بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی-در حال بارگذاری
۲۸ فروردین ۱۳۹۹
PDF
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۴؛ نویسندگان: محمد داودی؛ مهدی فاضلی دهکردی؛ موضوع: تربیت سیاسی در قرآن ؛ تعداد صفحات: ۲۲؛ فرمت فایل: PDF؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: هدف ؛ تربیت ؛ سیاست ؛ تربیت سیاسی ؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث

 

عنوان کامل مقاله: بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی

 

    

مشخصات مقاله بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی:

مشخصات نشر: دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث؛ دوره ۱، شماره ۲، سال انتشار: ۱۳۹۴، صفحات: ۱۹-۴۰؛ نویسندگان: محمد داودی؛ مهدی فاضلی دهکردی.

نحوه ارجاع به این مقاله: داوودی، محمد؛ فاضلی دهکردی، مهدی، «بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی»، دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث، بهار و تابستان ۱۳۹۴، دوره ۱، شماره ۲، صفحات ۱۹-۴۰

مشخصات نویسندگان: ۱. محمد داودی: استادیار گروه علوم تربیتی(فلسفه تعلیم و تربیت) پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم ۲. مهدی فاضلی دهکردی: دانشجوی دکتری فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه قم


متن مقاله: 

صفحه ۱۹

تربیت سیاسی در قرآن


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تأکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۰

مقدمه

تعلیم و تربیت یکی از فعالیت های انسان است که در همه دوران ها و جوامع به آن توجه شده است، اما میزان توجه به این موضوع از یک روند ثابت پیروی نمی کند. در طول تاریخ، التفاتی که به تعلیم و تربیت از جانب افراد یا جوامع شده است، تابع نیازهای بشر و چگونگی برطرف شدن آنهاست، که خود حکایت از وجود تفاوتی صوری، در نظام های تعلیم و تربیت در جوامع گوناگون دارد.

با وجود تفاوت های صوری میان تعلیم و تربیت در جوامع مختلف وجوه اشتراک زیادی میان کارکردهای تعلیم و تربیت در همه ی جوامع وجود دارد.

نقش بی بدیل تعلیم و تربیت در انتقال میراث فرهنگی و تجربه های آزمون شده از نسل قبل به نسل بعد(یعنی تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه) یکی از وجوه اشتراک همه ی نظام های تعلیم و تربیت است. اما اولویت های دانشی و نیازهای اطلاعاتی و تخصصی درهمه ی جوامع یکسان نیست و این تفاوت ها، باعث می شود اهداف و الزامات تربیتی نیز از یک جامعه به جامعه ی دیگر تغییر یابد.

این بدان معنی است که جوامع گوناگون برای حیات فردی و اجتماعی خود هدف واحدی را بر نگزیده اند.

برخی از جوامع که حیات انسان را محدود به جهان مادی دانسته اند، بهره مندی از لذات مادی را مهم ترین هدف خود قرارداده و آن را به عنوان هدفی برای تعلیم و تربیت برگزیده اند و بسیاری دیگر با دیدی توحیدی به جهان نگریسته با اولویت دادن به جهان باقی خداگونه شدن را انتخاب کرده اند.

روشن است که چنین رویکردهای متفاوت هم در عرصه ی حیات فردی و هم در عرصه ی زندگی اجتماعی و مهم ترین جنبه ی آن یعنی حکومت و نظام سیاسی تأثیر خواهد داشت و به تبع آن تعلیم و تربیت خصوصا تربیت سیاسی را نیز متاثر خواهد کرد.

بنابراین لازم است تأثیر آموزه های قرآنی در تربیت سیاسی مورد کنکاش و توجه قرار گیرد. قبل از این که به این مهم بپردازیم لازم است واژه هایی همچون تربیت، سیاست و تربیت سیاسی را مورد توجه قرار دهیم.

 

بررسی معنی واژه های: هدف، تربیت، سیاست و تربیت سیاسی

از آن جایی که تربیت، سیاست و تربیت سیاسی وابسته به اهدافی است که یک جامعه برای خود در نظر می گیرد ابتدا باید مفهوم هدف را مورد توجه قراردهیم.

 

بررسی هدف و تأثیر آن بر تعلیم و تربیت:

هدف و هدفمندی در زندگی و اعمال انسان یکی از ویژگی های منحصربه فرد اوست که او را از سایر موجودات متمایز می کند. در میان تمامی فعالیت های انسان، تعین هدف از همه مهم تر است. زیرا اگر هدف به درستی تعیین شود، سایر فعالیت های انسان را نظم داده و از حرکت های تصادفی و کورکورانه که موجب به هدر رفتن توانایی ها و امکانات انسان می شود جلوگیری می کند. از تأمل در معانی لغوی واژه هایی نظیر هدف، قصد و غایت برمی آید که همگی دربردارنده مفهوم «نهایت و سرانجام کار» هستند (اعرافی و همکاران ، ۱۳۸۴، ص۱۲۸).

برخی محققان برای هدف چهار معنا ذکر کرده اند که عبارت اند از:

۱. رفتار وظیفه ای: مفاهیم وظیفه ای

 


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن کریم با تاکید بر اصول و مبانی تربیتی ۲۱

نظر انسان را متوجه سهمی که یک جزء از کل دارد می کند؛ مانند این که بگوییم هدف کلیه تصفیه خون است.

۲. رفتار خود سازمان دهی: رفتارهایی هستند که به وسیله بازخورد منفی ناشی از اختلال در سیستم کنترل می شوند؛ مانند سیستم یک موشک هدایت شونده که به وسیله رادار هدف را جست وجو می کند.

۳. رفتار متوجه هدف: این رفتار سرسپاری به یک هدف در شرایط مختلف است که متضمن نرمش و انعطاف بیشتر در انتخاب نوع اعمال برای رسیدن به هدف است.

۴. رفتار هدف دار: رفتار هدف دار شوق و قصد و عقیده به هدف را نشان می دهد؛ مانند انسانی که تحت تأثیر اهداف آگاهانه است.

