را در سایه سیاق تفسیر کرد (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۷، ص ۴۷۱).

البته، او در این دیدگاه منحصر به فرد نیست و بسیاری نیز با وی هم عقیده اند. برای مثال سیوطی تناسب بین این آیات با صدر و ذیلش را دشوار دانسته (سیوطی، ۱۳۶۳، ج۳، ص۳۲۸) و علامه طباطبایی نیز آیات فوق را جمله معترضه می داند و از سیاق سوره که وصف قیامت است، جدا تبیین نموده و خطاب را در این آیه به پیامبر اعظم (ص) می داند که توجه خود را به وحی معطوف دارد و در قرائت قرآن بر مردم شتاب نکند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۲۰، ص۱۰۹).

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۹

با مطالعه کامل تفسیر الکاشف، روشن می شود که از نظر مغنیه، شیوه عمومی قرآن کریم، انتقال پی در پی از موضوعی به موضوعی دیگر است؛ در نتیجه نمی توان بدون احراز رابطه موضوعی و مفهومی در معنای ظاهری آنها تصرف کرد و آنها را متناسب با سیاق تفسیر کرد(مغنیه، ۱۴۲۴، ج۳، ص۱۰).

 

۳-۴. عدم تعارض سیاق با ادله قوی تر

علاوه بر دو شرط بالا، از نظر مغنیه شرط دیگری نیز جهت تحقق سیاق وجود دارد و آن عدم تعارض سیاق با قراین و دلایل قطعی از قبیل دلالت نص و یا ظاهر آیات، دلایل قطعی روایی و دلایل قطعی عقلی است که در این صورت اگر سیاق با قرائن مذکور معارضه کند بر اعتبار سیاق خدشه وارد شده فلذا کنار گذاشته می شود. در ادامه به تبیین این دلایل می پردازیم:

 

۱-۳-۴. عدم تعارض سیاق با قرائن قطعی عقلی

تعارض سیاق با قرائن قطعی عقلی موجب می شود سیاق نامعتبر شود. برای مثال در آیه «إِنَّ الَّذِینَ یبَایعُونَکَ إِنَّمَا یبَایعُونَ اللَّهَ یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدِیهِمْ …»(فتح: ۴۸/ ۱۰) واژه «ید» بر اساس سیاق آیه به ویژه «فَوْقَ أَیدِیهِمْ» ، به معنای دست ظاهری و جسمی است؛ اما با توجه به براهین عقلی مبنی بر جسمانی نبودن خداوند و همچنین، وجود دلایلی نقلی مانند «لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ»(شوری: ۶۲/ ۱۱) واژه «ید» به معنای دست معمولی نیست بلکه کنایه از قدرت خداوند است (مغنیه، ۱۴۲۰، ج۷، ص۸۸).

نمونه دوم: برخی معتقدند واژه «ناظره» به قرینه ظاهر و سیاق آیه یعنی به قرینه «وجوه»، وجوه … ناضره»، و «إلى ربها» در آیه مبارکه «وُجُوهٌ یوْمَئِذٍ نَاضِرَهٌ* إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَهٌ»(قیامه: ۷۵/۲۳ – ۲۲ ) بر دیدن خدا با چشم سر در قیامت دلالت دارد(فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۱۳، صص ۱۲۴- ۱۳۳)، در حالی که از نظر مغنیه چنین مشاهده ای لازمه اش جسمانی بودن خداوند و وجود در مکان و کیفیت و حالت خاص جسمانی است که به لحاظ عقلی امکان پذیر نیست و ذات پاکش از این اوصاف مبراست، از این رو، در اینجا سیاق با دلیل قطعی عقلی در تعارض است (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۷، ص۴۷۳).

 


تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۰

از طرفی دیگر خداوند می فرماید: «لَا تُدْرِکُهُ الْأَبْصَارُ وَهُوَ یدْرِکُ الْأَبْصَارَ»(انعام: ۶/ ۱۰۳). این آیه مطلق است و دیدن خداوند نه در دنیا و نه در آخرت امکان ندارد (ابن شهر آشوب، ۱۳۶۹، ج ۱، ص ۹۵).

