رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی-در حال بارگذاری
۲۴ فروردین ۱۳۹۹
PDF
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۴؛ نویسندگان: مهدی اکبرنژاد؛ عباس رسولی؛ علی دشتی؛ مریم همایون نیا؛ موضوع: نقش فضایل اخلاقی در تحکیم جامعه ؛ تعداد صفحات: ۱۶؛ فرمت فایل: PDF؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: فضیلت‎ های اخلاقی ؛ جامعه ؛ علامه طباطبایی ؛ استحکام جامعه ؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث

 

عنوان کامل مقاله: رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی

 

    

مشخصات مقاله رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم:

مشخصات نشر: دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث؛ دوره ۱، شماره ۱، سال انتشار: ۱۳۹۴، صفحات: ۹۳- ۱۰۸؛ نویسندگان: مهدی اکبرنژاد؛ عباس رسولی؛ علی دشتی؛ مریم همایون نیا.

نحوه ارجاع به این مقاله: اکبرنزاد، مهدی و همکاران، «رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی»، دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث، بهار و تابستان ۱۳۹۴، دوره ۱، شماره ۱، صفحات ۹۳- ۱۰۸

مشخصات نویسندگان: ۱. مهدی اکبرنژاد: دانشیار دانشگاه ایلام ۲. عباس رسولی: دانشجوی دکتری ایلام ۳. علی دشتی: دانشجوی دکتری ایلام ۴. مریم همایون نیا: کارشناسی ارشد نهج البلاغه دانشگاه کاشان


متن مقاله: 

صفحه ۹۳

تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۹۴

۱. مقدمه

انسان به حسب اجتماعی بودنش باید در زندگی اصولی داشته باشد و از آنها پیروی کند. اگر آن قواعد از شریعتی ناب گرفته شده باشد، خط مشی معینی را برای انسان تعریف و در نتیجه او را به سوی هدف مشخصی سوق می دهد.

اسلام، دینی اجتماعی است و احکام فردی آن نیز آهنگ اجتماعی دارند که هر یک از آنها در جهت اصلاح و تقویت روابط اجتماعی و به تبع آن، اجرای اهداف مقدس جامعه، به کار گرفته می شوند، از این رو قوانین خود را در قالب اجتماع ریخته و روح اجتماعی بودن در آن دمیده است. فضیلت های اخلاقی در حقیقت، خلاصه ای از شریعت ناب نبوی است که بعثت نبی مکرم اسلام نیز در جهت تشریح، تثبیت و تکمیل همان فضایل است و در صورت تبعیت از فرمایش های آن حضرت در کاربردی کردن آنها، می توان جامعه مطلوبی رقم زد. در نتیجه، سرنوشت افراد در چنین اجتماعی در مسیر ترقی و تکامل خواهد بود.

برخی از نمونه های بارز فضیلت های اجتماعی، عبارتند از:

تقوا: «وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ یا أُولِی الْأَلْبَابِ» (بقره/۱۹۷)؛ «وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى»(مائده/۲)

اصلاح ذات البین: «فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَینِکُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ»(انفال/۱).

حسن معاشرت: «عاشروهن بالمعروف» (نساء/۱۹).

عدالت: «وَلَا یجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَى»(مائده/۸).

صبر: «فَاصْبِرْ کَمَا صَبَرَ أُولُو الْعَزْمِ مِنَ الرُّسُلِ» (احقاف/۳۵)؛ «وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیرٌ لِلصَّابِرِینَ»(نحل/۱۲۶)؛

قانون مداری: «قُلْ هَذِهِ سَبِیلِی أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَى بَصِیرَهٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِی وَسُبْحَانَ اللَّهِ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ»(یوسف/۱۰۸)؛ پیروی از سنت نبوی، مصداق کامل قانون مداری است که سعادت دنیوی و اخروی را در پی خواهد داشت.

دیدگاه های متفاوتی در این زمینه وجود دارد و مقالات فراوانی نیز با قلم فرسایی اندیشمندان علم اخلاق به رشته تحریر در آمده است؛ هریک، به گوشه هایی از این فضیلت ها پرداخته اند که همگی به رابطه دین و اخلاق و تأثیرهای آن بر روابط افراد به طور کلی پرداخته اند، از جمله:

«مبانی و شیوه های تربیت اخلاقی از منظر قرآن» از «حسن معلمی» که با رویکرد توصیفی – تحلیلی به مبانی و شیوه های تربیت اخلاقی در قرآن پرداخته است.

مقاله «مراتب فضیلت و اخلاق از منظر علامه طباطبایی» به قلم عزیزالله افشار کرمانی نگاشته شده است.

راهکارهای تقویت و رشد فضیلت های اخلاقی و معنوی در جامعه» از «محمد جانی پور» که در سال ۱۳۹۰ در نشریه مهندسی فرهنگی” شماره ۵۹ -۶۰ به چاپ رسیده است.

آیه الله مکارم شیرازی در کتاب «اخلاق در قرآن» در فصل یازدهم مطالبی درباره تأثیر متقابل جامعه و فضیلت های اخلاقی مطرح کرده و به تشریح آن پرداخته است.

شهید مطهری هم در کتاب «جامعه و تاریخ» به طور خلاصه، مباحثی در این باره آورده است.

نوشته های مذکور به طور کامل به تبیین مطلب نپرداخته اند. از این رو در این نوشتار به بررسی فضیلت های اخلاقی به صورت جزئی تر پرداخته ایم، تا با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی پیوستگی

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۹۵

جدایی ناپذیر فضایل اخلاقی با استحکام روابط انسانی میان افراد آن جامعه، بررسی شود. بدین منظور، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که کدام فضیلت های اخلاقی از دیدگاه قرآن کریم تأثیر بیشتری بر استحکام جامعه انسانی دارد؟

 

رابطه شناسی فضیلت های اخلاقی و استواری جامعه

ترقی و سعادت انسان ها و جامعه انسانی، با اخلاق و صفات برگزیده انسانی به دست می آید و در مکتب الهی اسلام، فضیلت های اخلاقی، نقشی اساسی در سستی یا استحکام جامعه دارند. فضایلی که هم جنبه فردی و هم جنبه ی اجتماعی دارند و به عبارتی سعادت فرد و جامعه به طور جدایی ناپذیر در هم تنیده شده است.