در دیدگاه فلسفی نیز نتیجه نهایی آن است که فاعل آگاه، فعل را برای دستیابی به آن انجام می دهد. بنابراین رفتار هدف دار سه ویژگی دارد: تصور قبلی در ذهن، تصدیق سودمندی آن و همراه بودن با نوعی گرایش و شوق (اعرافی و همکاران، ۱۳۸۴، ص۹۵). در این پژوهش معنای چهارم از هدف، مد نظر است.

بر این اساس می توان گفت هدف و هدفمندی در تعلیم و تربیت، به معنای وضع نهایی و مطلوبی است که به طور آگاهانه، سودمند تشخیص داده شده است و برای تحقق آن فعالیت تربیتی انجام می شود.

تعلیم و تربیت نیز همچون هر فعالیت هدفمند دیگر واجد هر سه ویژگی (تصور قبلی در ذهن، تصدیق سودمندی آن و همراه بودن با نوعی گرایش و شوق) است.

پس هدف مندی از جمله مشخصات مهم هرگونه تعلیم و تربیت نیز هست. اهمیت هدف در تعلیم و تربیت تا جایی است که این واژه تنها زمانی درباره فعالیت های انسان به کار می رود که این کارها با قصد و هدف مشخص (تعلیم یا تربیت متربی) از سوی مربی صادر شود.

هدف دار بودن این فعالیت ها در کنار دو واژه «انتخاب آزادانه» و «پذیرفتن مسئولیت حاصل از انتخاب، موجب می شود که تعلیم و تربیت یکی از مضامین حیات و سرزندگی (در بعد اجتماعی) انسان به شمار آید.

 

مفهوم «تربیت»، «تربیت سیاسی» و اهمیت آن:

برای مطالعه تربیت سیاسی نگاهی اجمالی به مفهوم تربیت و چگونگی استفاده از آن در واژه ترکیبی تربیت سیاسی» ضرورت دارد . واژه تربیت در لغت نامه دهخدا به معنای تعلیم و تربیت، آموختن، آگاهانیدن، آموزانیدن و به کسی چیزی آموختن و… آمده است.

برخی متفکران برای تربیت معانی دیگری ذکر کرده اند؛ از آن جمله اتخاذ تدابیر مقتضی به منظور فراهم ساختن شرایط مساعد برای رشد و کمال (شکوهی، ۱۳۶۷، ص۶) یا مجموعه اعمال یا تأثیرهای عمدی و هدف دار یک انسان بر انسان دیگر به منظور ایجاد صفات اخلاقی و عمل یا مهارت های حرفه ای است (گاستون، ۱۳۷۰).

برخی دیگر از اندیشمندان بر این اعتقادند که تربیت از کلمه رو گرفته شده و به معنای پرورش و رشد جسمی و غیرجسمی است (حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۲، ص۳۶۶). برخی دیگر آن را مترادف به فعلیت در آوردن و پروردن استعدادهای درونی می دانند (مطهری، ۱۳۶۷، ص ۳۸). این گوناگونی معنای تربیت، درباره واژه سیاست نیز به چشم می آید.

سیاست را به منزله کوشش برای کسب قدرت (ارون، ۱۳۶۶، ص۱۵)، مطالعه دولت(کلایمر، ۱۳۵۱) و گروهی دیگر به معنای مدیریت و تصمیم گیری(ابوالحمد، ۱۳۶۵، ص ۲۵) یا هدایت جامعه در جهت مصالح دنیوی و اخروی معنی کرده اند(امام خمینی، جلد ۱۳، ص۳۹۸). برداشت های متفاوتی که از تربیت و

 


اهداف تربیت سیاسی در قرآن با محوریت مبانی و اصول تربیتی ۲۲

سیاست می شود موجب می شود تعریف دقیق، جامع و مانعی که همه صاحب نظران بر سر آن به اجماع برسند، برای این واژه ترکیبی در دسترس نباشد، اما وقتی کسی از تربیت سخن به میان می آورد، فرض اساسی او اصل تعلیم پذیری انسان است؛ یعنی می توان انسان را با استفاده از روش های درست طوری تربیت کرد که بتواند استعدادهای خود را در مسیر کمال (یا هر مسیر از قبل تعیین شده دیگر) هدایت کند.

بنابراین مبنای اساسی در تربیت سیاسی، تعلیم پذیری سیاسی انسان هاست. اگر با نگرشی توحید محور که در آن هدف از حیات انسان، پیمودن راه کمال است به موضوع بنگریم، در این صورت تربیت سیاسی، جریانی هدفمند است که هدف آن هدایت جامعه در جهت مصالح دنیوی و اخروی مردم است. به شرط آن که این تربیت توحید محور باشد و معیارهای هدایت به سوی کمال در زندگی انسان (اجتماعی و فردی) را از کلام خدا (قرآن) برگرفته باشد.

 

اهمیت و ضرورت پژوهش حاضر

برخی بر این باورند که هدف نهایی از تربیت سیاسی، جامعه پذیری سیاسی و تداوم ارزش ها در بین نسل هاست که در خلال آن فرایند انتقال ارزشی از بالا به پایین امکان پذیر می شود. جامعه پذیری سیاسی در این تعریف کلمه ای کلیدی است که باید معنای آن به درستی بیان شود.

از نظر برخی متفکران، جامعه پذیری فرایند پویا، مداوم و اجتناب ناپذیر یادگیری الگوهای فکری و رفتاری، شیوه های زندگی، خلق و خوی جمعی و شکل گیری «من» اجتماعی، دستیابی به «خود» یا آگاه شدن از خود به عنوان یک موجود دارای هویت مشخص و مستقل، گره خوردن عمیق و وثیق فرد با جامعه و نسلهای پیشین، باز تولید جامعه از طریق افراد و ضامن استمرار و پیوستگی خطی جامعه در توالی نسلهای مختلف است. براین اساس می توان گفت جامعه پذیری، فرایند اخذ اعتقادات، گرایشها، ارزشها، هنجارها و عادات از فرهنگ جامعه است (محسنی ۱۳۷۵، ص۱۰۵).

به عبارت دیگر، جامعه پذیری فرایند آموزش راههای زندگی کردن در جامعه، شخصیت یابی و بسط ظرفیت های وجودی در راستای انجام وظایف فردی و ایفای عضویت اجتماعی است (کوئن، ۱۳۷۲، ص۱۰۳).

