تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی


تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی-در حال بارگذاری
۳۱ فروردین ۱۳۹۹
PDF
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۴؛ نویسندگان: مینا شمخی؛ موضوع: تاثیر تربیت قرآنی بر کمال انسان ؛ تعداد صفحات: ۱۸؛ فرمت فایل: PDF؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: قرآن  ؛ انسان ؛ تربیت ؛ کمال ؛ کمال حقیقی ؛ رستگاری ؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث

 

عنوان کامل مقاله: تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی

 

    

مشخصات مقاله تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی:

مشخصات نشر: دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث؛ دوره ۱، شماره ۲، سال انتشار: ۱۳۹۴، صفحات: ۵۹- ۷۶؛ نویسندگان: مینا شمخی.

نحوه ارجاع به این مقاله: شمخی، مینا، «تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی»، دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث، بهار و تابستان ۱۳۹۴، دوره ۱، شماره ۲، صفحات ۵۹- ۷۶

مشخصات نویسندگان: ۱. مینا شمخی: استادیار دانشگاه شهید چمران اهواز


متن مقاله: 

صفحه ۵۹

تربیت قرآنی کمال انسانی


تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۰

مقدمه

توجه رو به افزایش مکتب های فلسفی و حتی سیاسی معاصر به موضوع شناخت ماهیت انسان، نیازهاء عوامل سعادت و تربیت انسان کامل، از عمده ترین عواملی است که محققان مسلمان را برمی انگیزاند تا در این باره پژوهش کنند.

درباره کمال انسان در مکاتب گوناگون س خنها گفته شده و نکته هایی بیان شده است که علت عمده آن را می توان در فطری و ذاتی بودن کمال جویی جست وجو کرد و تلاش های بشری به منظور اشباع این میل است.

بی تردید از جمله مسائلی که در قرآن و روایات، فراوان درباره آن بحث شده است، مسائل مربوط به کمال انسان و راه های رشد و تعالی وی است. اولین کسی که در مورد انسان، تعبیر انسان کامل را مطرح کرد، محی الدین عربی، عارف معروف، است(مطهری، ۱۳۸۲، ص ۲۰).

تعبیر انسان کامل در ادبیات اسلامی تا قرن هفتم هجری مطرح نبوده است، ولی باید توجه داشت که مفهوم مترتب بر آن در اسلام از همان آغاز وجود داشته است. شاخه های مختلف علوم اسلامی هر کدام از دیدگاه خود مسئله انسان کامل را مطالعه کرده اند.

آنچه این نوشته در پی آن است، بررسی راهبردهای قرآنی برای تربیت انسان کامل است. زیرا رسالت قرآن انسان سازی است، بنابراین طبیعی است که درباره این فرآیند هرچه را که لازم است بیان کرده باشد. پرداختن به همه این راهبردها در حوصله این نوشتار نیست، اما به مهم ترین آنها اشاره خواهد شد.

 

شناخت مفاهیم

از واژه های مهم و کلیدی این پژوهش، دو واژه «تربیت» و «کمال» است که لازم است، هر چند مختصر، به آنها پرداخت.

 

مفهوم شناسی تربیت

از نظر لغت شناسان، تربیت از ریشه «ربو» به معنای رشد و زیادی یا از «ربب» به معنای مالک و مدیر و مربی (ابن منظور، ۱۴۰۸، ج ۱، ص ۴۰۰؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج ۲، ص ۶۴) گرفته شده است.

راغب نیز «رب» را به معنای صیرورت و دگرگونی می گیرد، یعنی شیء در حال دگرگونی است تا به حد رشد و کمال برسد (راغب، ۱۴۰۴، ص۳۳۶). شیء به وسیله تربیت به مراحل کمال می رسد.

تربیت در اصطلاح نیز به معنای برانگیختن و فراهم آوردن موجبات رشد و شکوفایی استعدادها، و قابلیت های انسان برای رسیدن به کمال و سعادت است (بهشتی ،۱۳۸۷، ص۳۳). در این تعریف، به تربیت ویژه (انسان) و هدف تربیت (کمال و سعادت) اشاره شده است.

قرآن کریم از تربیت کردن، گاهی با واژه «رب» و مواقعی با کلمه «تزکیه» و سایر مشتقات آن یاد کرده است. بدین معنا که هر جا مقصود، تربیت تمامی ابعاد انسانی، در دو بعد جسمی و روحی، بوده است.

قرآن کریم واژه «رب» را به کار برده است؛ مانند آن موارد که سخن از تربیت الهی، تربیت پدر و مادر یا مالک و صاحب چیزی در میان باشد. اما در آن موارد که مراد، تربیت و شکوفا ساختن نیروهای معنوی انسان هاست، از واژه «تزکیه» استفاده کرده است.

واژه های قرآنی دیگری مثل: رشد، هدایت، تقوا، تھذیب، اصلاح، تطهیر و … را نیز می توان به نوعی ناظر بر تربیت مد نظر قرآن به حساب آورد، اما هیچ یک به

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۱

اندازه تزکیه، ناظر بر تربیت قرآنی به مفهوم فراهم سازی زمینه رشد و انسانی و راهیابی به کمال نیست.

 

مفهوم شناسی کمال

واژه «کمال» مصدر گل یا گمل یعنی انجام یافتن، تمام شدن، به حد کمال رسیدن و نتیجه گرفتن است «الیوم أکملت لکم دینکم»(مائده/ ۳)؛ امروز دین شما کامل و تمام شد. این کلمه وقتی به باب تفعل برود، هم معنای لازم دارد و هم متعدی. تکمل یعنی تمام شدن و تمام کردن (معلوف، ۱۳۸۰، ج ۲، ص ۱۷۵۳).