قرآن کریم در اهمیت پرداختن به فضیلت های اخلاقی، شخصیت پیامبر اسلام (ص) را نمونه کمال فضایل اخلاقی معرفی می کند و مسلمانان را به پیروی از ایشان فرا می خواند: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ»(احزاب/۲۱)؛ «مسلما برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیکویی بود».

پس با تأسی از وجود پربرکت رسول الله (ص) و پیاده کردن صفات برجسته ایشان در زندگی فردی و اجتماعی، می توان بقای اجتماع را در چهارچوب قوانین اسلام تضمین کرد. با کنکاش در آیات قرآن کریم و روایت های معصومین، می توان به فضایلی چون: تقوا، عدالت، خوش برخوردی، امانت داری، حیا و پاکدامنی، وفای به عهد، صبر و خیرخواهی اشاره کرد. از میان این ها، برخی برجسته تر هستند که با رعایت آنها می توان جامعه انسانی را به سوی تعالی و رشد سوق داد.

در این پژوهش به تحلیل و بررسی مهم ترین فضیلت های اخلاقی می پردازیم که در تحکیم بنیه های اجتماعی نقش دارند.

 

تقوا و ارتباط آن با جامعه

پرهیز از محرمات که در زبان دین از آن به تقوا تعبیر شده است، مهم ترین وسیله در سلوک معنوی و همچنین کسب محبوبیت دنیوی است. تا زمانی که نفس، آلوده به کارهای حرام و تابع لذت های نفسانی است، تعالی انسان در هیچ بعدی امکان پذیر نخواهد بود.

تقوا از سویی باعث خودسازی و تعالی روحی افراد در جامعه خواهد شد و از طرفی عامل بالندگی جامعه پیرامون به طور جامع تر می گردد؛ در نتیجه باعث صعود جامعه انسانی به سوی ارزش های عظیم اخلاقی و تثبیت دین داری مطلوب در آن می شود و از طرف دیگر سبب لغو و حذف رذیلت های اخلاقی و نخوت های درونی از جامعه می گردد.

تعالیم اسلام، تنها تقوای فردی را نمی پذیرد و کسی را که فقط در بند خود است و اهتمامی درباره امور برادران و خواهران مسلمان خود- بلکه دیگر انسان ها ندارد و با داشتن همسایه گرسنه، شب را با سیری به خواب می رود، یا کسی که به تعلیم و تربیت محرومان نمی پردازد، از مسلمانی و ایمان و نجات، به دور معرفی می کند.

با تعمق در مفهوم تقوا و پیامدهایی که در پی دارد، می توان به این اصل مهم رسید که هرگاه شخص در برابر گناه خویشتن دار باشد، به طور طبیعی حافظ حدود الهی نیز خواهد بود و در نتیجه با خودسازی، مقدمه حفظ جامعه اطرافش را نیز فراهم خواهد آورد، گروه گسترده ای از جامعه را با دعوت به سوی تقوا، پاسبان حدود الهی کرد.

قرآن کریم، تقوا و خویشتن داری در برابر گناه را بهترین توشه معرفی کرده است. رسول خدا(ص) نیز تقوا را در رشد جامعه، حیاتی دانسته اند: «لا تزال أمتی بخیر تعاونوا على

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۹۶

البر والتقوى فإذا لم یفعلوا ذلک نزعت منهم البرکات»؛ «تا زمانی که امت من در کار نیک به یاری یکدیگر برخیزند، بر خیر و سلامت هستند و چون چنین نکنند، برکت ها از ایشان گرفته می شود»(طوسی، ۱۳۶ش، ج۶، ص۱۸۱).

«تقوا، ریشه اصلی برنامه های سالم سازی اجتماع است، ادای حقوق یکدیگر، تقسیم عادلانه ارث، حمایت از یتیمان و رعایت حقوق خانوادگی و مانند اینها همه از اموری است که بدون پشتوانه تقوا و پرهیزکاری به جایی نمی رسد.

امتیازات و افتخارات موهومی که هر دسته ای برای خود درست کرده اند، از قبیل امتیازات نژادی، زبانی، منطقه ای، قبیله ای و مانند آن، که امروز منشأ گرفتاری های فراوانی در جوامع است. اینها در یک جامعه اسلامی نباید وجود داشته باشد؛ زیرا همه از یک اصل سرچشمه گرفته و فرزندان یک پدر و مادرند و در آفرینش از یک گوهرند. «یا أیها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده»(نساء/۱). توجه به این که جامعه عصر پیامبر یک جامعه به تمام معنا قبیله ای بوده، اهمیت این مبارزه را روشنتر می سازد» (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۳، ص۲۴۵).

تحقق وحدت میان مسلمانان و درمان جامعه ای که گرفتار تبعیض های آشکار شده، تنها با نفی تفکر اصالت قومی و نژادی و طرد اندیشه عصبیت محوری، مقدور است.

