فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان


فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان-در حال بارگذاری
۴ اردیبهشت ۱۳۹۹
PDF
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۴؛ نویسندگان: اکبر صالحی؛ موضوع: فلسفه آزمایش و ابتلا ؛ تعداد صفحات: ۱۶؛ فرمت فایل: PDF؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: ابتلاء و امتحان ؛ فلسفه آزمایش ؛ اسباب و ابزار آزمایش ؛ آثار تربیتی ؛ قرآن و روایات ؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث

 

عنوان کامل مقاله: فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان

 

    

مشخصات مقاله فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان:

مشخصات نشر: دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث؛ دوره ۱، شماره ۲، سال انتشار: ۱۳۹۴، صفحات: ۹۷- ۱۱۲؛ نویسندگان: اکبر صالحی.

نحوه ارجاع به این مقاله: صالحی، اکبر، «فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان»، دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث، بهار و تابستان ۱۳۹۴، دوره ۱، شماره ۲، صفحات ۹۷- ۱۱۲

مشخصات نویسندگان: ۱. اکبر صالحی: استادیار گروه فلسفه تعلیم و تربیت دانشگاه خوارزمی


متن مقاله: 

صفحه ۹۷

آزمایش و ابتلا در قرآن

 


فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ۹۸

مقدمه

بحث امتحان و عجین بودن آن با زندگی انسان ها، موضوع تازه ای نیست و انسان ها در طی تاریخ زندگانی خودشان، دوره های سختی را گذارنده اند، اما هدف انسان های اولیه و برخی افراد ناآگاه از گیرودار با این امتحانات، جز ضجه یا ملامت خود نبوده است.

بعضی از این بی توجهی ها به بلایا و شداید، آثار زیانباری بر زندگی و حتی حیات انسان ها داشته است. انسان های اولیه دلایل رنج و بیماری و بلایای طبیعی نظیر: زلزله و طوفان را به امور خرافی همچون: خشم خدایان و بت ها نسبت می دادند.

با نزول قرآن کریم انسان هایی که به پیام وحی الهی و تعلیمات عالی پیامبر اکرم و اهل بیت(ع) ایمان آورده و پیام های قرآنی را دریافت و تفسیر کردند برای این گونه سختی های طبیعی، جانی و مالی و موقعیت های اجتماعی، فلسفه قوی تری یافتند نسبت به آنچه گذشتگان قبل از نزول قرآن کریم به مواردی همچون: خرافه، بیماری و … ربط می دادند. چنین امتحانات و سختی هایی در طول زندگی برخی را ناتوان و ناشکر و عده ای را توانمند و بر ایمانشان افزوده است.

بنابراین طبق قرآن کریم و روایت ها، سنت امتحان و ابتلا یک سنت جاری و با اسبابهای گوناگونی در مراحل زندگی انسانها به وقوع می پیوندد. «بدون ابتلا و امتحان نه جایگاه و مرتبه آدمیان مشخص شده و نه امکان تمیز و تفکیک آنان فراهم آمده و نه زمینه ظهور باطنها و کمالات آماده می شود(دلشاد تهرانی، ۱۳۸۵، ص ۳۲۱).

در هیچ نظام تربیتی تا فرد از آزمونی سربلند بیرون نیاید و قبولی کسب نکند، گواهینامه ای به وی اعطا نمی گردد. بنابراین آنچه باعث ارتقای درجه می شود، شرکت و موفقیت در آزمون است.

از این رو آزمایش های الهی برای ارتقای درجه فرد و نیز ایجاد شرایطی برای پذیرفتن مسئولیت سنگینی است که خداوند از انسان صاحب اراده می خواهد. بنابراین باید به فلسفه و نقش تربیتی آن در سازندگی معنوی انسان توجه کرد.

خداوند در قرآن کریم چه منظور و مفهومی از امتحان بشری دارد؟ فلسفه و اهداف این ابتلای الهی در قرآن و آموزه های دینی و روایی چیست؟ آزمایش های الهی چه نقشی در سازندگی و تربیت انسان ها دارد؟

اینها پرسش هایی هستند که در این مقاله پژوهشی با بررسی نمونه مصادیقی از کلام وحی و آموزه های روایی تلاش می شود تا پاسخی در حد توان به آنها داده شود. امید است این نوشتار هر چند کوچک، مؤمنان واقعی و انسانهای خفته را به این موضوع مهم آگاه سازد و زمینه بهره مندی صحیح از این سنت الهی را در جهت تقویت ایمان و اعتقاد به خداوند و روز واپسین سنجش اعمال و در زندگی دنیوی فراهم کند.

به همین منظور در مقاله حاضر نخست مفاهیم مرتبط با ابتلا در قرآن کریم تبیین مفهومی خواهند شد. سپس فلسفه و اهداف آزمایش های الهی بیان شده و در بخش بعدی، ضمن ترسیم اسباب و ابزار آزمایش در قرآن و روایات به ویژگی ها و ابعاد آزمایش اشاره مختصری خواهد شد.

در ادامه به استنباط نقش های سازنده آزمایش های الهی در تربیت انسان می پردازیم.