به برکت جامعه پذیری، شخص انسانی، در طول حیات خویش تمامی عناصر اجتماعی فرهنگی محیط خود را فرا می گیرد و درونی می سازد و با ساخت شخصیت خود، تحت تأثیر تجارب و عوامل اجتماعی معنادار یگانه می سازد؛ تا خود را با محیط اجتماعی که باید در آن زیست نماید، تطبیق دهد(روشه ۱۳۷۰، ص۱۴۸).

بنابراین جامعه پذیری سیاسی به عنوان هدف نهایی در رفتارهای سیاسی خاص که در واقع هر نظام سیاسی، از افراد جامعه خود انتظار دارد، متبلور می شود . براین اساس، اهداف تربیت سیاسی تحت الشعاع ساختار نظام سیاسی از یک سو و فرهنگ سیاسی جامعه از سوی دیگر قرار دارد(رنجبر، ۱۳۸۷، ص ۳۳).

اهمیت جامعه پذیری از یک سو و پیوند میان آموزش و سیاست در دوران معاصر با توجه به عمومی شدن آموزش و گسترش فوق العاده آن از سوی دیگر بر اهمیت تربیت سیاسی افزوده اند تا جایی که بی اعتنایی به تربیت سیاسی می تواند گسست نسل های مختلف با آموزه ها و هنجارهای سیاسی و شکاف میان کارگزاران نظام با بخشی از جامعه بخصوص نوجوانان و جوانان را در پی داشته باشد.

نتیجه‌ی این شکاف بی اعتنایی نسل نو به سرنوشت کشور و آسیب پذیری آنان در برابر تبلیغات دشمن است. علاوه بر آن ناآگاهی از حقوق و مسئولیت های اجتماعی و سیاسی و هنجارهای اجتماعی می تواند موجب

 


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی آن  ۲۳

تنش های روانی، عدم کنترل مناسبات اجتماعی، افزایش ناآرامی های مدنی، افزایش بزهکاری و بحران سیاسی و ایجاد تنش های اجتماعی شود. به همین دلیل است که امروزه آموزش و پرورش به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای تعلیم و تربیت رسمی در قالب برنامه درسی و بر اساس ایدئولوژی یک جامعه، به تربیت شهروندان می پردازد. (رضوی و دیگران ۱۳۸۹، ص ۲۱) براین اساس است که باید تربیت سیاسی مورد توجه اندیشمندان و پژوهشگران قرار گیرد و این پژوهش کوششی است در این راه.

 

اهداف تعلیم و تربیت سیاسی

فیلسوفان تعلیم و تربیت اهداف تعلیم و تربیت را بسته به جامعیت آنها به سه دسته تقسیم کرده اند که عبارت اند از: ۱. هدف غایی؛ ۲. اهداف واسطه ای (که واسطه ی میان اهداف غایی و اهداف رفتاری هستند)؛ ۳. اهداف رفتاری (اهداف خرد که دنیای نظر را به فعالیت های تربیتی که جنبه ی عملی دارند مربوط می کند و قابل اندازه گیری هستند. به دلیل اهمیت هدف غایی در ادامه به بررسی آن می پردازیم.

 

هدف غایی در تربیت سیاسی

در میان اهداف متفاوتی که انسان برای خود برمی گزیند؛ هدف غایی به دلیل جامعیتی که دارد بیشترین تأثیر را در هدایت انسان دارد. یکی از ویژگی های مهم هدف غایی کمال جویی آن است که خود چون نیروی محرکه ای در فعالیت های انسان نقش انگیزشی دارد و به آنها جهت می دهد، یعنی سمت وسوی فعالیت های انسان را مشخص می کند.

به همین دلیل است که بسیاری از محققان اهداف غایی را با آموزه های مکتبی آمیخته دانسته و نگرش مکتب به انسان و آنچه به عنوان کمال و س عادت برای او مفروض است را از جمله مهم ترین عناصر تعیین کننده در اهداف غایی می دانند. هدف غایی تربیت در هر مکتبی، همان کمال مطلوب آدمی بر اساس آن مکتب است که در تمام فعالیت های وی باید متأثر از آن باشد. همچنین، هدف غایی تربیت با هدف زندگی وحدت دارد (دفتر همکاری حوزه ۳۰ و ۳۱ ص ۱۳۷۶؛ باقری، ۱۳۸۷، ص۵۸).

تأثیرپذیر بودن فرایند تعیین هدف غایی از مفروضه های انسان شناسی موجب می شود در مکاتبی که انسان و کمال او نامتناهی فرض می شود هدف غایی تربیت نیز نامتناهی باشد. مثلا در دیدگاه اسلامی با توجه به نامتناهی بودن کمال انسان و کمال طلبی وی، هدف غایی تربیت نیز محدودیت ندارد (همکاری حوزه و دانشگاه، ۱۳۷۶، ص۸۵).

اما در مکاتب دیگر با تغییر نگرش به انسان و جهان هستی فرایند تعیین اهداف تعلیم و تربیت نیز متفاوت خواهد بود. مثلا به باور فیلسوفان اگزیستانسیالیست، انسان باید خود، خالق اهداف خویش باشد. (نلر، ۱۳۸۷،ص۸۷).

برداشت های گوناگون درباره اهداف تعلیم و تربیت و مکانیزم عمل آنها تمامی فرایند تعلیم و تربیت را تحت تأثیر قرار می دهد. در دیدگاه اگزیستانسیالیسم وقتی قرار است وجود افراد به دست خودشان تحقق یابد؛ معلم نباید به تحمیل انضباط بپردازد (نلر،۱۳۸۷،ص۸۸).

روشن است که فرایند تعیین هدف غایی برای تعلیم و تربیت اسلامی – همانند سایر مکاتب – از کمال مطلوبی که برای انسان در نظر گرفته شده است تأثیر می پذیرد . اما در مورد تعیین اهداف غایی

 


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۴

در تعلیم و تربیت اسلامی بین همه توافق وجود ندارد. برخی از محققان شکوفایی استعدادهای متربیان، برخی قرب الهی و برخی دیگر دستیابی به حیات طیبه را به عنوان هدفی غایی در نظر داشته اند. در قرآن نیز واژه هایی به کار رفته که می توان از آنها برای تعیین اهداف غایی در تربیت اسلامی استفاده کرد، ازجمله این واژه ها هدایت، رشد، تقوا، قرب و رضوان، عبودیت، طهارت و حیات طیبه است (باقری، ۱۳۸۹، ص ۱۷۹).