بنابر این، مغنیه آیاتی را که به ظاهر بر امکان رؤیت خدا دلالت دارند، بر رؤیت با عقل و بصیرت حمل کرده است نه بر دیدن با چشم سر؛ و چشم انسان حقیرتر و ناتوان تر از آن است که ذات یگانه خداوند را ببیند، چنانکه ذات اقدس او نیز بزرگ تر از آن است که با چشم دیده شود (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، صص۱۰۷-۱۰۸). بسیاری از مفسران شیعه و اهل سنت نیز در این تفسیر با مغنیه هم عقیده اند (آلوسی، ۱۴۰۵، ج ۲۹، ص ۱۴۵/ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۲۰، ۱۷۸/ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۵، ص ۳۰۳).

اخبار رسیده از اهل بیت عصمت (ع) هم بر همین دلالت دارد کلینی، ۱۴۰۷، ج ۱، ص ۱۳۶/ طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۲۰، ص ۲۰۴).

 

۲-۳-۴. عدم تعارض سیاق با نص یا ظاهر آیات محکم قرآن

طبق دیدگاه مغنیه، آیات محکم آیاتی هستند که در دلالت بر معنا واضح بوده و احتمال تأویل، تخصیص و نسخ در آنها راه ندارد (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۲، ص ۱۰). بر اساس دیدگاه مغنیه از دیگر مواردی که سیاق را از اعتبار ساقط می کند تعارض آن با نص یا ظاهر دیگر آیات محکم قرآن است. برای نمونه برخی عبارت «العرش» در آیه ۵۴ سوره اعراف:

«إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» و آیه سوم سوره یونس «إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّهِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» را با توجه به سیاق آیه به معنای «تخت، سریر، مکان جلوس و نشستن و …) می دانند (ابوحیان، ج ۴، ص ۶۴) در حالی که مغنیه بر خلاف معنای سیاقی اش با ارجاع به آیات محکمی چون به «… لَیسَ کَمِثْلِهِ شَیءٌ وَهُوَ السَّمِیعُ الْبَصِیرُ» (شوری: ۴۲/ ۱۱) آن را به سلطنت و تدبیر الهی تفسیر نموده است (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۴، ص ۱۳۲)؛ چنان که از آن به هیمنه و سیطره مطلق و به دست داشتن زمام امور نیز تعبیر شده است (فضل الله، ۱۴۱۹، ج ۱۱، ۲۶۵/ قطب، ۱۴۱۲، ج۳، ص۱۷۶۳).

مغنیه علت این که خداوند از سلطنت و تدبیرش به واستوى على العرش ، «بر عرش مستولی شد» تعبیر کرده است این گونه عنوان می کند که پادشاه بر مملکت خود تسلط دارد و آن را در حالی اداره می کند که بر تخت خود قرار دارد. منظور از این سخن، نزدیک کردن موضوع به ذهن است نه تشبیه؛ چرا که همانند او کسی نیست و او شنوا و بیناست» (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۳، ص ۳۳۹).

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۱

۳-۳-۴. عدم تعارض سیاق با روایات متواتر

تعارض سیاق با روایات متواتر و قطعی الصدور و قطعی الدلاله، دلیل دیگری است که مفسر الکاشف، سیاق را در این موارد فاقد اعتبار می داند.

در خصوص آیه «إِنَّمَا یرِیدُ اللَّهُ لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»(احزاب: ۳۳/ ۳۳) مفسران اهل سنت به رغم اطلاع از اسباب نزول این آیه، به عمد یا به خطا از دخالت دادن اسباب نزول آن در تفسیر خودداری کرده و تنها با نگاه به سیاق آیات پیرامونی به تفسیر آن پرداخته و مدعی اند که آیه در رابطه با زنان پیامبر (ص) است.

آنان زنان پیامبر (ص) را پاک ترین و پر فضیلت ترین زنان روی زمین دانسته اند (قطب، ۱۴۱۲، ج۵، ۲۸۶۲) و گروه دیگری از علمای اهل سنت نیز بر آن اند که آیه فوق، هم درباره اهل بیت (ع) و هم درباره همسران پیامبر (ص) است (فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۲۵، ص ۱۶۸/ شوکانی، ۱۹۹۳، ج ۴، ص ۳۱۹).

مفسران شیعه عموما بر این باورند که میان آیه تطهیر و آیات قبل و بعد از آن تناسبی نیست و هیچ گونه رابطه سیاقی میان آنها وجود ندارد، بلکه بر اساس روایات سبب نزول و همچنین سیره عملی پیامبر (ص) پس از نزول این آیه، تطهیر را مختص به پیامبر (ص)، علی (ع)، فاطمه (س) و حسنین (ع) می دانند (طوسی، بی تا، ج ۸، ص ۳۳۹/ بحرانی، ۱۴۱۶، ج ۳، ص۳۰۹/ حویزی، ۱۴۱۲، ج ۴، ص ۲۷۰). مفسر تفسیر الکاشف نیز در آیه فوق، سیاق را فاقد اعتبار می داند.