   
روش شناسی

این پژوهش، کیفی و از نوع توصیفی- تحلیلی ( تحلیل محتوای کیفی و استنباط قیاس نظری است. تحلیل محتوا عبارت است از شناخت و برجسته کردن محورهای اصلی یک متن یا متون مکتوب با هدف

 


 

فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و احادیث و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ۹۹

فراهم آوردن تحلیلی توصیفی (ساروخانی، ۱۳۷۸، ص ۸۲). همچنین تحلیل محتوای کیفی را می توان روش پژوهشی برای تفسیر ذهنی محتوایی داده های متنی از طریق فرایندهای طبقه بندی نظام مند، کدبندی و تم سازی یا طراحی الگوهای شناخته شده دانست. بنابراین روش تحلیل محتوای کیفی، روشی برای جست و جوی ارتباط میان مفاهیم مختلف و بازشناسی روابط و شبکه های مفهومی است. همچنین یکی از ویژگی های بنیادین پژوهش های کیفی نظریه پردازی به جای آزمون نظریه است (ایمان، ۱۳۹۰، ص۱۷۲).

چون محقق در این پژوهش با منابع مکتوب قرآن کریم و روایت های معصومین (ع) و دسته بندی جملات و مضامین مرتبط با موضوع ابتلا و فلسفه آن سروکار دارد، از این رو روش پژوهش از نوع تحلیل محتوای کیفی است. البته برای مفهوم شناسی ابتلا و امتحان از روش تفسیر مفهومی نیز استفاده شده است.

از طرف دیگر چون محقق از تبیین فلسفه آزمایش و تحلیل مفهوم شناسی و اسباب آزمایش های الهی، در صدد استنباط کارکردهایی برای تربیت انسان و تعلیم و تربیت اسلامی است، از این رو برای دست یافتن به چنین کارکردهایی از روش قیاس نظری نیز استفاده می کند. رویکرد قیاس بر این فرض مبتنی است که در پرتو نظریه های کلی و انتزاعی معرفت شناسانه، متافیزیکی و اخلاقی و الهیاتی دیدگاه ها و مکاتب فلسفی، می توان رهنمودهای اساسی منطقی را در قالب آموزه های تربیتی استنباط و استخراج کرد رهنما، ۱۳۸۹، ص۱۱۰).

 

تحلیل مفاهیم

در بررسی مضامین آیه های قرآن مفاهیمی وجود دارند که با موضوع آزمایش و امتحان در ارتباط هستند. در این بخش از مفهوم شناسی و تحلیل مفاهیم، به تحلیل و تفسیر و تبیین مفاهیمی خواهیم پرداخت که با امتحان الهی در آمیخته اند:

 

مفهوم ابتلا

کلمه «ابتلا» مصدر ثلاثی مزید است از باب افتعال از ریشه «بلاء» (فرهنگ معاصر عربی فارسی، ۱۳۹۲، ص۷۵). این واژه و مشتقات آن در قرآن کریم ۳۷ بار در ضمن ۳۴ آیه به کار رفته است (موسوی نسب، ۱۳۸۵، ص ۳۰). ابتلا، از جمله واژگان سرآمد در قرآن کریم است و سایر مشتقات آن به یک معنی بر می گردد و جمع آن بلایا است:

 «فَأَمَّا الْإِنْسَانُ إِذَا مَا ابْتَلَاهُ رَبُّهُ فَأَکْرَمَهُ وَنَعَّمَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَکْرَمَنِ* وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلَاهُ فَقَدَرَ عَلَیهِ رِزْقَهُ فَیقُولُ رَبِّی أَهَانَنِ»؛ اما انسان هرگاه که پروردگارش او را آزمایش کند و اکرام نماید و نعمت بخشد، گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت و اما هنگامی که او را آزمایش کند و روزی را بر او تنگ گیرد، گوید: پروردگارم مرا خوار کرد(فجر/ ۱۵- ۱۶).

از این آیات بر می آید که بلا و امتحان هم در نعمت است و هم در نقمت. «خداوند سبحان انسان را با سلامت امتحان می کند تا ببیند شاکر است و از این نعمت بهره می گیرد یا نه و گاهی او را به مرض می آزماید تا ببیند او صابر است یا نه ( جوادی آملی، ۱۳۸۱، ج ۲، ص ۳۶۰).

 


 

فلسفه آزمایش و ابتلا در آیات و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ۱۰۰

راغب اصفهانی آورده است: «بلوه؛ او را آزمودم. مثل این است که از زیادی آزمایش خسته کردم و ابلیت فلانا به این معناست که او را آزمودم و با آزمایش به او آگاهی دادم» (راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ص۲۴۶).

در اصطلاح قرآنی ابتلا، دگرگونی شرایط بندگان به اراده خدای تعالی و نتیجه مد نظر، کشف استعداد عبودیت و تقویت و ارتقای عبد در مسیر بندگی است. در این روند است که جوهره پنهان مردم آشکار و نیکوکاران شناخته و پلیدی بدسیرتان فاش می شود(مطهری، ۱۳۷۷، ص۸۶).

معجم مقاییس اللغه دو ریشه با دو معنا برای ابتلا ذکر کرده است؛ اول: «بلو» به معنای فرسودگی و دگرگونی؛ دوم: «بلی» به معنای اختبار و امتحان ( ابن فارس، ۱۴۰۴، ص ۶۹). 