در برخی احادیث نیز اطاعت از خدا و رسول خدا همچون هدفی تربیتی مطرح شده است. این در حالی است که برخی ذکر و دعا را هدف غایی برای تعلیم و تربیت اسلامی در نظر داشته اند. برخی دیگر، توابع عبادت، یعنی رحمت و مغفرت و سایر کمال هایی که با عبادت برای انسان حاصل می شود را از جمله اهداف آفرینش انسان دانسته و آنها را اهداف تربیت وی محسوب می کنند. مهم ترین این اهداف تربیتی، معرفت ویژه ای است که آدمی درباره پروردگار خویش به دست می آورد(جعفری، ۱۳۶۰، ص ۷۲-۷۳).

در دیدگاه کسانی که عبادت را هدف غایی تربیت انسان مطرح می کنند، عبادت معنای بسیار وسیعی دارد که تمامی لحظات زندگی آدم را در برمی گیرد؛ بنابراین می توان چنین فرض کرد که هر قدم عبادی، تربیتی محسوب می شود و هر قدم تربیتی، عملی عبادی است (جعفری، ۱۳۷۵، ص۳۳).

پس همانند عبودیت که محدود به مقطع زمانی و مکانی ویژه ای نیست، تربیت نیز محدود به مقطع زمانی و مکانی ویژه ای نیست (علوی، ۱۳۸۸، ص ۶۲۸).

اگر اهداف تعلیم و تربیت را در ادیان الهی دیگر کنکاش کنیم؛ ابعاد جدیدی را در بر خواهد داشت؛ برای نمونه هدف کلی تدریس دین مسیحی آن است که با مشارکت الطاف الهی، عشق عیسی مسیح با جان کودک آمیخته شود(کرونین، ۱۹۵۲، ص۸۹).

در این دیدگاه ملزومات اساسی تربیت دینی اثربخش عبارت اند از: ۱. احترام به خود؛ ۲. احترام به دیگران؛ ۳. احترام به محیط طبیعی و فرهنگی؛ ۴. احترام به زیبایی؛ ۵. احترام به حقیقت (واتسون، ۱۹۹۳، ص ۱۰۳).

هرکدام از این موارد می توانند به منزله یک هدف تربیت دینی در مسیحیت مطرح شوند. با وجود اختلاف های صوری در تعیین اهداف و مضمون های آن، می توان گفت همه ادیان الهی تربیت را جریانی هدفمند می دانند که کمال گرایی یکی از ویژگی های آن است.

در بعد شناختی نیز هدف کلی تربیت آن است که متربی، به آگاهی و معرفت راستین به خدا، دین و همه مؤلفه های تشکیل دهنده آن دست یابد (علوی، ۱۳۸۸، ص۶۲۸). این رفتار در برگیرنده همه ارتباطات فرد با خود، خدا، دیگران، طبیعت و غیره است.

اگر بپذیریم که تربیت سیاسی همچون هر تربیت دیگری جریانی هدفمند است که هدف آن هدایت جامعه در جهت مصالح دنیوی و اخروی است به شرط آن که توحید محور باشد و معیارهای هدایت را از کلام خدا (قرآن) برگرفته باشد، در این صورت جلب رضایت الاهی (ازطریق عمل به اوامر الهی و ترک نواهی او) و قرب الى الله به عنوان یگانه راه رسیدن به کمال (در زندگی فردی و اجتماعی) انسان برای هدف غایی تربیت سیاسی انتخاب خواهد شد.

 


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۵

اهداف واسطه ای یا میانی تربیت سیاسی (که واسطه میان اهداف غایی و رفتاری هستند):

این اهداف نسبت به اهداف عام خاص ترند: فعالیت های حوزه تعلیم و تربیت را دسته بندی کرده و برای هر دسته، هدفی معین می کنیم، هرچند از اهداف عام جزئی ترند، اما برای هر رفتار جزئی در تعلیم و تربیت هدفی را مشخص نمی کنند. این اهداف به برنامه ریزان امکان می دهد که به طور مشخص تر در حوزه های مختلف و به طور جامع و هماهنگ برنامه ریزی کنند (گروه نویسندگان، ۱۳۹۱، ص۲۱۷).

٣. اهداف رفتاری؛ اهداف خرد که دنیای نظر را به فعالیت های تربیتی که جنبه عملی دارند مربوط می کند و قابل اندازه گیری هستند.

 

پیشینه و تاریخچه توجه به تعیین اهداف تعلیم و تربیت اسلامی

در سال های اخیر بسیاری از متفکران و فیلسوفان تعلیم و تربیت، به این مهم پرداخته اند. یکی از کتاب هایی که زیر نظر دانشمند و فیلسوف اسلامی حضرت آیت الله مصباح یزدی به چاپ رسیده است کتاب فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی است که تلاشی ارزشمند است و در آن سعی شده است با مراجعه به منابع معتبر اسلامی به ابعاد مختلف فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی بپردازد.

این کتاب به نوبه خود اولین اثری است که سعی کرده است تمام ساحت های تعلیم و تربیت اسلامی را کنکاش کند و از این جهت کتاب مفیدی است.

در این کتاب نویسندگان محترم ابتدا تعلیم و تربیت را، فرآیندی قابل برنامه ریزی و امری اختیاری دانسته اند که به تبع آن نیازمند در نظر گرفتن هدف است و بر این اعتقادند که برداشتهای گوناگون درباره اهداف تعلیم و تربیت و مکانیزم عمل آنها تمامی فرایند تعلیم و تربیت را تحت تأثیر قرار می دهد.

سپس به تعریف هدف پرداخته اند و منظور از هدف در تعلیم و تربیت را از دید صاحب نظران آن، نتیجه ای دانسته اند که با انجام آن رفتارهای مشخص و برنامه ریزی شده حاصل می شود. با توجه به تعریفی که از هدف تعلیم و تربیت داشته اند، سعی کرده اند، آن را تقسیم بندی کنند.