تلاش طبیعی موجودات زنده برای تحقق بخشیدن کامل به استعدادهای درونی آنهاست. ابن سینا معتقد است: «هر وجودی زمینه ها و استعدادهای وصول به فعلیت هایی را دارد که متناسب با آسایش و سازگار با طبیعت و سرشت و استعدادهای درونی او هستند» (ابن سینا، ۱۴۰۸، ص۸۳).

برخی گفته اند: «کمال صفتی وجودی است که موجودی به آن متصف می شود و حاکی از دارایی و غنای حقیقی یک موجود در مقایسه با موجود دیگر است»(مصباح، ۱۳۸۰، ص۳۵)؛ یا کمال در جایی است که یک شیء بعد از آن که تمام هستی باز درجه بالاتری هم می تواند داشته باشد و از آن درجه بالاتر تا به آن حد نهایی که انسانی از آن بالاتر وجود ندارد برسد که او را انسان کامل که حد اعلای انسان است، می داند(مطهری، ۱۳۸۲، ص ۲۰).

وقتی فطرت انسان کمال مطلق را اصیل می بیند و اصالت آن را مشاهده می کند، اصالت به کمال مطلق گرایش دارد و چون کمال های محدود و مقطعی را می بیند، بالتبع به کمال های محدود می گراید؛ لیکن پس از شکوفایی توسط هدایت و عنایت و حمایت وحی نبوی و الهام ولوی، بینش و گرایش اصل و تبع، به حقیقت و مجاز تلطیف می شود؛ یعنی گرایش فطرت حقیقتا به کمال مطلق است و مجازا به کمال نامحدود، زیرا آن حقیقت نامحدود(خدای سبحان) مجالی برای وجود حقیقی غیر او نمی گذارد(جوادی آملی ،۱۳۸۶، ص ۱۷۸).

بنابراین، کمال انسانی قرار گرفتن انسان در مسیر بایستگی ها و شایستگی های خود در حیات مادی و معنوی است و نقطه شروع آگاهی به ظرفیت های وجودی و بعد معنوی انسان است.

 

ظرفیت های وجودی انسان

انسان استعداد رسیدن به کمال نامحدود دارد. خداوند سبحان می فرماید:

«یا أَیهَا الْإِنْسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى رَبِّکَ کَدْحًا فَمُلَاقِیهِ» (انشقاق/۶)؛ ای انسان، حقا که تو به سوی پروردگار خود، به سختی، در تلاشی و او را ملاقات خواهی کرد».

دلیل این تلاش استعدادهای خاصی است که در انسان وجود دارد و او را آماده می سازد تا به یک موجود والاتر از هر مخلوقی ترقی پیدا کند. این واقعیت از مقایسه انسان با سایر موجودات، و کمی دقت در نیازهای متعالی انسان فهمیده می شود.

انسان علاوه بر استعدادهای مادی که با سایر موجودات شریک است، از حیث معنوی نیز آمادگی پذیرش کمال و رسیدن به مقام قرب الهی را دارد. استعدادهای ذاتی آدمی برای رسیدن به غایات اصلی طبیعت آدمی است که عبارتند از مدارجی که یک انسان در سلسله مراتب وجود، در قوس صعود، طی می کند که موجب رشد و تکامل وی می شود.

ریشه تلاش انسان برای رسیدن به خود تکامل یافته را باید در بعد معنوی او جست وجو کرد. با تکامل

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۲

بیشتر است که استعدادهای انسان شکوفا می شود و ظرفیت وجودی اش افزایش می یابد. خداوند سبحان می فرماید:

«ما انسان را از نطفه ای آمیخته آفریدیم تا او را بیازماییم و وی را شنوا و بینا گردانیدیم. ما راه را بدو نشان دادیم؛ یا سپاس گزار خواهد بود یا ناسپاس» (انسان/۲ – ۳).

از این مطالب، معلوم می شود که انسان دارای دو جنبه زمینی و آسمانی است و بر اساس دو گرایش عمل می کند: از یک طرف، انسان مثل ملائکه تحت تأثیر جاذبه های ماورای مادی – که فطری هستند.

قرار دارد؛ از سوی دیگر، مانند حیوانات تحت تأثیر کشش های مادی قرار دارد. وجود این دو نوع گرایش باعث شده است تا راه انسان از سایر موجودات مادی متمایز شود.

برای انسان دیگر این طور نیست که به محض آماده شدن شرایط، خود به خود به حرکت درآید، بلکه روح انسان به کمک اعتقادات، هم کمال مطلوب خود را می شناسد و هم رابطه افعال را با این کمال مطلوب مشخص می سازد. از اینجا می توان دریافت که هدف نهایی از تربیت قرآنی انسان، چیزی جز کمال حقیقی او نیست.

 

کمال حقیقی انسان

بعد از تبیین مفهوم کمال، این پرسش اساسی مطرح می شود که کمال واقعی و غایت آفرینش انسان چیست و عینیت یافتن کدام یک از استعدادها تأمین کننده کمال انسانی بوده و انسانیت انسان را شکوفا می سازد.

قبل از پاسخ به این پرسش، باید توجه داشت که ممکن است کمال از دیدگاه های مختلف، مصادیق فراوانی داشته باشد، این اختلاف در برداشت ها، ناشی از ناتوانی افراد از شناخت کمال حقیقی انسان است.