ایشان همچون عموم مفسرین شیعه برای اثبات عصمت اهل بیت (ع) به این آیه استدلال کرده و معتقد است إنما» ادات حصر است و بر اثبات پاکی تنها اهل بیت (ع) از گناهان دلالت می کند و ارتباطی با زنان پیامبر اکرم (ص) ندارد.

مغنیه برای تأیید دیدگاه خود، مجموعه روایاتی را که در کتب روایی اهل سنت و شیعه دال بر صحت باور شیعه بوده نیز ذیل این آیه ذکر نموده و تأکید می کند که در اینجا به خاطر وجود ادله قوی یعنی روایات و نبود شرایط کافی برای تحقق سیاق، نمی توان معتقد به سیاق شد. 

سپس، به این اشکال پاسخ داده است که بر فرض اعتماد به دلالت سیاق در آیات مذکور، قرائن موجود در آیه از جمله ضمیر مذکر در قسمت «لِیذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیتِ وَیطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا»، نص آشکاری است بر اینکه آیه شامل زنان پیامبر (ص) نمی شود و تردیدی نیست که دلالت نص، اطاعت از آنها را به دنبال دارد.

از این رو، اطاعت از اهل بیت (ع) در طول اطاعت از رسول الله (ص) قرار می گیرد. بنابراین، بر اساس نظر مغنیه، در این آیه سیاق میان آیات وجود ندارد و بر فرض وجود سیاق مطابق دیدگاه برخی از اهل سنت، به خاطر وجود روایات متواتر، چنین سیاقی معتبر نیست. برای مشاهده نمونه دیگر نک: ذیل تفسیر آیه ۵۵ سوره مائده در تفسیر الکاشف)

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۲

۵- عدول از معنای مستفاد از سیاق آیات در تفسیر الکاشف

مفسران در برخی موارد در عین اینکه از سیاق، یک برداشت و معنا را دریافت می نمایند، به مناسبتی از مفهوم برداشت شده از سیاق آیه عدول کرده و تفسیر آیه را بر اساس معنای مستفاد از سیاق پیش نمی برند. مغنیه نیز در مواردی ضمن اشاره به معنا و مفهوم خاص مستفاد از سیاق، مقصود آیه را در معنای برداشت شده از سیاق محدود نمی کند.

برای نمونه، محمدجواد مغنیه در خصوص آیات ۲۸ و ۲۹ سوره بقره معتقد است بر اساس سیاق، خطاب در این دو آیه متوجه کسی است که ضرب المثل ها برای او فایده ندارد؛ ولی از معنای سیاقی چشم پوشیده و معتقد است که این خطاب، تمام کسانی را که به رغم این براهین و دلایل بی شمار، خدا را انکار می کنند در بر می گیرد(مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، ص ۷۴).

وی همچنین معنای به دست آمده از سیاق آیه «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ لِلَّهِ شُهَدَاءَ بِالْقِسْطِ»(مائده: ۵/ ۸) را تعمیم داده و مدعی است:

«معنای گواهی دادن به عدالت، (تنها) این نیست که اگر دشمنان و مخالفان ما حقی بر عهده ما و یا دیگران داشته باشند، باید به نفع آنان گواهی دهیم، هر چند که سیاق آیه بر آن دلالت دارد، بلکه مراد آن است که انسان در تمام رفتار خود، بدون استثناء باید عدالت را در پیش بگیرد، ج ۳، ص ۲۵، ۲۶».

بنابراین، می توان گفت سیاق به عنوان قاعده ای در کنار دیگر قواعد تفسیری، مفسر الکاشف را در راه یابی به مفاهیم و مدالیل آیات، یاری رسانده و در برخی موارد نیز به رغم دست یابی به معانی و مفاهیم مستخرج از سیاق آیات، بنا به دلایل و مناسبتی از مفهوم سیاقی به مفاهیم دیگری که می توان از آیات به دست آورد عدول کرده است همچنان که مفسران دیگر نیز چنین رویکردی را در تفسیر آیات اتخاذ کرده اند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۳، ص۳۰۵؛ ج۱۹، ص ۳۵۲).