بدین منظور ابتدا اهداف را به نهایی و غیرنهایی تقسیم کرده اند. بر اساس این تقسیم بندی، هدف نهایی آخرین مطلوبی است که شایسته است به دنبال آن باشیم (گروه نویسندگان ۱۳۹۱، ص۲۱۴).

در این دیدگاه قرب به خداوند از روی اختیار به عنوان هدف غایی تعلیم و تربیت اسلامی در نظر گرفته شده است (همان). در این کتاب اهداف میانی را به اهداف، طولی و عرضی، عادی، ویژه، مشترک، شخصی جمعی، عمومی – تخصصی، گرایشی – بینشی، رفتاری تقسیم بندی می کند (همان، ص۲۱۸). سپس هر یک از اهداف مذکور را از جهت بینش، گرایشی و رفتاری بررسی می کنند.

در نقد این اثر می توان گفت، پیچیدگی و گسترش غیرضروری در دادن اهداف، باعث عدم تمرکز و فهم صحیح خواننده می شود. کتاب مذکور با همه محاسنی که دارد حکایت از نو بودن و ناپختگی فعالیت های صورت گرفته در این زمینه دارد و لازم است پژوهش های بسیاری در این باره صورت گیرد.

مقاله ما نیز تلاشی است در همین سمت وسو که در آن تلاش کرده ایم اهداف تربیت سیاسی در قرآن را بررسی کنیم. روش به کار رفته در این نوشتار از نوع پژوهش های فلسفی در حوزه تعلیم و تربیت با رویکرد استنتاجی است.


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۶

یافته های پژوهش

در هم تنیدگی تعلیم و تربیت و حیات انسان موجب شده است که تعیین هدف برای زندگی انسان، مهم ترین مسئله در تعلیم و تربیت باشد (کم بلیس، ۱۹۹۶، ص ۲۸۴؛ گرین، ۱۳۷۸، ص۱۱۷)، در تمام جوامع انسانی مورد توجه قرار گیرد.

 

تأثیر مفروضه های اساسی (ارزش شناسی و انسان شناسی، در تعیین اهداف تربیت سیاسی)

نگاهی که فیلسوفان و اندیشمندان به اهداف تعلیم و تربیت داشته اند تحت تأثیر نگرش آنان به انسان قرار دارد و باعث شده است تا مکاتب گوناگون دیدگاه های متفاوتی در این باره بدهند. هدفی که مربی برای تعلیم و تربیت سیاسی متربیان برمی گزیند، از هدفی که برای زندگی انسان در نظر گرفته است، تأثیر می پذیرد.

در بسیاری از مکاتب، هدف زندگی انسان را به عنوان هدفی غایی برای تعلیم و تربیت او انتخاب می کنند. اگر بخواهیم هدف غایی تعلیم و تربیت را به درستی تعیین کنیم، ناگزیر هستیم انسان را بشناسیم. زیرا دگرگون کردن و متحول ساختن آدمی بدون داشتن تصور و توصیفی از وی میسر نیست. از این رو در هر نظام تربیتی، توصیف انسان به منزله سنگ بنای آن است و همه اجزای یک نظام تربیتی، اعم از مفاهیم، تمثیلها، اهداف، اصول، روش ها و مراحل تربیت، به نحوی ناظر به وضع انسان است (باقری ۱۳۸۷، ص۱۵).

پس هر مکتب سیاسی که ادعای عرضه عالی ترین بینش فکری، منش و روش زندگی و تکلیف سیاسی برای انسان دارد، ضرورتا باید انسان را معنی کند و به سئوالاتی که که درباره ابعاد وجودی او مطرح است پاسخ گوید(موسوی الیگودرزی، ۱۳۸۷، ص ۸۱). در ادامه مقاله دیدگاه قرآن درباره هستی شناسی و انسان شناسی را بررسی می کنیم.

 

انسان شناسی قرآن

در دیدگاه قرآن وقتی از انسان سخن به میان می آید از مفاهیمی مانند: روح، نفس، فطرت، عقل، قلب، اراده و اختیار، هویت جمعی و محدودیت های آدمی سخن به میان آمده است (باقری، ۱۳۸۷، ص۱۶).

در قرآن، روح، منشا حیات است. خداوند می فرماید: فرشتگان و «روح» در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل می شوند (قدر/ ۴). در س طح انسان شناسی، روح از این رو مطرح است که در پیکر پرداخته آدمی، حیات انسانی ایجاد می کند و حیاتی را ایجاد می کند که بین انسانها مشترک است.

اما جلوه دیگری از روح نیز وجود دارد که در گرو مرتبه ی تازه ای از حیات انسان است؛ یعنی درگرو ایمان آدمی به خدا و نفوذ آن به عمق دل اوست، که به حیات طیبه تعبیر شده است. (باقری، ۱۳۸۷، ص۱۷).

خداوند می فرماید: هر کس کار شایسته ای انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالی که مؤمن است، او را به حیاتی پاک زنده می داریم و پاداش آنها را به بهترین اعمالی که آن جام می دادند، خواهیم داد(نحل /۹۷).

نفس نیز یکی دیگر از واژه هایی است که در انسان شناسی قرآن به آن توجه شده است. در برخی آیه های قرآن، نفس به عنوان مجموعه بدن و روح به کار رفته است (مائده/۳۲). کلمه نفس معنای دیگری را نیز افاده می کند. زیرا به حقیقت وجودی انسان تعبیر می شود. در این معنا حتى اگر بدن آدمی متلاشی

 


بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۷

شود نفس او از بین نمی رود (باقری، ۱۳۸۷، ص۱۸). خداوند می فرماید: «و الملئکه باسطوا أیدیهم أخرجوا أنفسگه» (انعام/۹۳).

میل به یکتاپرستی یا همان فطرت نیز از جمله مفروض های انسان شناسی قرآن است که در این بحث باید به آن شود. خداوند می فرماید:

(به خاطر بیاور) زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت؛ و آنها را گواه بر خویشتن ساخت؛ (و فرمود: «آیا من پروردگار شما نیستم؟» گفتند: «آری، گواهی میدهیم!» (چنین کرد مبادا روز رستاخیز بگویید: «ما از این، غافل بودیم؛ (و از پیمان فطری توحید بی خبر ماندیم) (اعراف /۱۷۲).