آنچه در ابتدا از عنوان «کمال حقیقی و نهایی» به ذهن می رسد این است که کمالات غیرنهایی نیز برای انسان وجود دارد.

اهدافی که انسان در زندگی برای خود انتخاب و در جهت رسیدن به آنها فعالیت های خود را متمرکز می سازد، همگی در یک س طح نبوده و آنها را نمی توان هدف نهایی به شمار آورد.

برای روشن شدن این مطلب توجه به چند نکته ضروری است:

نکته اول این که باید توجه داشت «اهدافی» که در زندگی از سوی انسان دنبال می شود، دارای مراتب هستند؛ برخی جنبه آلی و زمینه ساز رسیدن به هدف های بالاترند، بعضی هدف های اصیل و نهایی اند و تعدادی هدف های میانه محسوب می شوند. این سه دسته هدف، در طول یکدیگر قرار دارند؛ هدف و کمال نهایی انسان در واقع آخرین پله از این نردبان ترقی است (رجبی، ۱۳۸۱، ص۱۳۳).

نکته دیگر این که جنبه های فراحیوانی که معیار امتیاز انسان از سایر موجودات است راهنمای خوبی برای ترسیم ضابطه کمال و سعادت آدمی است و تقویت، رشد و شکوفایی همین جنبه های فراحیوانی است که می تواند شاخص اصلی تعیین کمال نهایی و سعادت واقعی انسان قرار گیرد (واعظی، ۱۳۷۷، ص۱۵۲).

شاخصه های کمال آدمی نه تنها باید فراحیوانی باشد، بلکه لازم است به امور واقعی بازگردند؛ یعنی باید در وجود آدمی کمال و اثر واقعی در پی داشته باشند و نفس او را عالی تر و پربارتر کنند(همان). از این رو، برخی اندیشمندان با الهام از مضامین قرآن، مسیر تکامل انسانی را همان نفس او می دانند و معتقدند:

«اگر انسان قصد رسیدن به کمال نهایی خود را دارد، نباید از حریم جان خویش فراتر رود. آدمی در پیمودن مسیر کمال و رسیدن به غایات انسانی، وظایف و اعمالی را انجام می دهد، اما نتیجه ای که در این مسیر کسب می کند، از حیطه هستی و قلمرو جان او خارج نیست. ما هر چه انجام دهیم یا بیندیشیم و نیت کنیم، از نفس خویش بیرون نرفته ایم» (طباطبایی، ۱۴۰۲، ج۶، ص۲۵۶).

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۳

هر فرد به اندازه توانش مرتبه ای از کمال را می پیماید و مهم تعیین محور ترقی و مدار کمال اوست. کمال انسان مانند متاع مادی نیست تا خرید و فروش و فراهم کردنش از راه های مادی شدنی باشد، بازاری که در آن به سنجش متاع انسانیت پرداخته می شود، در متن وجود اوست (مائدہ/۱۰۵).

اگر قصد پیمودن مسیر تکاملی را دارید هرگز از جهان خود بیرون نروید؛ بلکه اصل روح و نیازهایش را بشناسید (جوادی آملی، ۱۳۹۰، ج۱۶، ص۲۹۹). به فرموده قرآن:

«ِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا» (اسراء/۷)؛ اگر نیکی کنید به نفس خود نیکی و اگر بدی کنید، به نفس خود بدی کرده اید. «قل إن الخاسرین الذین یروا أنفسهم» (زمر/۱۵)؛ بگو زیانکاران کسانی هستند که نفس خود را به زیان کاری انداختند.

از این رو، انسان در همه مراحل زندگی باید متوجه مقصد نهایی باشد. آنچه محدوده فعالیت و رشد هریک از قوای انسان را مشخص می سازد، توجه به کمال حقیقی اوست.

بنابراین کمال نهایی انسان، آن مرتبه ای است که نمی توان برای آن درجه بالاتری در نظر گرفت. قرآن از این نقطه اوج با واژگان « فوز»، فلاح» و «سعادت» یاد کرده است (احزاب/۷۱؛ بقره/۵؛ هود/۱۰۸؛ قصص /۳۷).

 

تکامل انسان ، مقصد نهایی در تربیت قرآنی

در فرهنگ قرآن کریم هدف غایی از خلقت و تربیت روحی انسان ها، تکامل یافتن و به مقام قرب الهی رسیدن است. انسان بنا به طبیعت وجودی اش سر دو راهی کمال و نقص است، اما قهرا گرایش فطری به کمال و کرامت دارد. از این رو خداوند فرمود:

«من نوع انسان را کریم آفریدم» (اسراء /۷۰).آن گونه که قرآن انسان را ترسیم کرده، در هیچ جایی به چنین نحوی، جنبه های متفاوت و سعادت انسانی در نظر گرفته نشده است.

در حقیقت در بین مخلوقات، انسان از ویژگی های بسیار متمایزی برخوردار است که به «أحسن الخالقین» خطاب شده است، ولی این که کمال و موقعیت ویژه انسان به چه شکل و کیفیتی است با استفاده از آیه های قرآن دو گونه کمال را می توان برای وی برشمرد: کمال طبیعی و کمال اکتسابی یا حقیقی؛ محور اصلی این نوشتار، نوع اخیر است.