 

۶- انواع سیاق در تفسیر الکاشف

بهره گیری از سیاق در تفسیر الکاشف انواع گوناگونی دارد. به طور خلاصه سیاق کلمه، سیاق جمله و سیاق آیات از مهم ترین انواع سیاق در این تفسیر است. توجه به سیاق سوره نیز در این کتاب از چشم مفسر به دور نبوده هر چند نسبت به دیگر انواع سیاق، توجه به آن کم رنگ تر است. در ذیل با ارائه نمونه هایی، انواع سیاق در تفسیر الکاشف شرح داده می شود.

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۳

۱-۶. سیاق کلمه

یک کلمه در قالب بافت ها و سیاق های متعدد می تواند حامل معانی متفاوتی باشد. همنشینی کلمه با واژه های دیگر در سیاق های متفاوت، بار معنایی متفاوتی را بر واژه ایجاب می کند. قرینه بودن این نوع سیاق و تأثیر آن در تعیین و تحدید معنای واژه ها از قوی ترین قراین سیاقی است (رجبی، ۱۳۹۱، ص ۹۴).

مغنیه نیز به این ملاک و قرینه برای تفسیر و تبیین معنای واژه ها و الفاظ قرآنی توجه نموده است. فلذا در خصوص واژه هایی که به خاطر اشتراک لفظی احتمال معانی مختلف را می دهند، معنایی را که موافق و هماهنگ با سیاق آیه بوده اتخاذ نموده است. او ذیل آیه « وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِکَهُ یا مَرْیمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِینَ»(آل عمران: ۳/ ۴۲) مراد از اولین «اصطفاء» را پذیرفته شدن مریم به خدمتگزاری خانه خدا می داند:

«و المراد بالاصطفاء الأول قبولها محرره الخدمه بیت الله» و با توجه به سیاق یعنی هم نشینی کلمه «طهرک» با دومین «اصطفاء»، مراد از آن را این گونه بیان داشته که مریم بدون آن که بشری با او آمیزش کند، فرزندی به دنیا آورده است (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۲، ص ۵۵).

وی ذیل آیه « وَدَانِیهً عَلَیهِمْ ظِلَالُهَا وَذُلِّلَتْ قُطُوفُهَا تَذْلِیلًا» (انسان: ۷۶ / ۱۴ ) ضمن تصریح به معانی مختلف کلمه «دانی که به معانی نزدیک بودن (طریحی، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۱۴۸/ ابن منظور، ۱۴۱۴، ج ۱۴، ص ۲۷۱) و راحت بودن است (قطب، ۱۴۱۲، ج ۶، ص ۳۷۸۲)، معنای دوم را که با «ظلال» و «علیهم»، هم خوانی بیشتری دارد برگزیده است. چرا که اگر «دانیه» به معنای نزدیک بودن باشد، باید «الیهم» ذکر میشد (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۷، ص۴۸۳).

مغنیه در آیه « قُلْ لَوْ أَنْتُمْ تَمْلِکُونَ خَزَائِنَ رَحْمَهِ رَبِّی إِذًا لَأَمْسَکْتُمْ خَشْیهَ الْإِنْفَاقِ وَکَانَ الْإِنْسَانُ قَتُورًا»(اسراء: ۱۷/ ۱۰۰) مراد از رحمت را به قرینه «لأمسکتم خشیه الإنفاق»، ثروت می داند(همان، ج ۵، ص ۹۰).

ایشان با استمداد از سیاق آیه که بیانگر گفت و گوهایی است میان منافقان و اظهار خوشحالی آنان به سبب مشکلی که مسلمانان دچار آن شده اند، مراد از « إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَهٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْکَ مُصِیبَهٌ یقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَیتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ»(توبه: ۹ / ۵۰ ) را شکست ارتش مسلمانان می داند (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۴، ص ۵۲).

پس می توان دریافت که سیاق کلام که حاصل تتابع و نظم معانی در یک رشته از الفاظ، کلمات و عبارات و انتظام و اتصال آنهاست در رسیدن به مفهوم مقصود و معنا مؤثر است (محمود، ۲۰۰۸، ص ۱۵/ زمخشری، ۱۴۱۵، ص۲۹۳/ عطار، ۱۴۲۰، ج ۱، ص ۲۰).