 

مفهوم فتنه

واژه دیگری که از آیه های قرآن درباره مفهوم آزمایش و ابتلا و مفاهیم مرتبط با آن به دست می آید، فتنه است. خداوند در قرآن کریم می فرماید:

« أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ»؛ آیا مردم گمان کردند همین که بگویند: «ایمان آوردیم»، به حال خود رها می شوند و آزمایش نخواهند شد(عنکبوت /۲). کلمه یفتنون از ریشه فتنه است. فتنه در اصل به معنی داخل کردن طلا و نقره در آتش برای مشخص کردن عیار خوبی و بدی آن است (راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ص ۶۲۳).

علامه طباطبایی نیز در ذیل آیه شریفه و در تفسیر مفهوم فتنه می نویسد «کلمه فتنه به معنی آزمایش است» (طباطبایی، ۱۳۶۴، ج ۷، ص ۴۷).

برخی دیگر (ابن ابی الحدید، ۱۳۷۹ : ۳۰۷) مفهومی معادل با مفاهیم مذکور برای فتنه در نظر می گیرند و اشاره می کند که معنای اصلی آن، سنجیدن است؛ مثل آزمودن طلا و نقره.

 

مفهوم امتحان

کلمه امتحان، امتحنه و سایر مشتقات آن در قرآن کریم در مواردی مشاهده می شود. شاید بتوان گفت واژه امتحان مضمون و معنی مشخصی برای بشر، دارد به ویژه برای متربی و معلم ملموس تر و نتایج مهم و سرنوشت سازی دارد. کلمه امتحان و سایر مشتقات آن را می توان برای مصداق در دو آیه شریفه زیر مشاهده کرد.

«وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِنْ ذُرِّیتِی قَالَ لَا ینَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ»؛ و چون پروردگار ابراهیم، وی را با صحنه هایی بیازمود و او به حد کامل آن امتحانات را انجام بداد، به وی گفت: من تو را امام خواهم کرد ابراهیم گفت: از ذریه ام نیز کسانی را به امامت برسان فرمود عهد من به ستمگران نمی رسد (بقره/ ۱۲۴).

«إِنَّ الَّذِینَ یغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِنْدَ رَسُولِ اللَّهِ أُولَئِکَ الَّذِینَ امْتَحَنَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَى لَهُمْ مَغْفِرَهٌ وَأَجْرٌ عَظِیمٌ»؛ آنان که نزد رسول خدا به صدای آرام و آهسته سخن گویند، آنها هستند که در حقیقت خدا دل هایشان را برای تقوا آزموده است. ایشان آمرزش و اجر عظیم دارند(حجرات/ ۳).

واژه امتحان از باب افتعال و به معنای ابتلا و اختبار است. ریشه این کلمه از واژه «محن» به معنای

 


 

فلسفه ابتلا و آزمایش در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ۱۰۱

آزمایش است. کاربردش در مواردی است که بخواهند چیزی را بیازمایند. وقتی گفته می شود محنت الذهب به این معناست که طلا را در آتش گداختم و با جدا کردن شائبه ها آن را خالص کردم. امتحان دانشجو و دانش آموز نیز به همین معناست (ابن منظور، بی تا، ج ۱۳، ص ۴۲)

مشتقات این واژه در قرآن کریم دو مرتبه آمده است:

الف) سوره ممتحنه آیه ۱۰؛ ب) سوره حجرات آیه ۳ که با واژه «امتحن» و «فامتحوهن» استعمال شده است. «امتحن» از ماده امتحان در اصل به معنای ذوب کردن طلا وگرفتن ناخالصی اش است و گاه به معنی گستردن چرم نیز آمده، ولی بعدا در معنای آزمایش به کار رفته است؛ مانند آیه ۳ حجرات، آزمایشی که نتیجه آن خلوص قلب و گستردگی آن برای پذیرش تقواست(کیلانی، ۱۳۸۹، ص ۲۳۶-۲۴۰).

 

مفهوم تمحیص

از دیگر مفاهیمی که از آیات قرآن کریم می توان استخراج کرد مفهوم تمحیص است که از نظر مفهومی به واژه های ابتلا، امتحان و آزمایش کاملا مرتبط است. کلمه محص به معنای خالص و پاک کردن است؛ یعنی در نتیجه آزمایش، انسان از آلودگی ها پاک می شود و خداوند از طریق ابتلا ایمان انسانها را از نظر قلبی از هر ناخالصی پاک می کند.

برخی مفسران می نویسند «تمحیص از ریشه محص و به معنی خالص کردن چیزی از آمیختگی ها و ناخالصی هایی است که از بیرون بدان داخل شده است. خاصیت خالص سازی در انسان معلوم کردن ایمان مومنان برای جداسازی آن از غیر ایشان است؛ همچنین خالص کردن ایمان از ناخالصی های کفر و نفاق و فسق است. خداوند اجزای کفر و نفاق و فسق را کم کم از مومن می زادید تا جز ایمانش چیزی باقی نماند و ایمانش خالص برای خدا باشد(طباطبایی، ۱۳۷۷، ج ۴، ص۴۳)

برخی دیگر از صاحب نظران و لغت شناسان واژه محص را به معنای خالص کردن و برطرف کردن نمودن عیب از یک چیز و همانند تزکیه و تطهیر معنا کرده اند(راغب اصفهانی، ۱۳۶۲، ص ۷۶۱). 