عقل، حجر و نهیه نیز کلماتی مترادف هستند که در انسان شناسی قرآن به کار رفته و در همه آنها مفهوم بازداری (عامل ادراک) در شناخت از کج روی نقش عمده دارد.

اراده و اختیار نیز یکی دیگر از جنبه های انسان شناختی قرآن است. زیرا آرایش نیروهای مؤثر برآدمی در آیات قرآن گونه ای ترسیم شده است که هیچ یک از آنها با انسان رابطه جبر و قهر ندارند. از مشیت الهی – که هیچ حول و قوه ای بدون آن ظهور نمی کند – تا فرشتگان و شیاطین و تا نظام حکومتی، فرهنگ های اجتماعی، شخصیت های برجسته جامعه، هیچ یک به نحوی ترسیم نشده اند که حاکی از مناسبتی با فرد آدمی باشند تا وی را خلع اراده کنند (باقری، ۱۳۸۷، ص ۳۰) .

سیمای انسان در نگاه ترکیبی به دست می آید. برای رسیدن به سیمای انسان نخست باید به رابطه و نسبت میان سه مفهوم نفس، روح و قلب اشاره کرد. در انسان شناسی، نفس ناظر به حقیقت وجود آدمی است و مفاهیم دیگر ناظر به شئون مختلف وی خواهند بود و این سه مفهوم تقریبا هم سنگ هستند.

مراد قرآن از قلب، نفس است. زیرا شئون اساسی نفس به قلب نسبت داده شده است. فطرت نیز یعنی معرفت ربوبی نسبت به خدا و کشش و جاذبه به اوست. بنابراین فطرت، معرفت و جذبه ربوبی نفس است. این معرفت و جاذبه چنان با نفس آدمی عجین است که نمی توان رنگ آن را از نفس شست، اما این جذبه همواره در نفس آدمی برپا و در کار نیست؛ بلکه هر اندازه نفس آدمی در خود بیشتر حضور یابد و عرصه وجود خویش را از تسخیر غیر خدا مبرا کند آن معرفت ربوبی در او بیدارتر می شود و بیدار شدن فطرت نیز همین منطق را دارد.

بنابراین فطرت و میل ربوبی ریشه در نفس انسان دارد که هم می تواند مورد غفلت قرار گیرد و همین این که می تواند بیدار و فعال و در کار باشد.

عقل نیز شأنی از نفس است و آن را می توان عاملی برای بازشناسی و راه یابی دانست. اراده نیز شأنی از شئون نفس است که آدمی به واسطه آن خود منشا تعیین خواسته های خویش قرار می گیرد. به همین دلیل است که نفس تحت تأثیر نیروهای گوناگون قرار می گیرد، اما چنین نیست که مقهورآنها باشد(باقری، ۱۳۸۷، ص۴۵).

رابطه دیگر ارتباط هویت جمعی با نفس آدمی است. مراد از هویت جمعی برآیند اعمالی است که از او سرزده است. بنابراین هویت جمعی آدمی که شکل و شمایلی است که توسط نتایج اعمال جمعی وی بر نفس بسیط و بی شکل او داده می شود(باقری، ۱۳۸۷،ص۴۷). هویت جمعی در تربیت سیاسی و رفتار اجتماعی که افراد از خود نشان می دهند، اهمیت خاصی دارد و باید به آن توجه کرد.

 

هویت جمعی انسان

توصیف انسان در قرآن تنها به منزله فردی مجزا از جامعه نیست؛ بلکه رابطه او با جمعی که در آن

 


 

بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۸

زندگی می کند، وجه اساسی هویتش در نظر گرفته می شود.

سبک های گوناگون زندگی آدمیان از یک سو از فرهنگ جامعه تأثیر می پذیرد و از طرف دیگر بر آن تأثیر می گذارد و آن را تغییر می دهد. این تأثیر دو سویه، نشان از تعامل بی پایان میان انسان و جامعه دارد. بدین سان درک آیاتی از قرآن ممکن می شود؟ آیاتی که در آنها دگرگونی در سرنوشت هر قومی به ایجاد تغییر در احوال انسان های آن قوم وابسته می شود. خداوند می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ لَا یغَیرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یغَیرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَالٍ» (رعد/ ۱۱). خداوند سرنوشت هیچ قوم(و ملتی) را تغییر نمی دهد، مگر آن که آنان آنچه را در خودشان است تغییر دهند! و هنگامی که خدا اراده سوئی به قومی (به خاطر اعمالشان) کند، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد و جز خدا، سرپرستی نخواهند داشت (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۱۰، ص ۱۴۳).

این در حالی است که در آیات دیگر، قرآن به شاکله اصالت می دهد و برای ما پرده از واقعیتی ژرف بر می دارد. واقعیتی که نشان از آن دارد که، اعمال هر فرد متأثر از شاکله است ؛ یعنی ساختارهای فرهنگی که فرد در آن رشد یافته است. خداوند می فرماید:

«قُلْ کُلٌّ یعْمَلُ عَلَى شَاکِلَتِهِ فَرَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِمَنْ هُوَ أَهْدَى سَبِیلًا» (اسرا/ ۸۴)؛ بگو: «هر کس طبق روش (و خلق و خوی) خود عمل می کند؛ و پروردگارتان کسانی را که راهشان نیکوتر است، بهتر می شناسد.»

در این آیات گرانقدر “شاکله” به معنای خوی و اخلاق است و اگر خلق و خوی را شاکله خوانده اند بدین مناسبت است که آدمی را محدود می کند و نمی گذارد در آنچه می خواهد آزاد باشد، بلکه او را وادار می سازد تا به مقتضا و طبق آن اخلاق رفتار کند (طباطبایی، ۱۳۷۴ ،ج۱۳، ص۲۶۲).