 

۱- کمال طبیعی

گاهی کمال، ذاتی و طبیعی است و به اعتبار سنخ وجودی و نوع آدمی اوست که از توانایی های فراوانی در نظام آفرینش بهره مند است. انسان به عنوان برترین آفریده الهى، دارای جایگاه ویژه نسبت به دیگر موجودات است. خداوند، انسان را به گونه ای آفریده است که در مقایسه با برخی موجودات دیگری از لحاظ ساختمان وجودی، از مزایا و امکانات بیشتری برخوردار است.

این نوع امکانات، در واقع حاکی از توجه ویژه خداوند به نوع انسان است و همه انسانها از آن برخوردار هستند. از این رو هیچ کس نباید به سبب برخورداری از آن، بر دیگر موجودات فخر بفروشد و آن را ملاک ارزشمندی و تکامل انسانی خود بداند. زیرا این نوع کمال، به اختیار انسان ربطی ندارد و او خواه ناخواه از آن برخوردار است.

این گونه منزلت و استعدادها بیانگر دلایل شایستگی انسان برای رسیدن به مقام انسان کامل و رشد یافته است. برخی مفسران و قرآن پژوهان کمال و ارزش انسان را به این می دانند که انسان تنها موجودی است که می تواند بر تمام زمین سلطه داشته باشد، یا عده ای منزلت آدمی را به علت شناخت خدا و قدرت بر

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۴

طاعت و فرمان او می دانند (طباطبایی، ۱۴۰۲، ج۸، ص۲۳؛ طبرسی، ۱۴۰۶، ج۶، ص۶۶۳؛ زمخشری ،۱۴۰۷، ج۲، ص ۶۸۰).

برخی آیات قرآن که بیانگر کمال ذاتی هستند، عبارتند از: خلقت انسان (رحمن/۱-۳؛ طه/ ۵۰؛ تین/۴)؛ برخورداری از روح الهی و مسجود فرشتگان واقع شدن (حجر/۲۹؛ مؤمنون/۱۴) اعطای مقام خلیفه اللهی و اندیشمندی انسان (بقره/۳۰)، مسخر بودن انسان بر جهان آفرینش (لقمان/۲۰؛ اعراف/۱۰).

 

۲- کمال اکتسابی

مراد از «کمال اکتسابی» آن جایگاهی است که انسان در سایه ایمان و عمل اختیاری خود به آن دست می یابد. این نوع کمال با نوع اول متفاوت است.

کمال ذاتی عمومیت دارد و همگان از آن برخوردارند و نمی تواند ملاک ارزش گذاری انسان باشد، اما کمال اکتسابی ویژه عده خاصی از انسانهاست؛ یعنی کسانی که به کمالات و ارزش های اختیاری دست پیدا می کنند.

انسان ها، استعداد رسیدن به کمال را دارند، ولی فقط برخی به آن دست می یابند و برتر از سایرین می گردند و عده ای بی بهره می مانند و در نتیجه فروتر یا مساوی با سایر مخلوقات خواهند بود(رجبی، ۱۳۸۱، ص ۱۴۳).

 

راهکارهای دستیابی به کمال

کمال – هدف غایی بشر- دست یافتنی است. دلیل بر این حقیقت، آیه های قرآن است: «و ما خلق الجن و الانس الا لیعبدون» (ذاریات /۵۶)؛ «الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا» (ملک/۲).

از این که معمار هستی در آیات یاد شده به هدف خلقت انسان اشاره فرموده است، به خوبی آشکار می گردد که این هدف دست یافتنی است؛ در غیر این صورت، خدا آن را ذکر نمی کرد و حکمت مطلقه او ایجاب می کند در برابر بالندگی انسان، هیچ منعی نباشد: «و ما کان عطاء ربک محظورا» (اسراء/۲۰).

بدین سان روشن است که کمال با تلاش فراوان به دست می آید. زیرا انسان بنا بر دو ساحتی بودن وجودش، همواره درگیر کشاکش های مختلف درونی و اجابت کننده یکی از دو ندای باطنی خویش است، یکی پیوسته او را به تن گرایی دعوت می کند و دیگری، ندای رسولان برون و درون که مدام انسان را به سعادت فرا می خواند.

آدمی به جهت الطاف الهی، موقعیت ویژه ای دارد که امکان راه یابی او را به صعود فراهم می سازد، اما این پرسش اساسی مطرح است که چگونه می تواند استعدادهای وجودی خود را از قوه به فعل درآورد؟

قرآن، هدف از بعثت انبیا را تکامل دو بعد عملی و نظری انسان معرفی می کند:

«هو الذی بعث فی الأمیین رسول منکم یتلو علیهم آیاته و یزکیهم و یعلمهم الکتاب والحکمه» (جمعه/ ۲). در این آیه، «تزکیه نفوس» به بعد عملی انسان، و «تعلیم کتاب و حکمت» به جنبه نظری اشاره دارد.

بنابراین انسان برای دست یابی به کمال حقیقی هم از راه تعقل باید رشد کند و هم از راه تهذیب. زیرا «من» و «هویت» هر فردی بر اساس معرفتها و اعمال او شکل می گیرد. باید توجه داشت که کمال نفس در دو بعد عملی و نظری کم کم به مرحله نهایی منتهی شود. بر این اساس می توان راهکارهای رسیدن به

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۵

کمال را به دو بخش فکری – معرفتی و عملی – رفتاری تقسیم کرد:

   

الف) راه کارهای معرفتی تبلور کمال انسانی

مهم ترین مرکز قدرت انسان، فکر اوست. عمل و رفتار انسانی بر پایه تفکرش تکوین می یابد و در نهایت معجونی از «اندیشه و عمل»، حقیقت دائم التغییر انسان را می سازد. در آموزه های قرآنی رهنمودهای بسیاری در این باره آمده که به مهم ترین آن ها اشاره خواهد شد؛

   

۱- علم و تفکر

در تربیت قرآنی یکی از مهم ترین اصول، مقوله تفکر است. دانش و اندیشیدن یکی از معیارهای مهم کمال و عوامل سازنده انسان به شمار می رود. قرآن کریم برای علم و آگاهی ارزش بسیاری قائل است، به گونه ای که در بیش از ۳۰۰ آیه، از معرفت، آگاهی و تفکر سخن به میان آمده است.