کلمه محص و تمحیص و ارتباط آن با نتیجه آزمایش را به خوبی می توان از مفهوم آیه شریفه زیر دریافت کرد:

«وَلِیمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَیمْحَقَ الْکَافِرِینَ»؛ و تا آن که اهل ایمان را از هر عیب پاک کند و کافران را نابود گرداند (آل عمران/ ۱۴۱).

انسان ها باید در ایمانی که به خدا دارند یا ایمانی که آوردند، این ایمان در دلشان استوار و خالص شود؛ به همین دلیل بیشتر مفسران برای مفهوم محص و تمحیص خاصیت تهذیب و تطهیر قائل هستند. در مفهوم فتنه نیز همین پاکیزگی از نظر گذشت.

   

فلسفه و اهداف آزمایش های الهی

حال پرسش اصلی این است که ضرورت، هدف و فلسفه چنین امتحاناتی برای خداوند که خود عالم غیب و شهادت است چه معنا دارد و چرا چنین می کند؟ آیا خداوند بر امور آگاه نیست؟ در پاسخ به فلسفه چنین آزمایش هایی، در نگاه نخست در جواب به ذهن خطور می کند: ۱. هدف و فلسفه امتحان،

 


 

فلسفه ابتلا و امتحان در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ۱۰۲

شناختن است. به وسیله امتحان، مجهولات بشر برای امتحان کننده شناخته می شود. اگر چنین باشد علم خداوندی که کمال محض و عالم غیب و شهادت است جای سوال است. باید اذعان کرد چنین چیزی هرگز امکان ندارد و در آیات قرآن، خداند خود را عالم غیب و شهادت و دانا و حکیم و خبیر معرفی می کند.

بنابراین چگونه امکان دارد کسی که خود دانا و خالق و مملوک دو جهان است و انسان را خلق کرده و بر پنهانی های او عالم است، ناآگاه باشد. در این زمینه شواهد قرآنی چنین حکم می کند که هیچ چیزی برای خدا پنهان نیست:

«إِنَّ اللَّهَ لَا یخْفَى عَلَیهِ شَیءٌ فِی الْأَرْضِ وَلَا فِی السَّمَاءِ»(آل عمران / ۵)؛ هیچ چیز در آسمان و زمین، بر خدا مخفی نمی ماند.

بنابراین پاسخ سؤال اول مشخص است. که آزمایش خداوند همانند امتحان معلمی نیست که بخواهد به مجهولات شاگردان خود پی ببرد.

شهید مطهری در همین باره می نویسد:

گاهی امتحان و آزمایش برای شناختن است، به این معنی که شخص امتحان کننده وقتی می خواهد مجهولی را تبدیل به معلوم کند، آن را آزمایش می کند. مثلا مواد غذایی را به آزمایشگاه می برند برای این که ببینند سالم است یا نه. این امتحانی است که هدف امتحان کننده از آن این است که می خواهد حقیقتی را کشف کند. در مورد خداوند نسبت به بندگان چنین امتحانی معنی ندارد (مطهری، ۱۳۷۷، ص ۴۹). 

پرسش دیگر درباره فلسفه امتحان و ضرورت آن، این است که ممکن است هدف و فلسفه امتحان نوعی ایجاد آگاهی در انسان و امتحان شونده باشد، یا به نوعی اتمام حجت است یا اعطای درجه مردودی یا قبولی در آن امتحان که در هر صورت به نفع امتحان شونده و برای رشد او لازم و ضروری است. آیا چنین فلسفه ای را می توان برای آزمایش های الهی در نظر داشت؟

در این باره می توان گفت خداوند از خلقت انسان هدفی دارد که مهم ترین آن در این دنیا، رشد و به کمال رساندن موجود انسانی است. شهید مطهری می نویسد:

گاهی آزمایش برای اتمام حجت است؛ یعنی برای این است که به خود امتحان شونده امری را ثابت کند. امتحان به این مفهوم در مورد خدای متعال معنی دارد. ممکن است خدای متعال بنده ای را مورد امتحان قرار بدهد برای این که حجت بر آن بنده تمام شود.

گاهی امتحان برای تمرین امتحان شونده است؛ یعنی خداوند متعال – که البته در مورد غیر خداوند متعال هم صدق می کند. انسان را مورد آزمایش قرار می دهد برای این که در طی آن آزمایش استعدادهای درونی او به فعلیت برسد. مثل آدمی که خودش یا دیگری را به آب می اندازد برای این که شنا یاد بگیرد.

این نوع امتحان، نوعی عمل و رفتار برای کمال یافتن است. بر اثر تلاش کردن در آب است که انسان شناگر می شود. امتحان های الهی برای این جهت است که انسان در خلال آن گرفتاری ها، کمال یابد(مطهری، ۱۳۷۷).

قرآن مجید به این حقیقت تصریح دارد:

«وَلِیبْتَلِی اللَّهُ مَا فِی صُدُورِکُمْ وَلِیمَحِّصَ مَا فِی قُلُوبِکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»؛ او آنچه را شما در سینه دارید می آزماید تا دل های شما به طور کامل خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است (آل عمران /۱۵۴).