به کار بردن این لفظ برای انسان تأکیدی است که قرآن کریم بر اجتماع و تأثیر آن بر شاکله وجودی (خلق و خوی انسان دارد. اهمیت شاکله وقتی بهتر روشن می شود که بدانیم در فرهنگ قرآن، انسان وقتی به دنیا می آید دارای فطرتی پاک، ضمیری روشن و توحیدی است. بر این اساس است که نقش جامعه و فرهنگ حاکم بر آن و تعلیم و تربیت در شاکله انسان بسیار مهم خواهد بود. خداوند می فرماید:

«وَاللَّهُ أَخْرَجَکُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَیئًا وَجَعَلَ لَکُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (نحل (۷۸). انسان در آغاز هیچ علمی نداشت، اما خداوند به او نعمت ابزار شناخت داده است (تا حقایق هستی را دریابید) و هدف از در یافتن حقایق هستی به جای آوردن شکر خداست (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ج۱۱، ص۳۳۷)،

اما برخی راه سعادت و برخی راه شقاوت را انتخاب می کنند. برخی مؤمنانی هستند که از آیات قرآن، شفا می طلبند و رحمت کسب می کنند و برخی دیگر ظالمانی هستند که جز خسارت و زیان، بهره ای از آن می گیرند، همه اینها طبق روحیاتشان عمل می کنند، روحیاتی که بر اثر تعلیم و تربیت و اعمال مکرر خود انسان شکل گرفته است» (همان، ج۱۲، ص ۲۴۵).

بنابراین اگر بخواهیم انسان راه نجات را بیابد، باید او را تعلیم دهیم و تربیت کنیم. این تعلیم و تربیت در بستر اجتماع صورت می پذیرد.

وابستگی انسان به شاکله، حکایت از این دارد که عوامل فرهنگی و اجتماعی در اعمال و سرنوشت انسان تأثیر دارد و شقاوت با سعادت او را تحت تأثیر قرار می دهد. بر همین اساس می توان ادعا کرد تعلیم و تربیت در قرآن جریانی هدفمند و یکپارچه است که در آن تربیت سیاسی، یکی از اقسام مهم است.

 


 

بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۲۹

هستی شناسی

بدیهی بودن تأثیر دیدگاه های انسان شناسانه در تعیین اهداف غایی نباید ما را از تأثیر سایر مفروضه ها، از جمله هستی شناسانه غافل کند. زیرا شناخت انسان به عنوان عنصری منفرد که از عالم هستی جدا شده است ممکن نیست.

وقتی برای شناخت انسان کوشش می کنیم درمی یابیم که او موجودی است که با هستی تعامل دارد و خود جزئی از هستی است، در آن تأثیر دارد و از آن اثر می پذیرد. شناخت انسان وقتی میسر می شود که هستی را به خوبی بشناسیم. بدینسان اهمیت هستی شناسی به عنوان عاملی تعیین کننده در فرایند تعیین اهداف تعلیم و تربیت آشکار می شود. ب

ر این اساس است که می توان ادعا کرد هرگونه ورود به بحث اهداف تعلیم و تربیت مستلزم روشن شدن دیدگاه های هستی شناسانه است. بنابراین در ادامه به اختصار، دیدگاه هستی شناسی قرآن را نیز بررسی می کنیم.

 

غایتمند بودن هستی در یک نظام احسن از نظر قرآن

از نظر متکلمان و فلاسفه الهی، هستی دارای هدفی غایی و مشخص است. هدف داری هستی بدین معناست که هستی دارای وظیفه مشخص و مسیری از پیش تعیین شده است که از سوی خداوند برای تمامی اجزای آن تعیین شده است (اعرافی و هم کاران، ۱۳۸۴، ص ۸).

در قرآن کریم بر هدف داری هستی تأکید شده است و برخی آیات قرآن به طور صریح بر هدف مندی هستی دلالت دارند. خداوند می فرماید: آن که آفرید، پس درست و نیکو گردانید» (اعلى /۲-۳). خداوند می فرماید:

«قال ربنا الذی أعطى کل شیء خلقه ثم هدی»؛ پروردگار ما کسی است که به هر موجودی، آفرینش آویژه) او را آن گونه که سزاوارش بود به وی عطا کرده، سپس هدایت کرد» (طه /۵۰).

آیه های دیگری نیز وجود دارند که مفادشان، این است که جهان طبیعت بر پایه حق آفریده شده است و باطل در آن راه ندارد و آفرینش آن از روی بازیچه و بازیگری و عبث نبوده است (احقاف/۳؛ دخان/۳۷؛ حجر/۸۵؛ ص/۲۷).

گذشته از این، آیات دیگری گویای غایت مندی حیات انسان و موجودات دیگر هستند. در بسیاری از آیات قرآن حیات بشر و بهره مندی او غرض و غایت آفرینش زمین و نعمت های زمین به شمار آمده است (بقره / ۲۹؛ نحل/۸۱؛ مومن /۱۱۵؛ کھف / ۷؛ ذاریات /۵۶؛ نحل/۸۱).

از آیات مذکور به دست می آید که انسان غرض و غایت جهان است، ولی نه به اعتبار حیات مادی و طبیعی او، بلکه از جنبه حیات معنوی و ویژه ای که از طریق عبادت و بندگی خدا به دست می آید (ملک/۲)؛ (به نقل از پور روستایی، ۱۳۹۲، ص ۴۶).

زندگی معنوی انسان، بعدی ابدی و جاودانه دارد که اساس زندگی او را تشکیل می دهد. بر این اساس است که اعتقاد فرد مسلمان بر این است که کمال آدمی، درگرو رفتار و عمل به تعهداتش نسبت به خود، جامعه و خداست (اعرافی و همکاران، ۱۳۸۴، ص۱۸).

غایت مندی جهان هستی در ابعاد انسان شناسی و تربیت انسان نیز تأثیر دارد، زیرا انسان نیز همانند جهان غایتی دارد و خلقت او هدفمند است، بر همین اساس است که تربیت انسان نیز هدفمند و غایت گراست و در این رویکرد می توان از اهداف تعلیم و تربیت به صورت عام و از اهداف تعلیم و تربیت سیاسی به صورت خاص سخن گفت. در این پژوهش چون تربیت سیاسی مد نظر است بیشتر به اهداف تربیتی اسلام در ارتباط انسان با دیگران توجه می شود.