زیرا عصبیت قومی و تفاخر جاهلی، مهم ترین مانع اتحاد اعراب صدر اسلام بود که سبب شد پیامبر اسلام(ص) برای جلوگیری از تداوم آن در وصیت نامه اش به حضرت امیر مؤمنان (ع) بدان تأکید ورزد:

«یا علی! إن الله تبارک و تعالى قد أذهب بالإسلام نخوه الجاهلیه و تفاخرها بآبائها! ألا إن الناس من آدم و آدم من تراب و أکرمهم عند الله أتقاهم» (ابن بابویه، ۱۴۱۳ق، ج۴، ص۳۶۲؛ طبرسی، ۱۴۱۲ق، ص ۴۳۸؛ فیض کاشانی، ۱۴۰۶ق، ج۲۶، ص۱۷۵؛ حر عاملی، ۱۴۰۹، ج ۱۶، ص۴۳؛ مجلسی، ۱۴۰۶ق، ج۱۲، ص ۱۵۱)؛ اى على! خداوند تبارک و تعالی به وسیله اسلام، نخوت و تکبر و تفاخر جاهلی را از میان برداشته است. آگاه باش! که انسانها همه از آدم اند و آدم از خاک و بزرگوارترین آنان نزد خداوند پرهیزگارترین آنهاست.

در فرهنگ اسلامی، همه انسان ها از جهت اعتقاد و ایمانشان به خدا، با هم برادرند و برهمین اساس، ملاک تنظیم روابط اجتماعی بر مبنای ایمان و تقوای الهی استوار است، پس تنها مکتب اسلام است که می تواند روابط جامعه های بشری را انسجام بخشد و آن را به رشد و شکوفایی واقعی اش برساند و این اعتراف بسیاری از متفکران مسیحی است، چنان که گستاولوبون می گوید:

اسلام در میان ملت هایی که به او ایمان آورده اند یک وحدتی ایجاد نمود؛ نظیر همان وحدتی که عشق به شهر روم برای رومیان ایجاد کرد»(جوادی آملی، ۱۳۸۹ش، ص۳۶۰).

فضیلت های اخلاقی، علاوه بر تأثیری که بر جامعه دارند، بر روی همدیگر نیز اثر می گذارند. در همین باره مرحوم طالقانی در تفسیر شریف پرتوی از قرآن آورده است:

«هر که به عهد خدا یا خود وفا کند و پروا گیرد، از متقین است و خدا متقین را دوست می دارد. وفای به عهد، اگر از تقوی ریشه گیرد، ثبات و دوام و کمال می یابد و قالب محبت خدا می گردد. اگر از منشأ عادات و سنن و یا برای کسب اعتبار باشد، هر چه هم در تحکیم روابط اجتماعی نیک و مؤثر آید، چون فاقد شناخت و هماهنگی روحی است، موجب کمال شخصی و حرکت و جاذب محبت خدا نمی شود. چون تقوا، به معنای شناخت و اراده ایمانی و تنظیم خلق و عمل، رابطه و پیوند خدا با خلق و گسترش دهنده‌ی مسئولیتها و تعهدات است و این

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۹۷

برتری روحی و خلقی، امتیازات قومی، نژادی، کتابی، حقوقی و هر گونه طغیان را از میان بر می دارد: «إن أکرمکم عند الله أتقاکم» (حجرات/۱۳)؛ نه اهل کتاب و یا منسوب به آیین و قوم و طبقه بودن(طالقانی، ۱۳۶۲ش، ج۵، ص۲۰۴).

علامه طباطبایی نیز تقوا را از معیارهای اصلی در جهت رعایت حقوق الهی و فضیلت اخلاقی مؤثری در رعایت اصول اخلاقی و تحکیم جامعه انسانی می داند. تقوای دینی و حق آن، حرکت در مسیر مستقیم الهی است که اساس و هدف جامعه مطلوب اخلاقی انسان هاست و در واقع تقوا با انحراف از مسیر مستقیم الهی و دین گریزی یا دین ستیزی و قرار گرفتن در راه هوسهای شیطانی تناسبی ندارد (طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص۳۷۲).

علامه به دلایل زیر، تقوا را فضیلتی می داند که باعث استواری بنیاد جامعه انسانی می شود:

تقوا از ملاک های برتری آدمیان در جامعه انسانی شمرده شده است: «إن أکرمکم عند الله أتقاکم» (حجرات/۱۳).

اگر تقوا و فضیلت های اخلاقی، ملاک برتری نباشد، معیارهای فرعی و بدلی مانند فخرفروشی نژادی، قبیله ای و… جایگزین ملاک های واقعی، برای تمایز آدمیان از یکدیگر می شود و این باعث ترویج مفاسد اخلاقی و تحقیر انسانیت ذاتی انسان ها در جامعه خواهد شد (طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص ۳۷۲).

تقوا پایه و اساس بسیاری از ارزش های اخلاقی است و در واقع روح ایمان و دین داری است و اگر جامعه ای خالی از روح ایمان و دینداری باشد، در واقع خالی از کرامت و به دور از اصول و فضایل اخلاقی است (همان، ص۳۷۴، ج۴، ص۱۰۷ و ۱۱۱).

انسان های متقی، همیشه همچون دژی در برابر کژیها، قد علم کرده و باعث حذف رذایل اخلاقی از جامعه انسانی خواهند شد و در مقابل آنها ایستادگی می کنند و زمینه تحکیم جامعه انسانی را به وجود خواهند آورد (طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج۳، ص ۱۷۴-۱۷۵).

با توجه به سخنان علامه می توان نتیجه گرفت که تقوا، اگر در دو بعد فردی و اجتماعی تبلور پیدا کند، باعث رستگاری فرد و جامعه خواهد شد.

تقوای فردی و اجتماعی در این سیر، لازم و ملزوم یکدیگرند و کمال هریک بدون دیگری نتیجه مطلوب را در بر نخواهد داشت.

تقوا از صفاتی است که با این که ذاتا با نفس انسان ها ارتباط دارد، اما زمینه ساز رشد جامعه به سوی استحکام هر چه بیشتر است. زیرا به عنوان اهرمی بازدارنده، مانع تمایل انسان ها به رذیلت ها می شود، در نتیجه، جامعه انسانی از این آفت ها مصون خواهد ماند.