تحلیل خصوصیات انسان در قرآن، به ویژه مسائلی که جنبه منفی انسان را بیان می کنند، در تبیین فلسفه وجودی آزمایش برای انسان، کمک کننده است. خداوند به واسطه ویژگی هایی که اگر ظهور و تجلی پابند غفلت به مراه دارند بشر را به حال خود را نمی گذارد تا به کمال برسد. چنین ویژگی هایی عبارتند از:

 


 

فلسفه فلسفه بلا و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان ۱۰۳

غفلت: از حالاتی است که دامن گیر انسان می شود و نتیجه آن تن دادن به پستی ها و زشتی هاست. حالت غفلت، بی خبری از خداوند متعال و بی توجهی به هویت و نیازهای واقعی انسانی است. فرمود:

«وَلَقَدْ ذَرَأْنَا لِجَهَنَّمَ کَثِیرًا مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لَا یفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْینٌ لَا یبْصِرُونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَا یسْمَعُونَ بِهَا أُولَئِکَ کَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولَئِکَ هُمُ الْغَافِلُونَ» (اعراف/ ۱۷۹).

عذرتراشی: حالت دیگری که آدمی به مرور زمان با انجام اعمال زشت گرفتار آن می شود، عذرتراشی و توجیه آفرینی بر اعمال ناپسند است. فرمود: «بَلِ الْإِنْسَانُ عَلَى نَفْسِهِ بَصِیرَهٌ* وَلَوْ أَلْقَى مَعَاذِیرَهُ» (قیامت/ ۱۵-۱۴).

طبع فزون طلبی و طغیان گری: انسان ذاتا فزونی طلب است و در پرتو این ویژگی، تن به طغیان گری می دهد. «کَلَّا إِنَّ الْإِنْسَانَ لَیطْغَى* أَنْ رَآهُ اسْتَغْنَى» (علق / ۶- ۷)؛ به درستی که انسان طغیان می کند، وقتی خود را بی نیاز دید.

ناسپاسی: «إِنَّ الْإِنْسَانَ لِرَبِّهِ لَکَنُودٌ» (عادیات / ۶)؛ به درستی که انسان به پروردگارش ناسپاس است. به دلیل وجود چنین ویژگی در انسان فرمود: «وقلیل من عباد الشکور»؛ اندکی از بندگانم سپاس گزار هستند.

وجود نفس امارہ: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ» (یوسف/۵۳)؛ نفس اماره ما را به سوی بدی هدایت می کند.

ابتلا و امتحان لازمه رشد و کمال انسانی است و با زندگی انسان عجین شده. بر اساس همین دیدگاه می توان اهدافی را برای آزمایش های الهی در نظر گرفت:

ظهور حقیقی ایمان افراد (عنکبوت/۳) . معیاری برای اعطای ثواب و پاداش. (نهج البلاغه، کلمات قصار، ۹۴/ مغنیه ۱۳۸۳) . مشخص شدن عمل احسن (ملک/۲). تمیز مومنان و مجاهدان و صابران(آل عمران /۱۷۹)؛ طبرسی، ۱۳۶۷، ج ۲۰۸۹۵).

 

اسباب و ابزار آزمایش های الهی

پس از مشخص شدن هدف آزمایش در قرآن و روایت ها، این پرسش مطرح می شود که خداوند با چه ابزارهایی انسان را مخاطب آزمایش قرار می دهد. نگاهی به مضامین آیه ها و روایت های معصومین (ع) نشانگر وجود اسباب و ابزارهای فراوان در فرایند ابتلاست:

«وَلَنَبْلُوَنَّکُمْ بِشَیءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ» (بقره/۱۵۵)؛ قطعا همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و کاهش در مالها و جانها و میوه ها، آزمایش می کنیم.

«الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیاهَ لِیبْلُوَکُمْ»: آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید (ملک/۲).

انسان مومن از هر طریقی (مادی، معنوی، اهل و عیال خود و…) در دنیا آزمایش می شود. از این رو ابعاد آزمایش های الهی گسترده و تمام مراحل زندگی انسان را شامل می شود و با حیات انسان عجین شده است(میرباقری، ۱۳۷۸، ص۸۲).

«وَهُوَ الَّذِی جَعَلَکُمْ خَلَائِفَ الْأَرْضِ وَرَفَعَ بَعْضَکُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِیبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ» (انعام/ ۱۶۵)؛ او کسی است که شما را جانشینان (و نمایندگان خود در زمین ساخت و درجه های بعضی از شما را بالاتر

 


فلسفه آزمایش و ابتلاء در قرآن و روایات و نقش آن در تربیت انسان ۱۰۴

از برخی دیگر قرار داد تا شما را به وسیله آنچه در اختیارتان قرار داده بیازماید. کلمه (ما) در آخر آیه شامل همه نعمتهای مادی و معنوی می شود به نقل از موسوی نسب، ۱۳۸۵).