قرآن به علم آموزی، که ریشه در فطرت و حس حقیقت جویی دارد، توجه ویژه کرده است. به همین سبب نخستین آیه هایی که بر پیامبر (ص) نازل شده، درباره علم و دانش است:

«الذی علم بالقلم علم الانسان مالم یعلم» (علق /۴-۵) و فطرت انسان ها را گواه می گیرد به برتری دانشمندان بر جاهلان: «هل یستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون» (زمر/۹) و پلیدی و زشتی را خداوند مربوط به عدم تعقل و اندیشه می داند (یونس/۱۰؛ انفال/۳۲).

کسی که از دانش تھی باشد از کجا می تواند به هدف نهایی حیات خویش دست یابد تا در آن مسیر گام بردارد. در روایت های ائمه(ع) نیز تأکید فراوانی بر موضوع تعقل وجود دارد. از همین روست که برخی کتاب های مهم حدیثی شیعه، نظیر اصول کافی، با عنوان «کتاب العقل و الجهل» آغاز می گردد.

حضرت امیر (ع) در نامه ها و حکمت های خود به گونه ای زیبا و با تعابیر مختلف، اهمیت عقل را ترسیم کرده اند؛ چنان که گاه آن را مهمترین سرمایه آدمی معرفی می کنند (نهج البلاغه، حکمت ۳۸، ۵۴ ، ۱۱۳ و…).

پیامبر اکرم (ص) به علی (ع) فرمودند:

«ای علی، زمانی که بندگان خدا با اعمال نیک به دنبال نزدیک تر شدن به خداوند هستند، تو سعی کن با تعقل به او نزدیک شوی و اگر چنین کنی، از آنها سبقت خواهی گرفت» (محمدی ری شهری، ۱۳۶۲، ج ۸، ص ۱۱۳).

امام خمینی (ره) درباره جایگاه علم می فرماید: «بدان که علم، از افضل کمالات و اعظم فضایل است. زیرا آن از اشرف اسماء الهیه و از صفات موجود بما هو موجود است، و نظام موجود و طراز غیب و شهود، به برکت علم منتظم شد و هر موجودی تحققش، به این حقیقت شریفه زیادتر بود، به مقام مقدس حق و مرتبه قدس واجبی نزدیک تر است، بلکه علم و وجود مساوی هستند، و هر جا شعاع هستی افتاد، به همان اندازه شعاع نور علم افتاده است » امام خمینی، ۱۳۷۷، ص ۲۵۹).

رابطه مستقیم تفکر با کمال آدمی، از آن روست که تعالی انسان در سایه عمل ارادی او تأمین می گردد. از طرفی اراده، محصول آگاهی و میل است، تا درباره حقیقتی، معرفت به وجود نیاید، هرگز کشش به سمت آن حاصل نمی شود و تا کشش پدید نیاید، عمل ارادی و اقدام خارجی صورت نمی پذیرد.

بیداری آدمی و آگاهی او به حقایق هستی و کمالات معنوی انسان، پشتوانه حرکت ارادی و سلوک او به سمت حیات طیبه و کمال انسانی است.

 


تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۶

۲- خودیابی و معرفت نفس

در طول تاریخ اندیشه، همه متفکران بر شناخت نفس تأکید فراوان ورزیده و در سیره علمی و عملی خویش به آن توجه ویژه ای کرده اند.

راه های فراوانی برای رسیدن به سعادت وجود دارد و اعمال شایسته و عبادات بسیاری در متن شریعت معرفی و تأکید شده، اما چون طریق نفس نزدیک ترین و نتیجه بخش ترین راه تکامل است، اهتمام اسلام به پیمودن این راه قوی تر است؛ به همین سبب کتاب و سنت با هر زبان ممکن این مقصود را می رسانند و به این امر بزرگ دعوت می کنند؛ گاهی با زبان امر و نهی، گاهی در قالب مناجات و منادات، و زمانی در سیاق پند و اندرز و…(طباطبایی، ۱۳۹۳، ج ۲، ص ۱۷۱).

کلید سعادت دو جهان، شناختن نفس است، زیرا به شناختن حق می انجامد؛ چنان که حق تعالی می فرماید:

«سَنُرِیهِمْ آیاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یتَبَینَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ»(فصلت/۵۳). شناختن خود، موجب شوق به تحصیل کمالات و تهذیب اخلاق و باعث سعی در دفع رذائل می گردد، زیرا آدمی بعد از آنکه خود را و حقیقت خود را شناخت و دانست که او جوهری است از عالم ملکوت که به این عالم جسمانی آمده است به این فکر می افتد که چنین جوهر شریفی را عبث به این عالم نفرستاده اند، و این گوهر قیمتی را به بازیچه در صندوقچه بدن ننهاده اند و بدین سبب در صدد تحصیل فوائد تعلق نفس به بدن برمی آید و خود را به تدریج به سرمنزل شریفی که باید می رساند ( نراقی، ۱۳۸۴، ص۸).