از مهم ترین ثمره های تقوا این است که در جوامعی که دین داری جایگاهی ندارد و لذت های مادی و آنی، محور قرار گرفته است، دستگاه های تبلیغاتی و رسانه های جمعی، هوس رانی را ترویج می کنند، از این رو در چنین محیطی، تمییز حق از باطل بسیار مشکل می گردد و اینها همه در اثر بی تقوایی و آلودگی آن جامعه است.

 

اصلاح ذات البین و چگونگی نقش آن در استحکام جامعه

همدلی، اساس جامعه انسانی و مایه بالندگی آن است. اگر این اصل از بین برود، اعتماد و دل گرمی از دل ها رخت برمی بندد، در نتیجه، جامعه از حرکت تکاملی خود باز می ماند. در جامعه ناهمگون که

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۹۸

افراد به جای همدلی، در پی ویرانی یکدیگرند، راه به رستگاری و بهروزی نخواهند برد و کدورت ها روز به روز در جامعه، گسترده تر خواهند شد.

در جامعه به دلیل تعارض منافع، بالا بودن سطح انتظارها، توقعات بی مورد، بی توجهی به حقوق محترم اشخاص، کوتاهی در انجام وظایف و بالاخره تفاوت در خلق و خوی، اختلاف و دشمنی به وجود می آید، که امری طبیعی است، بنابراین باید بسترهای ایجاد نگرانی ها و دلخوری ها را برچید تا همدلی در میان افراد اجتماع نهادینه شود.

آیاتی از قرآن کریم به این مطلب اشاره کرده اند. از جمله: «اتقوا الله و أصلحوا ذات بینکم و أطیعوا الله و رسوله إن کنتم مؤمنین»(انفال/ ۱).

علامه طباطبایی در این باره می نویسد:

«اسلام در تعالیم اجتماعی خود می کوشد تا انسان ها در این گونه جریانات، در جامعه خود، بی تفاوت نباشند، بلکه سعی در پرورش حس خیرخواهی و صلاح طلبی داشته باشند و دائما در ایجاد صلح و صفا و رفع عداوتها تلاش نمایند و آن حالت «ذات بین» – که عبارت از رابطه بد میان دو فرقه است- را اصلاح کنند.

در این اصلاح نمودن و آشتی برقرار کردن می بایست جانب تقوای الهی را نگه داشت، یعنی داوری ها و پذیرش نتیجه آنها به حق و عدالت باشد و صلحی واقع بینانه ایجاد شود تا ارزش اجتماعی و اخلاقی آن به عنوان یکی از مهم ترین ویژگی های جامعه اخلاقی حفظ شود.

از ارزش های این معیار اخلاقی آن است که افراد با ایمان و خداشناسی که هیچ گونه منافعی در درگیری های طرفین ندارند، بر آن صلح نظارت می کنند و فرد مصلح، مجاز است برای برقراری صلح از هر نوع ابزار عقلایی، حتی دروغ گفتن از زبان یکی از متخاصمین که به صلح کمک می کند، استفاده نماید» (طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج ۹، ص۱۱).

اصلاح ذات البین، زدودن دوگانگی هاست. دوگانگی ها و کشمکش ها، جامعه اسلامی را از درون متلاشی می سازد. «و إن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما فإن بعث إحداهما على الأخرى قاتلوا التی تبغی حتى تفیء إلى أمر الله فإن فاءت فأصلحوا بینهما بالعدل و أقسطوا إن الله یحب المقسطین»(حجرات/۹). مراد از اصلاح، از بین بردن سلیقه های گوناگون و همسان سازی نیست. زیرا سرشت آدمیان متفاوت است و انسان ها دارای ویژگی های جسمی و فکری و محیط زندگی گوناگونی هستند، این خود، به جدایی سلیقه و شیوه های زندگی می انجامد طباطبایی، ۱۳۸۸ ش، ج ۶۰، ص۱۱).

وظیفه‌ی مسلمانان در جامعه اسلامی، پیوند و هم دلی، صمیمیت، بخشش و خطاپوشی درباره یکدیگر است، چنان که در وصیت نامه علی (ع) آمده است:

«علیکم بالتواصل و التباذل و إیاکم و التدابر و التقاطع»(نهج البلاغه، نامه۴۷)، اما اگر گروهی از مسلمانان این وظیفه را کنار نهادند، رسالت دیگر مسلمانان، وساطت در صلح و دوستی میان آنان است. زیرا خداوند از اختلاف مؤمنان نهی می فرماید: «وإن طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فأصلحوا بینهما إنما المؤمنون إخوه فأصلحوا بین أخوییم» (حجرات/۹-۱۰)؛ برقراری صلح میان مؤمنان و داشتن جامعه ای بی اختلاف، به تقوا و خداترسی نزدیک تر است: «اتقوا الله وأصلحوا ذات بینکم» (انفال/ ۱).

خداوند به چنین افرادی با دیده رحمت و مغفرت می نگرد: «وإن صلحوا وتتقوا فإن الله کان غفوره رحیما» (نساء/ ۱۲۹)، (جوادی آملی، ۱۳۸۹ش، ص۲۴۴). 

اگر با نگاه جامعه شناختی به این موضوع بپردازیم، به نتیجه می رسیم که احساس مسئولیت در برابر افراد اطرافمان، از اصول اولیه ای است که با

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۹۹

درگیری های پی در پی در میان افرادش باشد و کسی در صدد حل آنها نباشد، جامعه دچار از هم گسیختگی و هرج و مرج خواهد شد. از این رو با توجه به سفارش های فراوان آیات قرآن و معصومین، هر یک از افراد جامعه باید به برطرف کردن تعارضات حاکم در بین افراد و جامعه کمک کنند تا جامعه از استحکام لازم جهت بقا و سیر در مسیر اهداف خود برخوردار باشد.