وقتی سنت ابتلا و امتحان با حیات انسانی عجین شده باشد، او در هر مرتبه و هر مقامی در آزمایش است. بنابراین بیماری و سختی و مرگ همگی اسباب و ابزار آزمایش هستند. همچنین مقام و رتبه، عقل، زن و فرزند آن طوری که در آیات قرآن استنباط می گردد همگی می توانند ابزار و اسباب آزمایش انسان ها باشند. در روایتی از امام صادق (ع) آمده است:

ما من قبض ولا بسط وله فیه مشیئه وقضاء وابتلاء: هیچ قبض و بسطی نیست مگر آن که خداوند در آن مشیت و حکم و امتحانی دارد (کلینی، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۵۲).

امیرمؤمنان حضرت على (ع) نیز با بیانی شیوا در نهج البلاغه فرمود: خداوند روزی گسترده را با فقر و بیچارگی در آمیخت و تندرستی را با حوادث دردناک پیوند داد، دوران سرور را با اندوه نزدیک ساخت، امل و سرآمد زندگی را مشخص کرد و آن را گاهی طولانی و زمانی کوتاه قرار داد تا آزمایش شوید (نهج البلاغه، ترجمه دشتی، ۱۳۸۰، ص ۱۶۹).

بحث اسباب و ابزار امتحان و ابتلا بسیار گسترده است و پرداختن مفصل به آن در این جا امکان پذیر نیست، اما باید گفت که طبق مضامین قرآن کریم و آموزه های روایی، مواردی همچون: جنگ و جهاد (توبه/۱۲۶)، ( مجلسی، ۱۳۶۲ ،ج ۶۷، ص۱۸)، داوری در اختلافات بین مردم ( توبه /۱۲۴)، جهاد بین کفر و ایمان (آل عمران / ۱۴۳)، دنیا و زینت های آن (نهج البلاغه، نامه:۵۵)، نفوس و جان (آل عمران /۱۸۶، بقره ۱۵۵)، ( کلینی ۱۳۶۸، ج ۱، ص۱۵۵) و … از جمله اسباب و ابزارهایی برای آزمایش انسان هاست.

در آزمایش و ابتلا، جایگاه عقل انسان بسیار مهم است، چون پشتوانه محکمی برای تمیز ایمان از کفر است و عاملی برای هدایت انسان و نجات و رستگاری است:

«وتلک الامثال نضربها الناس ومایعقلها الاالملمون» در همین راستا روایاتی در کافی ذکر شده که می فرماید:

« خدای عزوجل مومن را به هر بلایی و به هر مرگی بمیراند ولی به رفتن عقل اش مبتلا نکند. مگر ایوب(ع) را نمی بینی که خداوند چگونه شیطان را بر مال، فرزند و همسر وی مسلط کرد ولی بر عقل اش مسلط نکرد تا با آن خدای را به یگانگی بپرستد(کلینی، ۱۳۶۸، ج ۱، ص ۱۵۱).

 

ویژگی ها و ابعاد آزمایش

بر مبنای آموزه های قرآنی و روایی اسلام، چه ویژگی هایی را می توان برای آزمایش های الهی استنباط کرد؟ شناخت چنین ویژگی هایی در تبیین دقیق جایگاه ابتلا و امتحان و نقش سازندگی آن در تربیت اسلامی انسان ها، بسیار مهم است. برخی از این خصوصیات عبارتند از:

 

الف) گستردگی زمانی – مکانی

آزمایش الهی از نظر زمان و مکان، یک امر مقطعی و منطقه ای نیست که ویژه دوره خاصی باشد یا به منطقه و کشور خاصی محدود شود و ساکنان نقاط دیگر از قلمرو آزمایش الهی خارج شوند، بلکه آزمایش و امتحان از این نظر، همیشگی و جهان شمول است.

تا روزی که دنیایی وجود دارد و در آن نوع بشر زندگی می کند، آزمایش الهی هم وجود دارد. ممکن است این پرسش مطرح شود که انسان های بی اعتقاد

 


فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش آن در تربیت انسان ۱۰۵

چگونه از این آزمایش ها سر برون می برند؟ آیا آنها هم در دایره آزمایش هستند یا نه؟ برای پاسخ به چنین سؤالی، توجه به مضامین آیات زیر ما را به این نکته رهنمون می کند که ایمان به خدای یکتا، لزوما آزمایش هایی در پی دارد که مصداق آن در آیه زیر دیده می شود:

«أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یتْرَکُوا أَنْ یقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یفْتَنُونَ»( عنکبوت/۱)؛ آیا مردم گمان کردند به حال خود رها می شوند و آزمایش نمی شوند؛ که بیانگر لازم و ملزوم بودن ایمان به خدای یکتا با آزمایش و ابتلاست.

در کتاب تحف العقول روایتی از امام صادق (ع) نقل شده است که می فرماید: «در هر بلا و سوگی که به فرزند و مالت رسید، شکیبا باش. زیرا همانا خداوند به وسیله آن، بخشش خود را گرفته تا صبر تو را بیازماید» (حرانی، ۱۴۰۰ق، ص ۳۷۹).

بنابراین در نگاه اول به مضمون این آیات و روایات، ایمان آوردن مساوی با ابتلا و امتحان شدن و مخصوص مومنان است. در روایتی از بحارالانوار آمده است:

«البلاء زین المومن وکرامه لمن عقل لان فی مباشرته والصبر علیه واثبات عنده تصحیح نسبه الایمان؛ گرفتاری و بلا زینت مؤمن است و کرامت و بزگواری است برای کسی که بیندیشد. زیرا ثابت قدم بودن و صبر در هنگام سختی و مصیبت، نشانه سلامت ایمان است (مجلسی، ۱۳۶۲، ج ۶۷، ص ۲۳۱).