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۴

۲-۶. سیاق جمله

اعجاز قرآن و فصاحت و بلاغت بی نظیر آن گواه بر این است که هر آیه به صورت خاص دارای سیاقی واحد و هماهنگ است (کوثری، ۱۳۹۲، ص ۶۴).

در واقع، اصل اولی در کلام و آیه ها این است که هر آیه از قرآن کریم از آغاز تا پایان به صورت کلام پیوسته به هم نازل شده است، مگر اینکه قرینه قطعی داخلی یا خارجی بر خلاف آن وجود داشته باشد (میبدی، ۱۳۸۵، ص ۲۹۱).

برای نمونه در آیه «أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِنَ الْکِتَابِ یشْتَرُونَ الضَّلَالَهَ وَیرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا السَّبِیلَ»(نساء: ۴/ ۴۴)، مغنیه با توجه به چینش جملات، مراد از «الَّذِینَ أُوتُوا نَصِیبًا مِنَ الْکِتَابِ» را یهود می داند؛ زیرا اولا خداوند آنها را به صفت گمراهی: «یشْتَرُونَ الضَّلَالَهَ» توصیف کرده است و ثانیا به گمراه کردن دیگران: «یرِیدُونَ أَنْ تَضِلُّوا» و ثالث به دگرگون کردن کلمات خدا: «یحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ» توصیف شده اند (مغنیه، ۱۴۲۴، ج۲، صص ۳۳۷- ۳۳۸).

ایشان در خصوص آیه ۲۹ سوره فاطر مراد از تلاوت در جمله «إِنَّ الَّذِینَ یتْلُونَ کِتَابَ اللَّهِ …» را به قرینه « إِنَّمَا یخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ »(فاطر: ۳۵/ ۲۸) اندیشیدن و عمل بدان می داند (همان، ج ۶، صص ۲۹۰-۲۹۱)؛ بنابراین، عنایت به این مطلب که خداوند حکیم بر اساس بینش و چینش حکیمانه، کلام خود را سامان داده است، مخاطب را ملزم می دارد تا برای فهم مراد واقعی متکلم از قرینه هایی که وصول به این امر را تسهیل می کند استمداد جوید.

یکی از این قرینه ها حاصل هم نشینی جملات در قالب بافتار یا سیاق جدید است. در واقع ساختار جدید، بار معنایی متفاوتی را به هریک از جملات تحمیل می کند که ممکن است همان جمله در قالب های متفاوت، معنایی متفاوت را افاده نماید.

 

۳-۶. سیاق آیات

صرف نظر از سیاق کلمات و جمله ها، گاهی از پی هم آمدن آیات سیاقی به دست می آید که سیاق آیات نامیده می شود و در تفسیر صحیح آیات قرآن نقش مؤثری دارد (میبدی، ۱۳۸۷، ص ۱۴۳). مغنیه نیز از این قاعده بهره برده است. برای نمونه مراد از «لا یعقلون شیئا» در آیه ۱۷۰ سوره بقره، آن نیست که آنان نسبت به هیچ چیزی درک و فهم ندارند، – هرچند ظاهر، همین را می فهماند – بلکه مراد تنها نفی تعقل در امور دین است، چراکه سیاق آیات، سخن درباره امور دینی است (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، ص ۲۵۹)؛ همچنین، سیاق این آیه و آیاتی که در نکوهش پیروی از پدران آمده است (زخرف: ۴۳/ ۲۴؛ مائده: ۵/ ۱۰۴) دلالت دارد که مقصود از آنها تقلید از پدران در گمراهی و امور باطل است و تقلید در حق (همان، ج ۲، ص ۱۲۶).

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۵

همچنین وی با عنایت به سیاق مجموع آیات قبل، مرجع ضمیر فعل «اتبعوا» در آیه «وَاتَّبَعُوا مَا تَتْلُو الشَّیاطِینُ عَلَى مُلْکِ سُلَیمَانَ وَمَا کَفَرَ سُلَیمَانُ وَلَکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یعَلِّمُونَ النَّاسَ السِّحْرَ … وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَرَاهُ مَا لَهُ فِی الْآخِرَهِ مِنْ خَلَاقٍ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کَانُوا یعْلَمُونَ » (بقره: ۲/ ۱۰۲) را یهود مدینه می داند که پیش از این آیه، ۶۲ آیه پی در پی درباره آنان بود (همان، ج ۱،ص ۱۶۲)

نمونه دیگر را در آیه ۶۸ سوره یوسف می توان جستجو کرد. مفسران در تعریف آن نیازی که خدا آن را برای یعقوب برآورده کرده بود:

