بازتاب توریه و دروغ مصلحت آمیز در آیات قصص از منظر مفسران فریقین


بازتاب توریه و دروغ مصلحت آمیز در آیات قصص از منظر مفسران فریقین-در حال بارگذاری
۱۷ خرداد ۱۳۹۷
PDF
600 K
رایگان

عنوان مقاله: بازتاب توریه و دروغ مصلحت آمیز در آیات قصص از منظر مفسران فریقین

.
نویسندگان: نوشین رشیدی رنجبر ؛ محمد تقی دیاری بیدگلی؛ فاطمه سروی

.

سال انتشار: ۱۳۹۵      سطح مقاله: علمی پژوهشی

.

چکیده

از مهمترین ارزش­ها، صداقت و آفت اصلی آن دروغگویی است که یکی از رذایل اخلاقی محسوب می شود. دروغ در تمامی شرایع الهی حرام است و تا ضرورت و مصلحت مهمی در میان نباشد، گفتن آن جایز شمرده نمی شود. اگر تحصیل این مصلحت لازم شود، حرمت آن بر طرف گشته و مشمول قاعده “اهم و مهم” و یا به تعبیری “دفع افسد به فاسد” می شود. با این همه، آیات قصص قرآنی نشان دهنده مواردی است که بر اساس ضرورت و برای حفظ مصالح فرد و جامعه، دروغ و به تعبیر دقیق­تر “توریه“، جایز شمرده شده است.

حضرت یوسف علیه السلام بنا به مصالحی، بنیامین را با طرحی وحیانی نزد خود نگه داشت و برادران را به سرقت متهم ساخت. حضرت ابراهیم علیه السلام برای عدم شرکت در مراسم عید مشرکان و به منظور شکستن بت­ها اعلام کرد که بیمار است. وی پس از شکستن بتها نیز هنگامى که از وى در این باره پرسش شد، آن را به بت بزرگ نسبت داد. موارد دیگری نیز در قرآن وجود دارد که مفسران حکم جواز توریه و دروغ مصلحت آمیز را از آنها استنباط نموده اند.

کلیدواژه ها: توریه؛ دروغ مصلحتی ؛ حیله گفتاری؛ فقه القرآن؛ آیات قصص. فریقین

.

عنوان مقاله [English]

The Reflection of Towriah (Prevarication) and White Lie in the Stories of the Holy Quran from the Viewpoint of Sunni and Shia Commentators

Abstract

One of the most important moral values is honesty, the main defect of which is lying which is regarded a moral vice. Lying is forbidden in all divine religions and not permitted unless there appears an important necessity and expediency.

If we are to fulfill this expediency, then lying is permitted and subject to the principle of “the most important and important”, or in other word, the principle of “avoiding more corruption by means of allowing less corruption.” However, stories of the Holy Quran mention some cases in which lying, or more exactly prevarication, is permitted due to a necessity and to protect individual and social expediency.

For example, Prophet Yusuf (PBUH) kept his brother, Benjamin, before himself through a revealed plan, and accused his brothers of stealing. Prophet Ibrahim (PBUH) did not participate in pagan celebration in order to break the idols and pretended that he was sick.

After breaking the idols and being asked about it, he attributed it to the great idol. There are other cases in the Holy Quran, from which commentators have deduced the permissibility of white lie and prevarication.