 

بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی ۳۰

مبانی تربیت سیاسی قرآن کریم

مبنای ۱- محوریت توحید در تربیت سیاسی

اصل ۱-۱ ایمان به یگانگی خدا(توحید): توحید به معنی یگانه دانستن خداوند است و شامل توحید ذاتی، توحید در خالقیت، توحید در مالکیت، توحید در ربوبیت تکوینی، توحید در ربوبیت تشریعی، توحید در الوهیت و توحید افعالی است (گروه نویسندگان، ۱۳۹۱، ص ۱۴۳).

از سوی دیگر ایمان ریشه ارزش سایر افعال اختیاری و اخلاقی انسان به حساب می آید. (یعنی زمانی سایر افعال انسان جنبه ی اخلاقی می یابند که بر اساس ایمان به خدا صورت گیرند برای تحقق ایمان در نفس انسان شناخت (علم) متعلق ایمان یک شرط لازم است و علم نیز معمولا از طریق افعال اختیاری حاصل می شود(مصباح، ۱۳۸۹، ص۲۴۳).

البته شناخت خدا از دو طریق حاصل می شود:

۱. درک فطری یا خداشناسی فطری که نشان از وجود استعداد در نهاد انسان برای شناخت خدا دارد. استعدادی که با تلاش فرد به فعلیت می رسد. خداوند می فرماید:

«وَإِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا یوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِینَ»(اعراف /۱۷۲).

۲. علم حضوری: انسان پس از طی مراحل تکامل، لیاقت پیدا می کند این علم حضوری روشن و آگاهانه از مبدأ فیض به او افاضه شود. یکی از روش های تربیتی که موجب بهره مندی انسان از چنین نعمت بزرگی می شود ذکر و یاد خدا به صورت مدام است. خداوند می فرماید:

و هر کس از هدایت من [که سبب یاد نمودن از من در همه امور است روی بگرداند، برای او زندگی تنگ او س ختی خواهد بود و روز قیامت او را نابینا محشور می کنیم» (طه / ۱۲۴).

زیرا کسی که خدا را فراموش کند و با او قطع رابطه نماید، دیگر چیزی غیر دنیا نمی ماند که وی به آن دل ببندد و آن را مطلوب یگانه خود قرار دهد، در نتیجه همه کوشش های خود را منحصر در آن می کند و فقط به اصلاح زندگی دنیایش می پردازد و روز به روز آن را توسعه بیشتری داده، به تمتع از آن سرگرم می شود و این معیشت، او را آرام نمی کند، چه کم باشد و چه زیاد، برای این که هر چه از آن به دست آورد به آن قانع نمی شود، و همیشه چشم به اضافه تر از آن می دوزد، بدون این که این حرص و تشنگی او به جایی منتهی شود.

پس چنین کسی دائم در فقر و تنگی به سر می برد و همیشه علاقه مند به چیزی است که ندارد، پس او به صورت مداوم در میان آرزوهای بر آورده نشده و ترس از فراق آنچه بر آورده شده، به سر می برد.

در حالی که اگر مقام پروردگار خود را می شناخت و به یاد او بود و او را فراموش نمی کرد، یقین می کرد که نزد پروردگار خود حیاتی دارد که آمیخته با مرگ نیست و ملکی دارد که زوال پذیر نیست و نیز یقین می کند که دنیا دار مجاز است و حیات و زندگی دنیا در مقابل آخرت پشیزی بیش نیست، اگر او این را بشناسد دلش به آنچه خدا تقدیرش کرده قانع می شود و معیشتش هر چه باشد برایش فراخ گشته، دیگر روی تنگی را نمی بیند (طباطبایی ۱۳۷۴ ج۱۴، ص۳۱۵).

و ادامه این میسر نمی گردد مگر آن که خدا را به عنوان حاکم مطلق جهان بشناسد. «اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَمَا بَینَهُمَا فِی سِتَّهِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ مَا لَکُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ وَلِی وَلَا شَفِیعٍ أَفَلَا تَتَذَکَّرُونَ» (سجدہ/۴). سخن این آیه در اختصاص ربوبیت و الوهیت به خدای یگانه است، زیرا بت پرستان منکر استناد خلقت به خدای تعالی نیستند، بلکه

 

متن ادامه دارد… برای دریافت متن کامل این مقاله از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.


 

مقالات مشابه با موضوع تربیت سیاسی :

بررسی اهداف حکومت دینی از دیدگاه نهج البلاغه

مبانی تعامل مردم و حکومت از منظر تفسیر المیزان

الگوی تکریم مردم در تعامل سیاسی از منظر نهج البلاغه

اصول و مبانی اخلاقی سیاست در دیدگاه امام علی (ع)

تحلیل وظایف دولت در قبال مسئله عدالت از منظر قرآن و حدیث

شاخص‌ های اخلاق محوری در آموزه‌ های سیاسی امام‌ رضا (ع)

مولفه‌ های عقلانیت سیاسی مردم بر اساس نظام حق و تکلیف در نهج‌ البلاغه

تحلیلی بر مدل سیاسی حکومت در عصر غیبت (با تکیه بر آموزه‌ های نهج‌ البلاغه)

نقدی بر نظریه بیگانگی قرآن با سیاست (با الهام از اندیشه سیاسی امام خمینی)

تحلیل تطبیقی اهداف اخلاقی حکومت در نهج البلاغه و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران

 


واژگان و اصطلاحات پرتکرار مقاله: تربیت سیاسی ؛ اهداف تربیتی ؛ اصول تربیتی ؛ مبانی تربیتی ؛ سیاست ؛ جامعه ؛ حکومت ؛ تربیت اسلامی ؛ تربیت دینی ؛ نظام سیاسی

 


عناوین مشابه جستجو شده:

اصول و مبانی اخلاق سیاست در قرآن

مبانی و مولفه های تربیت سیاسی در قرآن کریم

بررسی اهداف، اصول و مبانی تربیت سیاسی در قرآن

 تربیت سیاسی از منظر قرآن کریم؛ با تاکید بر اصول مبانی تربیتی

 


 

انتهای پیام مقاله: بررسی اهداف تربیت سیاسی در قرآن با تاکید بر مبانی و اصول تربیتی