«حاجه فی نفس یعقوب» دچار اختلاف شده اند. گاهی آن نیاز به این تفسیر شده که فرزندانش را در هنگام ورود به مصر چشم نزنند (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۵، ۳۸۱) و زمانی چنین معنا شده که عزیز مصر به آنها بدی نکند (مراغی، بی تا، ج۱۳، ص۱۷). ولی مغنیه با مشاهده سیاق آیات و دیگر قرائن، نخستین و آخرین نیاز یعقوب را سلامت یوسف و برادر او و نیز دیدار این دو نور چشمانش می داند که خداوند نیز به بهترین شکل، این آرزوی او را برآورده ساخت (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۴، ص ۳۳۹).

بنابراین، می توان دریافت که رسیدن به مفاهیم بلند قرآن، تأمل در سیاق آیه را می طلبد. معنا کردن آیه بدون توجه به سیاق و جهت گیری کلی آیات، نتیجه دیگری جز لغزش و انحراف و دور شدن از معنای واقعی آیات ندارد (ربیع نتاج، ۱۳۸۵، ص۵۶)؛ امری که مغنیه نیز از آن غافل نبوده است. گواه دیگر بر این مدعا بهره وری مکرر ایشان از قاعده سیاق است که بیش از دویست بار با عنایت به سیاق آیات سعی بر این داشته که فهمی صحیح از آیات ارائه دهد. به همین خاطر سیاق در تفسیر الکاشف کارکردهای گوناگونی دارد. برخی از مهم ترین این کار کردها عبارت اند از:

تعیین مراد و مقصود آیه، تعیین مرجع ضمیر، ارزیابی اقوال مفسرین در سایه سیاق، جرح و تعدیل روایات تفسیری و … شایسته یادآوری است که تبیین تفصیلی نقش و کارکرد سیاق در تفسیر الکاشف نیازمند مقاله دیگری است.

 

۴-۶. سیاق سوره

«سوره» مجموعه ای از سخنان الهی است که با بسمله آغاز شده – به استثنای سوره توبه – و در راستای غرضى خاص قرار دارد (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۳، ص ۲۳۱). هر سوره دارای شخصیت و هویت مستقلی است چراکه تحدی به سوره (بقره: ۲/ ۲۳؛ یونس: ۲/ ۳۸) می تواند بر رسمیت یافتن «سوره» به عنوان واحد کامل قرآنی از جانب خدا اشاره کند (فقهی زاده، ۱۳۷۴، ص ۳۵).

 


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۶

سیاق میان مجموعه آیات یک سوره بر مبنای وحدت موضوعی هر سوره شکل می گیرد. پس سیاق سوره حاصل تعامل، تناسب و ارتباط بین آیات و وحدت موضوعی بین موضوعات فرعی مطرح در قالب سوره است که گاهی از آن با عنوان پیام مرکزی و نهایی سوره (خامه گر، ۱۳۸۲، صص ۱۱۹-۱۲۰/ عموش، ۱۳۸۸، صص ۲۳-۲۵)؛ و گاهی با عنوان «جان و روح سوره» تعبیر می گردد (مدنی، ۱۹۹۱، ص ۵).

بنابراین لازمه سیاق سوره، تناسب و ارتباط بین مجموعه آیات کل سوره است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که مغنیه نیز به مناسبت و ارتباط آیات ملتزم بوده است. وی هر چند در مقام نظر، معتقد به نزول تدریجی قرآن و بسیاری از سوره های بلند است و از طرف دیگر، همچون سایر دانشمندان، ترتیب کنونی سوره ها و آیات قرآن را بر حسب ترتیب نزول نمی داند مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۱، ص ۱۵)، ولی در مقام عمل به ارتباط و تناسب میان آیات و گاه توجیه و تبیین علل تناسب و ترتیب میان آیات، برآمده و در نتیجه سیاق کلی سوره را مشخص نموده است.

توجه در تفسیر الکاشف نشان می دهد که مفسر، تناسب و ارتباط مجموعه آیات و در نتیجه، سیاق سوره را غالبا در سوره هایی که یک باره نازل شده و یا آیاتی که پیوستگی آنها روشن است، برقرار می داند.