 

حسن معاشرت و اثربخشی آن در جامعه مطلوب

انسان موجودی اجتماعی و ناگزیر به معاشرت با مردم است. بی تردید معاشرت، جهت حفظ جایگاه اجتماعی، ضروری است. در نحوه ارتباط با دیگران، باید طوری برخورد کرد که موجب محبوبیت شود و روز به روز بر وزن اجتماعی انسان بیفزاید. به همین علت دین مقدس اسلام، معاشرت نیکو را به پیروانش توصیه فرموده و درباره آن، بهترین آداب و دستورها را بیان کرده است.

نحوه ارتباط انسان ها با یکدیگر از بارزترین فضیلت های اخلاقی است که در تحکیم روابط حاکم بر جامعه ی انسانی، نقش کلیدی دارد. اصلاح روابط حاکم بر اجتماع انسانی، زمینه ساز رشد آن جامعه از جهت ارزش های انسانی خواهد بود.

جامعه ای هدفمند و ایده آل است که افراد آن با همدیگر برخورد مناسب داشته باشند، همان طور که خداوند نیز به نیکو سخن گفتن با هم نوع بسیار مورد اهمیت داده است و می فرماید: «و قولوا للناس حسنا» (بقره /۸۳).

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان به اهمیت رعایت اخلاق و ادب در روابط اجتماعی و رواج دین داری اشاره کرده و می گوید:

«این تعبیر، کنایه از حسن معاشرت با مردم، چه با مؤمنان و چه با کافران است و این دستور، منافاتی با آیاتی که برخورد با مشرکان و کافران را مدنظر قرار می دهد ندارد. زیرا بستگی به موقعیت و مقتضیات زمان و شرایط مختلف اجتماعی دارد» (طباطبایی، ۱۳۸۸، ج۱، ص۲۱۹؛ ج۲، ص۵-۲۴۴). 

بنابراین داشتن ارتباط صحیح و روش مند با افراد اجتماع، در مهارت مردم داری، به توسعه و گسترش مکارم اخلاقی می انجامد و جامعه را به سوی موفقیت و رستگاری سوق می دهد.

برخوردهای مطابق با فضیلت های اخلاقی، از ویژگی های مهم جامعه انسانی مستحکم است. زیرا آن فضیلت ها، پایه اساسی در مسائل فکری، برنامه ریزی، تبلیغ، آموزش و تربیت، تشکیلات و ارتباطات، پیوندها، تولی و تبری، دوستیها و دشمنی ها، نشست و برخاست ها و حتی نگاه و احترام گذاشتن های افراد آن جامعه، به یکدیگر به شمار می آید و آنها را چهارچوب رعایت آن فضیلت های و به تبع آن، احترام به همدیگر قرار می دهد.

امامان شیعه در برخورد با اطرافیان زمان خود به این روش و ویژگی مهم اخلاقی، بسیار توجه داشته اند. ایشان با اشخاص گوناگون مطابق شرایط مختلف اجتماعی، مقتضیات زمان، ظرفیت و آمادگی طرف سخن، ذهنیت موجود در سائل و مخاطب، جبهه های سیاسی و جناح آنها برخورد می کردند تا رفتارشان هدف دار و از سر خیر باشد و باعث تحکیم جامعه انسانی شود.

 

میزان تأثیر صبر در ارتقای سطح کیفی جامعه

صبر، در اصطلاح علم اخلاق به حفظ نفس از اضطراب، اعتراض و شکایت و همچنین به آرامش و طمأنینه اطلاق می شود. از جمله ویژگی های مطلوب در جامعه مستحکم، نهادینه شدن صبر و پایداری در جامعه به هنگام مواجهه با مشکلات است. انسان ها به گونه ای آفریده شده اند که در طول حیات خود، با آفات، کمبودها، موانع و مصیبت های فراوانی روبه رو هستند، از سوی دیگر انسان در معرض حمله های


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۱۰۰

شدید تمایلات نفسانی است که همه این موارد ابزار آزمایش انسان از طرف خدای متعال به شمار می آیند:

«و نبلوکم بالشر و الخیر فتنه و إلینا ترجعون»( انبیاء/۳۵)؛ «و شما را با بدی ها و خوبی ها آزمایش می کنیم و سرانجام به سوی ما بازگردانده می شوید». در این میان، تنها کسانی از میان موانع و مشکلات، سالم به مقصد می رسند که با صبر، به قضای الهی راضی شده اند و تمایلات نفسانی را حبس کرده و تسلیم امر خداوند هستند.

مصیبت های گوناگون، آنان را از شکر، اطاعت و عبادت خداوند باز ندارد و با وجود تمام مشکلات، خود را به انجام وظایف الهی وادار سازند. در واقع هر انسانی به عنوان عضوی از جامعه انسانی، اگر بتواند نفس خود را در برابر گناهان، نگه دارد و همچنین بر مصیبت هایی که در فراروی او قرار می گیرد صبر پیشه کند، در جامعه از محبوبیت بیشتری برخوردار خواهد بود.

در این راستا علامه طباطبایی درباره جایگاه و اهمیت صبر و فایده های آن در تحکیم جامعه انسانی به عنوان یک فضیلت مهم و اثرگذار اخلاقی می فرماید:

«اولا صبر و پایداری در جامعه و در برابر سختی ها و مشکلات باعث رشد اجتماعی فرد شده و او را هم دوش تکاملات مادی و معنوی در زندگی به پیش می برد و خداوند نیز به صابران به خاطر توسعه ی دینداری در نهاد اجتماعی، اجر و پاداشی تام و بی حساب عطا می فرماید (طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج ۱، ص ۴۲۴).