نمونه ای دیگر از آموزه های قرآنی که اهتمام فزاینده اسلام به معرفت نفس را نشان می دهد، این آیه است:

«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا عَلَیکُمْ أَنْفُسَکُمْ لَا یضُرُّکُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَیتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ جَمِیعًا فَینَبِّئُکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ» (مائدہ/۱۰۵)؛ کسانی که ایمان آورده اید! مراقب خود باشید. اگر شما هدایت یافته اید، گمراهی کسانی که گمراه شده اند، به شما زیانی نمی رساند. بازگشت همه شما به سوی خداست؛ و شما را از آنچه عمل می کردید، آگاه می سازد.

در این آیه «علیکم» اسم فعل و به معنای «ألزموا» همراه با تأکید است و «انفسکم» مفعول است؛ پس علیکم به این معنا است که نفس خود را ملتزم باشید و از گناهان و اصرار برآنها حفظ نمایید (طوسی، ج۴، ص۴۰؛ فخررازی، ۱۴۲۰، ج۱۲، ص ۴۴۸).

پس در حقیقت آیه شریفه فرض کرده که بعضی کمال مراقبت را در گم نشدن و راه را از دست ندادن بکار برده و به هدف می رسند و بعضی دیگر از راه منحرف شده و گمراه می گردند و بدون تردید به نظر چنین می آید که آن هدفی را که قرآن منظور نظر همه می داند جز سعادت زندگی و سرانجام نیک چیزی نیست (طباطبایی، ۱۴۰۲، ج۶، ص۱۶۳).

افزون بر آیات قرآن، شواهد روایی فراوانی بیانگر این حقیقت است؛ از جمله:

«الکیس من عرف نفسه وأخلص أعماله»؛ زیرک کسی است که نفسش را بشناسد و اعمالش را خالص کند(آمدی، ۱۳۷۳، ص ۲۳۲) خودآگاهی حقیقی انسان، موجب رسیدن او به توحید و خداشناسی است:

«من عرف نفسه فقد عرف ربه» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج۲، ص۳۲). برای حرکت در مسیر کمال، گریزی از شناخت نفس و قوای آن یا خیر و شر آن نیست و بی تردید هر رونده ای به اندازه گسترۀ وجودی خویش آن را طی می کند. نتیجه آنکه معرفت نفس بدیهی ترین و مقدم ترین معارف است؛ پس اگر کسی از این شناخت محروم باشد، توان شناخت امور دیگر را نخواهد داشت. اسلام سعی دارد تا با آگاه کردن افراد نسبت به خود و جهان، به

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۷

تربیت همه جانبه شخصیت فرد بپردازد تا او را به تعالی برساند.

 

ب) راهکارهای عملی تبلور کمال انسانی

در فرهنگ قرآن به جنبه های عملی و کاربردی اهتمام ویژه شده است؛ از این رو چنین راهکارهایی را باید از این عظیم ترین کتاب تربیتی دریابیم و بر اساس راهبردهای آن در مسیر کمال گام برداریم:

 

۱- ایمان

ایمان از عوامل اساسی تکامل انسانی است. بارزترین نمود گرایش به کمال، همان گرایش فطری انسان به توحید و گریز فطری او از شرک است. از دیدگاه قرآن ایمان موجب کنار رفتن طبیعت منفی انسان شده و استعدادهای مثبت و ظرفیت وجودی او را به فعلیت می رساند.

ایمان عبارت است از تصدیق توأم با اطمینان خاطر (راغب،ص ۲۱،ذیل ماده أمن) ایمان پس از اعتقاد است، شخص اگر پس از اعتقاد، به عقیده اش تسلیم شد، مؤمن است.

ایمان به خدا در واژه های قرآن به معنای تصدیق به یگانگی او و پیغمبرانش و تصدیق به روز جزا و بازگشت به سوی او و تصدیق به هر حکمی است که فرستادگان او آورده اند (طبری، ۱۴۱۲، ج۱۸، ص۲؛ فضل الله، ۱۴۱۹،ج۱۶، ص ۱۳۲).

ذات اقدس الهی که سازنده و نوازنده این دستگاه است، انسان را هم عالم: «فالهمها فجورها وتقواها» (شمس، ۸) و هم عاشق کرده است، «حَبَّبَ إِلَیکُمُ الْإِیمَانَ وَزَینَهُ فِی قُلُوبِکُمْ وَکَرَّهَ إِلَیکُمُ الْکُفْرَ وَالْفُسُوقَ وَالْعِصْیانَ» (حجرات/۷) بد و خوب را به او فهمانده است تا در بخش اندیشه صاحب فکر باشد. در بخش انگیزه نیز برای او محبوب گذارده و او را با محبوبش پیوند داده و قلب و جان وی را به زینت ایمان و توحید زینت کرده است( جوادی آملی، ۱۳۸۶، ص۱۸۰).

در آیات فراوانی نجات و رستگاری انسان بسته به ایمان اوست «قد أفلح المؤمنون» (مومنون/۱) مؤمنان در سایه ایمان به هدف نهایی خود در همه ابعاد رسیدند(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۴، ص۱۹۳).

 

۲. عمل صالح

یکی از مهم ترین عوامل تعالی بخش که استعداد آدمی را شکوفا کرده، با جبران کاستی های او، وی را از قوه به فعل می رساند و در جهت بالندگی و دستیابی به کمال مطلوب یاری می کند، عمل صالح است که او را به بالاترین درجه نسبی، صعود می دهد: «العمل الصالح یرفعه» (فاطر/ ۱۰).