این در حالی است که وجود تناسب در مورد آیاتی که یکجا نازل شده اند امری ضروری است و از حداقل شرایط حکمت و بلاغت در سخن است. لذا از آنجایی که چینش آیات در یک سوره بنا بر تحقیق، توقیفی و به امر رسول خدا (ص) است، باید از سایر ارتباط های میان آیات نیز غفلت ننمود؛ مضاف بر آن، یکی از وجوه اعجاز قرآن کریم، یکپارچگی و ارتباط منطقی و ادبی آیات هر سوره است (دراز، ۱۴۱۴، ص ۱۲۱) .

از طرف دیگر، تدوین و تبویب قرآن به شکل کنونی متناسب با هدف هدایتی انسان هاست. بی توجهی به ترکیب و همبستگی آیات، قرآن را از اعجاز در بیان خالی می سازد و آن را به صورت کلمات کوتاه که پر از ابهام و تکرار است در می آورد و به نوعی می توان تبیین آیات، خارج از چینش حکیمانه شان را محرومیت از هدایت سوره برشمرد (قطب، ۱۴۱۲، ج ۱، ص ۱۹۳/ نیز نک: فخر رازی، ۱۴۲۰، ج۸، ص۱۱۸/ بقاعی، ۱۴۱۵، ج ۱، ص ۷).

وحدت موضوعی در سوره، یکی دیگر از مؤلفه هایی است که در شکل گیری سیاق سوره دخیل است؛ که در آن هر سوره، یک یا چند محور موضوعی محدود و کلی دارد و تمام آیات سوره به گونه ای هدفمند در جهت آن موضوع یا موضوعات در حرکت اند.


 

تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۷

بنابراین هر سوره دارای وحدت کامل و هدف واحد، سبک و سیاق خاصی از نظر لفظ، فواصل و کلمات پایانی است و هر موضوعی که در یک سوره طرح شده، تناسب کاملی با آن سوره دارد. هیچ داستانی در یک سوره تکرار نشده، مگر آنکه از نظر شکل و موضوع با آن سوره مناسبت دارد (حجازی، ۱۳۹۰، ص۱۱۳).

همین غرض واحد و روح کلی حاکم بر سوره (شحاته، ۱۳۶۹، ص۳۳) می تواند قرینه مناسبی برای کشف مراد برخی از آیات قرآن باشد (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۱، ص۱۶)؛ پس ضروری است که مفسر با در نظر گرفتن اصل بنیادین انسجام و هماهنگی آیات، آنها را در مجموعه ای به هم پیوسته و در ارتباط با هم بنگرد تا در سایه ژرف نگری در ارتباط صدر و ذیل آیه، انسجام دو آیه هم جوار و هم بافت و به طور کلی، هماهنگی و هم سیاقی گروه آیات یک سوره، به تبیین و تفهیم مراد الهی در کل سوره بپردازد (فقهی زاده، ۱۳۷۴، صص ۸۴-۸۵).

مغنیه نیز در خصوص کشف وحدت موضوعی سور، در بعضی موارد موضوعات مختلف یک سوره را به اجمال ذکر می کند. مثلا درباره محور سوره یونس می گوید:

«موضوعها کموضوعات السور المکیه یدور على إثبات أصول العقیده» (مغنیه، ۱۴۲۴، ج ۴، ص ۱۲۹). او محور سوره مائده را اعتقادات، احکام شریعت و جهاد دانسته است (همان، ج ۳، ص ۶).

نمونه دیگر سوره جاثیه است که پس از تقسیم آن به شش دسته، محور سوره را قدرت خداوند بر زنده کردن مردگان و عذاب منکران توحید و معاد می داند (همان، ج ۷، صص ۴۰ – ۶۴). به همین شکل درباره سوره حمد می گوید:

«هدف سوره فاتحه آن است که بنده باید در پیشگاه مولای خود بایستد و مؤمن، موحد، شکرگزار، سپاسگزار و اهل اخلاص باشد و دعا کند که خداوند او را به علم و عملی توفیق دهد که مورد خشنودی اوست» (همان، ج ۱، ص۳۹)

کشف محورهای سوره در تفسیر الکاشف به خصوص در مورد سوره های کوتاه که عموما دارای وحدت نزول و یکپارچگی در موضوع هستند امری شایع تر است، ولی درباره سوره های طولانی اوایل قرآن، توجه وی به سیاق سوره ها به دلیل تنوع و گستردگی موضوعات، بسیار کم رنگ تر است.