ثانیا صبر، قوی ترین پاور در شداید و محکم ترین رکن اساسی در برابر تبلور عزم و تحول در اراده است که به انسان، فرصت تفکر صحیح می دهد و بزرگ ترین حفاظ برای دین داری است و به منزله خلوتی است که در هنگام افکار پریشان و صحنه های ترس آور به آدمی مصونیت درونی عطا می کند و گام های او را در مسیر هدایت الهی استوار می گرداند و از گمراهی ها دور می کند (همان، ص۴۲۳ – ۴۲۴).

پس در برخوردهای اجتماعی با توجه به آموزه های اخلاقی قرآن کریم، رعایت صبر و تحمل آرای مخالف، ضروری است، تا بتوان در سایه آن، روابط انسانی را هر چه بهتر و بیشتر، تحکیم بخشید. در غیر این صورت جامعه رو به سستی خواهد رفت:

«ادفع بالتی هی أحسن فإذا الذی بینک وبینه عداوه کأنه ولی حمیم» (فصلت/۳۴)؛ «بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است!».

صبر همراه با آگاهی و چاره جویی و پیدا کردن راه کارها برای مقابله با ناملایمات و علاج فقر اقتصادی و فرهنگی، جامعه را به سمت صعود می برد. جامعه با صبر می تواند به سرعت در مسیر رشد حرکت کند. «در بسیاری از موارد نصرت و پیروزی، مرهون صبر و پایداری است:

ان النصر مع الصبر (ابن بابویه، ج ۴، ص ۴۱؛ شیخ حر عاملی، ۱۴۰۹ ق، ج ۱۵، ص۲۶۳؛ طوسی، ۱۴۱۰ق، ص۵۳۶؛ مسعود بن عیسی، ۱۴۱۰ق، ج۲، ص۶۳). خیر و سعادت از راه صبر و پرهیز از شتاب زدگی، هرچند در غیر میدان جنگ باشد، حاصل می شود:

«وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَیهِمْ لَکَانَ خَیرًا لَهُمْ» (حجرات/ ۵)؛ «وأن تصبروا خیر لکم» (نساء/۲۵). جامعه ای که افراد آن اهل صبر و تقوا باشند، خداوند برای رشد و شکوفایی به آنان مدد می رساند:

«بَلَى إِنْ تَصْبِرُوا وَتَتَّقُوا وَیأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هَذَا یمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَهِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِکَهِ مُسَوِّمِینَ»(آل عمران/۱۲۵)، (جوادی آملی، ۱۳۸۹، ص ۳۷۳).

با توجه به سخنان مفسران به این نتیجه می رسیم که پیش برد اهداف جامعه، در گرو حاکم شدن روحیه بردباری در میان افراد آن خواهد بود و پیامدهای زیادی از جمله رسیدن به رشد در سایه مدد الهی در پی خواهد داشت و در نهایت به استحکام جامعه خواهد انجامید، ولی اگر جامعه دچار شتاب زدگی گردد از استحکام نیز دورتر خواهد شد.

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۱۰۱

حیا و پاکدامنی و نقش ویژه آن در تحکیم جامعه

شرم و حیایی که به عنوان فضلیت از آن یاد می شود، مفهوم دیگری را القا می کند که در حوزه عمل نیکوی انسانی و رفتارشناسی هنجاری قرار می گیرد. شخصی که از صفت حیا برخوردار است، در منش و کنش خویش انسانی است که از زشتیها و ناهنجاری ها پرهیز می کند و خود را به آنها آلوده نمی کند(راغب اصفهانی، ۱۳۹۲ق، ص۲۷۰). حیا، زمینه ساز تربیت روحی و ادب اجتماعی است.

قرآن حیا را فضیلت انسانی می داند و از انسان ها می خواهد که مردمانی خوددار از ارتکاب زشتیها باشند. موضوع حیا، یکی از مباحث مهم اجتماعی است که بازخوانی نگرش قرآن به آن می تواند در نحوه رفتار انسان مومن، بسیار تأثیرگذار باشد و از مهم ترین پشتوانه های اخلاقی در تحکیم جامعه انسانی است که ضامن اجرای قوانین و هنجارها محسوب می شود.

«وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ* إِلَّا عَلَى أَزْوَاجِهِمْ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیرُ مَلُومِینَ* فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذَلِکَ فَأُولَئِکَ هُمُ الْعَادُونَ»(مؤمنون/۵-۷)؛ «و آنها که دامان خود را (از آلوده شدن به بی عفتی) حفظ می کنند؛ تنها آمیزش جنسی با همسران و کنیزانشان دارند، که در بهره گیری از آنان ملامت نمی شوند و کسانی که غیر از این طریق را طلب کنند، تجاوزگرند!».

 «وَلْیسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَا یجِدُونَ نِکَاحًا حَتَّى یغْنِیهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (نور/۳۳)؛ و کسانی که امکانی برای ازدواج نمی یابند، باید پاک دامنی پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بی نیاز گرداند!».

حیا و شرم به اشکال مختلف وجود خارجی می یابد. به این معنا که انسان این صفت نفسانی را در زندگی خویش به گونه های متفاوت بروز می دهد و رفتارهای خویش را بر پایه آن سامان می بخشد. انسان باحیا، کسی است که در رفتار و گام برداشتن نیز رعایت حیا و آزرم می کند(نور/ ۳۱؛ قصص / ۲۵)؛ در پوشش و یا کارهای دیگر آن را نشان میدهد و رفتاری بر پایه آداب اجتماعی و سنتهای پسندیده دارد. 

«حیا و پاک دامنی در جامعه بسیار مهم و اثرگذار است، زیرا بدون شک، غریزه جنسی از غرائز سرکش انسان و سرچشمه بسیاری از گناهان و بی بندوباری های اجتماعی محسوب می شود.

لذا کنترل و حفظ حدود آن باعث تثبیت فضیلت حیا در درون آدمی خواهد گردید و از طرفی او را به رعایت حریم دیگران و عدم تجاوز به محدوده آنان، یاری می دهد و این مقتضای ایمان و دینداری است که انسان ها از مرزهای الهی خارج نشوند و گام های خویش را در مسیر دین و گرایش به ارزشهای اسلامی و دینی جهت تحقق و تحکیم جامعه انسانی متخلق به فضیلت های اخلاقی استوار نگه دارند.