قرآن در اشاره به نقش عمل صالح در تعالی انسان و نیل به کمال نسبی می گوید: نه تنها عمل صالح دنیا را عطرآگین کرده، زندگی را گوارا می سازد؛

«من عمل صالحا من ذکر او انثى و هو مؤمن فلنحیینه حیوۂ طیبه» (نحل/۹۷)، بلکه می توان با کمک آن بر بارگاه قرب حضرت حق، گام نهاد و از این رهگذر به مقام شهود کامل بار یافت (نجم/۹)، که خود فرمود:

هر که خواهد به مقام قرب او راه یابد، باید از عمل صالح نردبانی تا بی نهایت بسازد و از آن بالا رود «فمن کان یرجو لقاء ربه فلیعمل عملا صالحا» (کهف/ ۱۱۰).

ملاصدرا در تأیید این مطلب که عمل صالح، سبب رسیدن به کمال مطلوب می شود، معتقد است: نفس آدمی از دو نیروی علامه و فعاله برخوردار است. نیروی علامه که همان حکمت نظری است، انسان

 


 

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۸

را در درک راستی و ناراستی، زشت و زیبا یاری می کند، همچنان که نیروی فعاله که همان حکمت عملی است، آدمی را در امر سنجش و انتخاب امور پسندیده و زیبا یاری می کند.

هر گاه این دو نیرو به کمک یکدیگر آیند، آدمی را به اوج خود که همان کمال مطلوب است می رسانند و پس از آن که آدمی به کمال نسبی دست یافت، تمامی اعمالی که وی را در جهت قرب به خدا یاری می کند دوست دارد؛ از این رو تعاون، انفاق و ایثار و علم و دانش را دوست می دارد، و به هم نوع خود مهر می ورزد و از عبادت لذتی شایان می برد و از مرگ، هراس ندارد. زیرا تمامی این ها را از عوامل دست یابی به کمال نسبی و ابزار قرب به خدا و انس با او می داند» (صدرالدین شیرازی، ۱۳۸۲، ص ۱۹۹).

زندگی ابدی که بالاتر از حیات کنونی است، جز به وسیله اعمال انسان تحقق پیدا نمی کند. عمل صالح در این جهان است که به حیات او در جهان شکل خاصی می بخشد و انسان نیز باید توشهای ذخیره حیات اخروی سازد(نصری، ۱۳۷۶، ص ۴۱۳).

در بیشتر آیات قرآنی بر نقش ایمان و عمل صالح همراه با یکدیگر تأکید می شود. تلفیق دو عامل ایمان و عمل صالح، مایه سعادت بشری و وصول او به حیات طیبه است (نحل/ ۹۷).

در کمال اکتسابی، ایمان و عمل صالح، گسترده ترین ملاک به شمار می آیند. ایمان و عمل صالح در یکدیگر تأثیر متقابل دارند. انجام اعمال نیک، از ایمان نشأت می گیرد. تا اعتقادات صحیح و ایمان واقعی در درون آدمی جایگزین نشود، اعمال صالح از وی صادر نمی گردد.

از طرف دیگر، انجام اعمال نیک به سهم خود باعث تحکیم پایه های ایمان در درون مؤمن می گردد. چنان که امیرالمؤمنین (ع) می فرماید:

«انسان در پرتو ایمان راه به اعمال صالح می یابد و با اعمال شایسته راه به ایمان» (نهج البلاغه، کلام ۱۵۶). نباید در هیچ شرایطی از عمل صالح که رستگاری آدمی را به دنبال دارد غفلت کرد. زیرا زندگانی را در عالی ترین مراتب آن، به ارمغان می آورد«و من یأته مؤمنا قد عمل الصالحات فاولئک لهم الدرجات العلى» (طه/ ۷۵).

 

٣- پارسایی

بی تردید انسان از دیدگاه قرآن موجودی والامقام است. انسان ها از اصل و نسب واحدی هستند و کسی نمی تواند بر دیگری ادعای برتری کند. پس ملاک برتری آنها بر یکدیگر چیست؟ از نظر قرآن تنها معیار برتری، تقواست؛ یعنی هر کس تقوایش بیشتر باشد از مقام بیشتری برخوردار است:

«یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر وانثى وجعلناکم شعوبا وقبائل لتعارفوا ان اکرمکم عند الله اتقیکم» (حجرات/۱۳)؛ ای مردم! همانا ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را به صورت اقوام و قبیله هایی قراردادیم تا همدیگر را بشناسید. همانا گرامی ترین شما نزد خدا باتقواترین شماست.

در واقع این آیه با مخاطب ساختن مردم، بر تمامی تبعیض های دروغین اجتماعی رایج در بین جوامع بشری خط بطلان می کشد. بنابراین برترین فضیلت انسانی، تقواست که سرچشمه حرکت به سوی تمام خوبی ها و نیکی هاست و بسیاری از آیه های قرآن کریم و روایات بر این مهم تأکید دارند.

واژه تقوا از ماده ی «وقی» به معنای نگه داری است. راغب می نویسد:

«وقایه، عبارت است از محافظت یک چیز از هر چه بدان زیان می رساند و تقوا یعنی نفس را در حفاظ قرار دادن از آنچه بیم می رود. تقوا در شرع به معنای نگهداری نفس است، از آنچه انسان را به گناه می کشاند و با ترک این امور ممنوع شرعی و محرمات صورت می پذیرد (راغب، ۱۴۰۴، ص ۵۲۸). پارسایی و مراقبت از نفس و حساسیت به حدود و

 


تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی ۶۹

دستورهای شرع، از مهم ترین معیارها و نشانه های شخصیت و کمال انسانی است:

«وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَى» (بقره/ ۱۹۷)؛ توشه برگیرید، به درستی که تقوا بهترین توشه است.