این در حالی است که به عقیده برخی محققان قرآنی و مفسران، هر سوره – هرچند طولانی – هدفی را دنبال می کند که با اتمام آن هدف، سوره هم پایان می یابد (خامه گر، ۱۳۸۶، ص ۸۳/ خرقانی، ۱۳۸۰، ص ۱۳۹/ معرفت، ۱۳۹۶، ص ۳۱).

 


تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه    صفحه ۱۸

نتیجه گیری

۱. قاعده سیاق یکی از قراین درونی کلام و برترین قرینه برای رسیدن به حقیقت معنای لفظ است که در فرآیند تفسیر، به عنوان مبنای اصلی ساخت کلام، نقش عمده، اساسی و اولی دارد. بدین جهت نقش سیاق و ایجاد تناسب و ارتباط میان پاره ها و بخش های مختلف آیات، در فهم گستره مفاهیم آنها و تعیین و تحدید اهداف و موضوعات قرآن، اساسی و راهگشاست. فلذا حمل معانی برخلاف اقتضای سیاق، گاه ممتنع بوده و رفع ید از سیاق در استنباط مفاهیم، بدون دلیل، نامطلوب است.

۲. سیاق، یکی از قواعد مهم تفسیری در تفسیر الکاشف است که محمدجواد مغنیه برای دستیابی به مدلول صحیح کلام الهی به آن توجه داشته و از آن به عنوان قاعده ای مهم و جدی در کنار دیگر قواعد مهم تفسیری بهره می گیرد.

٣. از نظر مفسر تفسیر الکاشف سیاق مجموعه آیات و یا سوره هایی که دارای وحدت نزول هستند، اصالت و اعتبار دارد. آیاتی که با هم و در یک مرحله نازل شده اند از بیشترین تناسب، آمیختگی و انسجام با یکدیگر برخوردارند؛ لذا مفسر قرآن می تواند بر مبنای وحدت نزول آیات در تفسیر و تبیین آنها از سیاقی که در میان آن مجموعه از آیات شکل می گیرد، بهره مند شود و به آن استناد کند. فلذا وی از برقراری ارتباط و تناسب بین مجموعه آیاتی که در مناسبتهای مختلف و فواصل زمانی متفاوت نازل شده اند خودداری کرده است.

۴. شرایط تحقق سیاق در تفسیر الکاشف عبارت اند از: وحدت نزول، وحدت موضوع و عدم تعارض سیاق با قرینه قوی تر مانند نص و یا ظاهر آیات محکم، روایات متواتر و دلایل قطعی عقلی.

۵. مفسر تفسیر الکاشف در مواردی ضمن اشاره به معنای مستفاد از سیاق آیات، از آن معنا عدول می کند.

۶. سیاق در تفسیر الکاشف انواع مختلفی دارد از جمله: سیاق کلمه، سیاق جمله، سیاق آیات و سیاق سوره. وی سیاق سوره را در سوره هایی محقق می داند که آیات آن از وحدت در نزول و موضوع برخوردار باشند.

 


برای دریافت نسخه کامل این مقاله، از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.


واژگان پرتکرار مقاله:

سیاق ؛ تفسیر الکاشف ؛ محمدجواد مغنیه ؛ بافت آیات ؛ وحدت نزول ؛ وحدت موضوع


مقالات مرتبط با موضوع  سیاق و تفسیر الکاشف (برای دانلود روی عنوان مقالات کلیک نمایید):

تحلیل و نقد معنای واژه أنّی در ترجمه‌ های فارسی قرآن ( با تأکید بر نقش سیاق در ترجمه

بررسی مقابله‌ ای تحلیل سیاق سوره نبا در تفسیر المیزان و یافته‌ های زبان‌ شناسی معاصر

کارکرد قرائن سیاقی در تعریف و تنکیر واژه « بلد » در آیات متشابه لفظی سور بقره و ابراهیم

سیاق و کارکرد آن در کتاب التعبیر القرآنی ( بررسی دیدگاه فاضل صالح السامرایی )

تحلیل لایه‌ های معنایی – اخلاقی محبت در قرآن کریم با توجه به سیاق

بررسی اعتبار سبب نزول و سیاق و تعامل و تعارض آن دو در تفسیر

رویکرد حدیثی تقریب گرایانه مغنیه در التفسیر الکاشف

تحلیل کارکردهای سیاق در التفسیر الحدیث

ادله ادبی دلالت فراسیاقی قرآن

 

انتهای پیام مقاله: تحلیل جایگاه و انواع سیاق در تفسیر الکاشف محمدجواد مغنیه