این فضیلت موجب رعایت حریم در میان افراد جامعه‌ی انسانی خواهد بود و آنان را از اسارت هوای نفس و طبع سرکش می رهاند، زیرا هرکس به ناچار از خواسته های نامشروع خویش چشم می پوشد و از مقررات اجتماعی جامعه ی خود پیروی می کند تا خود را از سرزنش و ملامت دیگران مصون نگه دارد»(طباطبایی، ۱۳۸۸ ، ج۴، ص۱۰۶۱۰۸).

با بهره گیری از سخنان علامه به این نتیجه می رسیم که با رعایت این ویژگی اخلاقی، روحیه گستاخی از افراد جامعه برچیده می شود و احترام متقابل جایگزین می شود. زیرا حس بی اعتمادی در میان افراد اجتماع از بین می رود.

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۱۰۲

اثرهای قناعت در ساختن جامعه ای ایده آل

کسب آرامش و احساس رضایت مندی، مهم ترین نیاز انسان معاصر است. دنیازدگی و تنوع طلبی های افراطی و تجمل خواهی های غافلانه که از جمله بحران های اخلاقی عصر کنونی به شمار می آید، میل به خودخواهی، تکاثر، افزون طلبی و سستی روابط انسانی را رقم زده است؛ از این رو با تثبیت روحیه ی قناعت در جامعه، می توان بسیاری از این سردرگمی ها را حل کرد. على (ع) در این باره می فرمایند:

«قناعت بهترین عامل برای سامان دادن به نفس و اصلاح جامعه است.» (محمدی ری شهری، ۱۳۷۵ ش، ج۸، ح۱۶۸۶۱).

بنابراین قناعت، در فرهنگ غنی اسلام یکی از شاخصهای بالندگی و ایجاد آرامش و استحکام جامعه است که ممکن است در فرد یا یک ملت تحقق یابد. انسان به وسیله آرامش می تواند با دیگران ارتباط موثری داشته باشد و با کمک آنها برای حل مشکلات خود تصمیم گیری کند.

قناعت، حرص را مهار و در نتیجه عزت دنیوی و اخروی انسان ها را تضمین می کند. انسان قانع از آن چه به دست می آورد، به حد نیاز بهره مند می شود و از مازاد آن برای کمک به دیگران استفاده می کند و دست انسان برای بخشش به دیگران باز شود.

آدمی بر اثر طمع و حرص، زیر بار هر ذلتی می رود و خود را می فروشد و حق را زیر پا می گذارد و بردگی هر متکبری را می پذیرد، ولی قناعت اراده او را تقویت می کند و با آن عزت نفس خود را باز می یابد.

علامه طباطبایی در توصیف قناعت و جایگاه و تأثیر آن بر تحکیم روابط انسانی می گوید:

«قناعت، ازاله مرض حرص و طول امل است و فوایدی خاص در تثبیت فضیلت های اخلاقی و تحکیم جامعه انسانی بر آن مترتب است که عبارتند از:

۱. در دعا و خواستن از ذات باری تعالی، انسان را متنبه می سازد که چیزی را از خداوند بخواهد که با حکمت الهیه اش منافاتی نداشته باشد؛ ۲. نیاز و درخواستش را فقط و فقط از خزانه‌ی غیب الهی بخواهد تا خود را زیر بار خواری و ذلت نبرد و لذا خداوند، مردم را از چشم دوختن به مال و اموال هم نوعان نهی فرموده است»(طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج ۱، ص ۳۷۳؛ ج۹، ص۲۷۹)

اگر در جامعه، فرهنگ قناعت رواج یابد، دیگر حق محرومان ضایع نخواهد شد و در سایه چنین فرهنگی به جامعه ی معتدل می یابیم. همه به حق و حقوق فردی راضی هستند و دیگر طمع آن ها را در دام خود اسیر نمی کند که باعث ناامنی در جامعه یا رکود اقتصادی یا مشکلات فراوان دیگر شوند. زیرا هدف از زندگی اجتماعی، رعایت حقوق دیگران و عمل کردن به وظایف اجتماعی است که با عمل به دستورهای دین انسان ساز اسلام، می توانیم به سرمنزل مقصود برسیم.

بر اساس آموزه های دینی ما، بین قناعت و آرامش هم بستگی وجود دارد؛ به این معنا که هرچه روحیه قناعت کردن در انسان بالاتر رود، میزان نگرانی های مخرب او کمتر شده، در نتیجه زندگی اجتماعی او نیز معنادار می شود. زیرا با آرامش، بهتر می توان در کنار دیگران زندگی کرد و در عین حال به خواسته های آنان نیز احترام گذاشت.

 

عدالت، مهم ترین عنصر در استحکام روابط افراد

بازخوانی عدالت از منظر قرآن و تحلیل خداوند از اهمیت، نقش و آثار عدالت در زندگی بشر از آنجا مهم و اساسی است که شرایط و بستری، برای تلطیف نگاه آدمیان به یکدیگر را فراهم می کند و در نتیجه آن استحکام جامعه را رقم خواهد زد. از این رو اگر به اساسی ترین بخش های زندگی بشر و قوانین مرتبط 

 


رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن کریم ….   صفحه ۱۰۳

با آن توجه کنیم در همه جا نقش و کارکرد اساسی عدالت، مشهود است. با نگاه عدالت محور، جامعه استحکام می یابد و پیشرفت خواهد کرد. اگر این فضیلت در جامعه، به طور عملی، فراگیر شود نگاه افراد به یکدیگر، انسانی تر خواهد شد. زیرا می دانند که حقوق آنها در نزد دیگران محترم است و تبعیض وجود ندارد، از این رو با آرامش خاطر بهتر و بیشتر، به تحکیم روابط خود با دیگران، همت می گمارند.