بهترین توشه، آن است که انسان به وسیله آن، جانش را در روز قیامت از آتش و گرمای جوشان جهنم، حفظ کند و این زاد (توشه) به تقوا و خشیت اشاره دارد. امر به تقوا، تفسیر و بیان امر به زاد است، همان طور که خداوند متعال فرموده است (ابن میثم، ص ۱۶۳).

من انسانی آدمیان، در نتیجه تقوا به مقامی می رسد که شایستگی مجاورت با خدا را به دست می آورد. عظمت این مقام را با این مفاهیم دنیوی به هیچ وجه نمی توان تصور نمود.

اما چنان دور نیست که بشر با توجه به این عظمت مقام الهی (حضور در مقام پیشگاه ربوبی) خود را دچار یأس نماید و در همین دنیای دون غوطه ور بماند. اما تاریخ بشر به علاوه وجود نازنین انبیا و ائمه بزرگوار و وارستگان تخلق به اخلاق الله در این مسیر مردمی نسبتا فراوان دیده است(جعفری، ۱۳۶۳، ص ۳۳۱).

قرآن کریم با شناساندن لغزش گاه های انسان، مانند: شهوت و غضب یا وهم و خیال و نقاط ضعف وجودی اش، او را به خویشتن وی آگاه می کند و چگونگی غلبه بر شیطان و تهذیب نفس را به او می آموزد، به ویژه به معرفی عداوت شیطان اصرار می ورزد، تا که دشمن سوگند خورده و مسلحی به نام ابلیس در پی وی است؛ شروری که عبادت شش هزار ساله خود را از سر کبر و غرور بر باد داد و به این خودسوزی بزرگ تن داد. او که به خود رحم نکرد، چگونه به انسان که سبب اصلی رانده شدن او از درگاه الهی است، رحم می کند؟ (جوادی آملی، ۱۳۸۶، ص۶۵-۶۶).

از آن جا که عمل بدون ایمان، جسمی بی روح است و کارهایی که با تقوا همراه نباشد در پیشگاه خدا پذیرفتنی نیست( مائده/۷)، معیار سنجش واقعی انسان ها میزان تقوای آنهاست که شدت و ضعف آن نیز تعیین کننده میزان برخورداری از کمال و کرامت های الهی است.

 

مرز واقعی کمال و تعالی انسان

یکی از پرسش های اساسی درباره رشد انسان و در نهایت کمال انسانی این است که انسان تا کجا می تواند بالا برود؟ آیا جایی هست که اگر شخصی به آن جا رسید دیگر باید متوقف شود و بالاتر از آن جایی برای صعود نباشد؟

کمالات معنوی انسان که اختیاری و اکتسابی هستند، مانند ارزش های مادی، ثابت و همسان نیستند. پویندگان مسیر تکامل، همه به نتیجه یکسانی نمی رسند، بلکه این کمالات درجاتی دارد و هر فرد به مرتبه ای از این کمالات می رسد: «هم درجات عندالله»؛ ایشان را نزد خداوند درجاتی است (آل عمران/۱۶۳).

در ادبیات تربیتی قرآن، کمال انسان پایانی ندارد و از مراتب متفاوت برخوردار است. حتی پیامبران نیز دارای درجاتی بوده اند و برخی بر بعضی دیگر برتری داشتند:

« تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ» (بقره/۲۵۳)؛ بعضی از آن رسولان را بر بعضی برتری دادیم، برخی از آنها، خدا با او سخن می گفت و بعضی را درجات داد.

بی تردید رسول اکرم (ص) به صراحت قرآن، خاتم پیامبران و نیز اشرف مخلوقات است؛ یعنی در همان زمانی به رسالت برانگیخته شد که از تمام موجودات وما سوى الله برتری داشت، اما آیا برای آن حضرت رسیدن به درجاتی بالاتر از آنچه داشت، میسر نبود؟

متن ادامه دارد… برای دریافت متن کامل این مقاله از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.

 


 

مقالات مشابه با موضوع تاثیر تربیت قرآنی و کمال انسان :

تحلیل فطرت خداخواهانه انسان از منظر آیات قرآن

تحلیلی بر حقیقت انسان از رهگذر آیات و روایات

بازجست ساحت‌ های وجودی انسان از منظر نهج‌ البلاغه 

کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن

نقش مولفه های کرامت در کمال انسان از منظر امام رضا (ع)

معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی

مبانی انسان‌ شناختی روش تربیتی قرآن و حدیث در بعد اجتماعی

مطالعه تطبیقی کرامت انسان از منظر سیره رضوی و مبانی اومانیسم

اصول و روش‌ های تربیتی با نگرشی به اراده و اختیار انسان در سیره رضوی

 


واژگان و اصطلاحات پرتکرار مقاله: تربیت ؛ تربیت قرآنی ؛ کمال انسان ؛ تکامل انسان ؛رستگاری ؛ انسان کامل ؛ کمال آدمی ؛ تعالی انسان ؛ کمال بشر 

 


عناوین مشابه جستجو شده:

کمال انسان در قرآن و حدیث

انسان کامل در قرآن و حدیث

نقش تربیت قرآنی در کمال انسان

تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسانی

 


 

انتهای پیام مقاله: تاثیر تربیت قرآنی بر تبلور کمال انسان