اما معنای آیه مذکور وقتی با معانی دیگر آیات بررسی می شوند دقیق تر و روشن تر تفسیر می شود:

«وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ» (عنکبوت/۳)؛ ما کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم. «إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ مِنْ نُطْفَهٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ»( انسان/۲)؛ ما انسان را از نطفه مختلطی آفریدیم و او را می آزماییم.

با توجه به معنای این آیات و آیه های دیگر و روایات و نیز بررسی سرگذشت پیشینیان در قرآن که بر اثر کفران نعمت گرفتار بلا شده اند و نقمت سختی بر آنها فرا رسیده است، می توان نتیجه گرفت که ابتلا و امتحان سنت جاری الهی است و مربوط به مکان، شهر یا مردم خاصی نیست. با این وجود هنوز جای این پرسش است که مردم بی ایمان و بی اعتقاد چگونه با این استدلال گره می خورند؟

در پاسخ شاید بتوان گفت آگاهی نداشتن این گونه افراد است که آنها را از چنین امتحانی غافل می کند. ما شاهد بلایایی هستیم همچون: سیل، زلزله، بیماری، باد و باران های تند که هر ساله خسارت های فراوانی بر ملت های جهان وارد می سازد که اینها همان آزمایش های الهی و بیدارکننده هستند که اندکی ممکن است درس عبرت بگیرند.

   

ب) تفاوت در سطوح دشواری ابتلا

از ویژگی های دیگری که می توان برای آزمایش های الهی استنباط و استخراج کرد، تفاوت آن در سطوح دشواری است. همه انسانها در یک سطح نیستند، برخی از نظر ایمان ضعیف تر هستند و بعضی درجه یقین بالاتری دارند. این که خداوند چه ابزار و امتحانی را برای کدام قوم یا ملتی فراهم می سازد حکمتی الهی است که علم آن در نزد خداوند است، اما اگر بشر به خدا و روز رستاخیز ایمان داشته باشد تنها می تواند به هوش باشد و بداند در گردش ایام و حوادث روزگار خود را نبازد. خداوند می فرماید:

«هُنَالِکَ ابْتُلِی الْمُؤْمِنُونَ وَزُلْزِلُوا زِلْزَالًا شَدِیدًا» (احزاب/۱۱)؛ در آن جا مؤمنان آزمایش شدند و تکان سختی خوردند. این آیه اشاره به آزمایش مؤمنان در جنگ احزاب دارد. بنابراین سطوح دشواری آزمایش پیامبران با انسانهای معمولی یکسان نیست. با توجه به بعضی آیات کریمه، انسانها در معرض قانون آزمایش

 


فلسفه آزمایش و امتحان انسان در قرآن و روایات و نقش آن بر تربیت انسان ۱۰۶

الهی قرار دارند و هیچ فردی از نوع بشر از آزمایش الهی مستثنا نیست، اما برخی آزمایش مشکل تری دارند. این س طوح دشواری برای پیامبران در قرآن کریم فراوان هست:

حضرت ابراهیم (ع): «وإذ ابتلى إبراهیم ربه بکلمات»، به خاطر بیاورید هنگامی که خداوند ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود(بقره/۱۲۴). حضرت سلیمان (ع): «ولقد فتنا سلیمان»؛ ما سلیمان را آزمودیم. «قال هذا من فضل ربی لیبلونی»؛ این از فضل پروردگار من است تا مرا آزمایش کند ( نمل/ ۴۰ ). حضرت موسی (ع): «وفتناک فتونا؛ و تو (موسی) را بارها آزمودیم» (طه /۴۰). بیانگر تفاوت در نوع آزمایش و سطح دشواری آن است.

در اصول کافی در روایاتی به این ویژگی امتحان اشاره و نقل شده است: «سخت ترین مردم از لحاظ بلا و گرفتاری به ترتیب عبارتند از پیامبران، کسانی که در پی آنان هستند و سپس کسی که از دیگران بهتر است (کلینی، ۱۳۶۸، ۱، ص ۱۵۱). یا می فرماید «مؤمن مانند کفه ترازو است؛ هر چه بر ایمانش بیفزاید، بر بلایش افزوده می شود(همان).

 

ج) تنوع و برخورداری از مقطع زمانی

گستردگی اسباب و عوامل آزمایش به حدی است که نمی توان آمار و حتی زمان مشخصی برای آن ذکر کرد، اما حتمیت، کثرت و قطعیت آزمایش و ابتلا به ویژه با بالا رفتن درجه ایمان یا رواج کفر و نفاق و ناسپاسی در جامعه و در زندگی فردی ارتباط مستقیم دارد. یعنی خداوند در نقش مربی انسان مواظب تربیت او نیز هست.