از نظر قرآن، بنیان جامعه و هم گرایی و نظم و ثبات اجتماعی، بر پایه عدالت است و حاکمان و دولت مردان، موظف هستند که عدالت را در جامعه نهادینه و اجرا کنند و از هرگونه ستم پرهیز کنند. می فرماید:

«إِنَّ اللَّهَ یأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَینَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا یعِظُکُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا» (نساء/۵۸)؛ خداوند به شما فرمان می دهد که امانت ها را به صاحبانش بدهید! و هنگامی که میان مردم داوری می کنید، به عدالت داوری کنید! خداوند، اندرزهای خوبی به شما می دهد؟ خداوند، شنوا و بینا است.

علامه طباطبایی در اهمیت برقراری عدالت در میان افراد اجتماع می نویسد:

«خدای سبحان احکامی را برای انسانها وضع نموده است که اساس اجتماع بشری با آن استوار است، چون از نظر اسلام مهم ترین هدفی که در تعالیمش دنبال شده، صلاح مجتمع و اصلاح عموم است، چون هر چند انسان ها فرد فرد هستند و هر فردی برای خود شخصیتی و خیر و شری دارد، لکن از نظر طبیعتی که همه انسانها دارند یعنی طبیعت مدنیت، سعادت هر شخصی مبتنی بر صلاح و اصلاح ظرف اجتماعی است که در آن زندگی می کند، به طوری که در ظرف اجتماع فاسد که از هر سورشد کرده باشد، رستگاری یک فرد و صالح شدن او بسیار دشوار است» (طباطبایی، ۱۳۸۸، ص «ز»).

ایشان در تفسیر آیه «إن الله یأمر بالعدل والإحسان» (نحل/۹۰)؛ خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد؛ گفته است:

«ظاهر سیاق آیه این است که مراد به عدالت، عدالت اجتماعی است و آن، عبارت از این است که با هریک از افراد جامعه طوری رفتار شود که مستحق آن است و در مکانی جای داده شود که سزاوار آن است و این خصلتی اجتماعی است که فرد فرد جامعه، مامور به انجام آن هستند، به این معنا که خدای سبحان دستور می دهد هر یک از افراد اجتماع عدالت را بیاورد و لازمه آن این است که امر متعلق به مجموع نیز بوده باشد. پس هم افراد مامور به اقامه این حکم هستند و هم جامعه که حکومت عهده دار زمام آن است. طباطبایی، ۱۳۸۸ش، ج ۱، ص ۹۵، ج۱۲، ص ۳۳۱ – ۳۳۲).

وجود عدالت اجتماعی در اعمال و اخلاق مردم، حتی در افکار و عقاید آنها تأثیر دارد. اگر حقوق مردم محفوظ و جامعه عادل و متعادل باشد و تبعیض و محرومیت در مردم نباشد، عقاید و اخلاق پاک، صفای قلب و اعمال خوب بیشتر می شود و زمینه برای وقوع معاصی و اخلاق رذیله و شیوع عقاید ناپاک کمتر است» (مطهری، ۱۳۵۸، ص ۷۸). 

آرامشی که عدالت برای جامعه به ارمغان می آورد، دوام زیادی خواهد داشت. زیرا با ترویج عدالت، نگرانی های ناشی از محروم ماندن از حقوق خود در جامعه نیز رخت خواهد بست و از طرفی اعتماد دوسویه میان فرد و اجتماع برقرار خواهد شد که قطعا در جوامع دیگر چنین اعتمادی وجود نخواهد داشت…

متن ادامه دارد… برای دریافت متن کامل این مقاله از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.


 

مقالات مشابه با موضوع فضایل اخلاقی و تحکیم جامعه :

مبانی تعامل مردم و حکومت از منظر تفسیر المیزان

عوامل بینش صحیح جامعه علمی در آیات و روایات

روش‌ های قرآن در نهادینه سازی اخلاق در جامعه

سالم سازی جامعه از آلودگی های اخلاقی در حکایات قرآن

جایگاه و کارکرد اختلاف در جامعه بشری از نظر علامه طباطبایی

کارکردهای اجتماعی اخلاق دینی و قرآنی در جامعه از منظر تفسیر المیزان

همخوانی آموزه های قرآن با عوامل پیشرفت و توسعه اقتصادی در جامعه بشری

جامعه و اصالت فلسفی آن در قرآن (بر اساس دیدگاه علامه طباطبایی و مطهری)

 


واژگان و اصطلاحات پرتکرار مقاله: تربیت ؛ اخلاق ؛ فضایل اخلاقی ؛ تحکیم جامعه ؛ علامه طباطبایی ؛ اجتماع ؛ استحکام جامعه ؛ فضیلت‎ های اخلاقی ؛ جامعه اسلامی ؛ تفسیر المیزان


عناوین مشابه جستجو شده:

نقش فضایل اخلاقی در استحکام اجتماع از منظر آیات قرآن

نقش فضیلت‎ های اخلاقی در تحکیم جامعه از منظر قرآن کریم

نقش فضیلت‎ های اخلاقی در استحکام جامعه از دیدگاه قرآن کریم

نقش فضایل اخلاقی در تحکیم جامعه از منظر قرآن با محوریت تفسیر المیزان

نقش فضایل اخلاقی در تحکیم جامعه از منظر قرآن با رویکردی بر دیدگاه علامه طباطبایی

تاثیر فضائل اخلاقی در استحکام جامعه از منظر قرآن با رویکردی بر دیدگاه علامه طباطبایی

 


 

انتهای پیام مقاله: رهیافت تربیت فضایل اخلاقی بر تحکیم جامعه در قرآن با رویکردی بر نظریات علامه طباطبایی