گاهی بلا می فرستد تا بیداری ایجاد شود و گاهی نعمت می فرستد تا درجه شکرگزاری یا ناسپاسی انسان متجلی شود و ایمان او خالص گردد. برای انسان مومن بلا و نعمت هر دو نسبی است؛ یعنی به همین میزان که بلا به او می رسد، صبر پیشه می کند و به همان مقدار که نعمت به وی می رسد شاکر اوست (جوادی آملی، ۱۳۸۱، ص۱۰۷). چنین آزمایشی برای حال انسان مؤمن، مفید است و راه رشد و کمال را در پی دارد.

برخی متفکران مسلمان می نویسند:

«یک چیز نسبت به دو شخص وضع مختلفی می یابد، یعنی یک چیزی برای یک نفر نعمت است و همان چیز برای شخص دیگر نقمت، این است که می گوییم نعمت و بلا هر دو نسبی است (مطهری، ۱۳۷۰، ص ۱۸۴). بنابراین نوع نگرش انسان به بلا و نعمت است که تعیین کننده نحوه برخورد وی با آزمایش الهی است.

زندگی انسان سرتاسر مملو از آزمایش است. کثرت و تنوع از ویژگی های مهم ابتلا و امتحان است. در سوره توبه خداوند می فرماید: «أَوَلَا یرَوْنَ أَنَّهُمْ یفْتَنُونَ فِی کُلِّ عَامٍ مَرَّهً أَوْ مَرَّتَینِ ثُمَّ لَا یتُوبُونَ وَلَا هُمْ یذَّکَّرُونَ»؛ آیا اهل نقاق نمی بینند که آنان در هر سال یک یا دو بار آزموده می شوند، باز هم توبه نمی کنند و عبرت نمی گیرند (توبه /۱۲۶).

علامه مجلسی می گوید: این که مراد از امتحان به سالی یک یا دو بار چیست و چگونه است، در روایت ها به بیماری تفسیر شده است (مجلسی، ۱۳۶۲، ج۶۷، ص ۱۸). از این رو می توان گفت ویژگی تنوع و کثرت متناسب با تحولات زندگی انسان است.

منظور از مقطعی بودن آزمایش و ابتلا، به عنوان یک ویژگی، این است که هر چند انسان در طول حیات زندگانی دائم آزمایش می شود (رتبه، مال، ثروت، بیماری، اولاد و مرگ همگی آزمایش هستند، اما به

 


فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و احادیث و تاثیر آن در تربیت انسان ۱۰۷

این معنا نیست که انسان همیشه در سختی باشد و نعمتی به وی نرسد یا زلزله و باد و باران هرگز قطع نشود، یا به گونه ای غرق نعمت شود که هرگز به یاد خداوند یا به فکر بازگشت نباشد. منظور ما در این جا تغییر نوع آزمایش است؛ یعنی خداوند با حکمت تامه خود وضع بنده را خوب می داند که چه امتحانی و تا چه زمانی برای امت یا فردی در زندگی فردی و جمعی کارساز و تربیت کننده است.

نگاهی به تبیین سرگذشت قوم فرعون در مضمون آیه شریفه ۱۳۵-۱۳۶ سوره اعراف حکایت از مقطعی کردن آزمایش برای بیداری فرعونیان است که می فرماید:

ما هنگامی که بلا را پس از مدت معینی که به آنان می رسید از آنها بر می داشتیم، پیمان خود را می شکستند، ما هم از آنان انتقام گرفتیم و در دریا غرقشان کردیم، به جرم این که آیه های ما را تکذیب کردند و از آنها در غفلت بودند(اعراف/۱۳۵-۱۳۶).

بنابراین با توجه به طبیعت غفلت و ضعف وجودی انسان و نیز دقت و رحمت مربی گری خداوند و همچنین به هدف تحقق ساختن رحمانیت و رحیمیت بر بندگان و نیز برای این که انسان ها را به حد کمال خود برساند، می توان استنباط کرد که اولا زمان آزمایش از قبل معلوم نیست؛ ثانیه نوع آزمایش در بستر زمان با توجه به حکمت الهی و صلاح بنده و ایجاد خوف و رجا دگرگونی از سختی به آسانی یا تغییر موقعیت اجتماعی از شکلی به شکل دیگر است.

بنابراین گفته می شود آزمایش های الهی از مدت زمان معینی برخوردارند، اما علم آن نزد خداوند است و بشر نمی تواند پیش بینی کند. مهم این است که انسان از این آزمایش سربلند بیرون بیاید.

 

نقش سازندگی امتحان الهی در تربیت انسان

ابتلا و امتحان چه آثاری بر سازندگی انسان ها دارد؟ نخست باید گفت انسان بدون پشت سر گذاشتن دشواری، هرگز به خوبی تربیت نمی شود. مشکلات زندگی، انسان را آب دیده می کند. چه بسا ره آورد تمدن بشری به سبب دشواری هایی بوده که در پی آنها انسان مجبور شده است اراده و عقل خود را برای فائق آمدن به این گونه سختی ها به کار بگیرد. شهید مطهری می نویسد:

بنابراین سختی و گرفتاری، هم تربیت کننده فرد و هم بیدار کننده ملت هاست. سختی، بیدار سازنده و هوشیارکننده انسان های خفته و تحریک کننده عزمها و اراده هاست. شداید، همچون صیقلی که به آهن و فولاد می دهد، هر چه بیشتر با روان آدمی تماس گیرد، او را مصمم تر و فعال تر و برنده تر می کند (مطهری، ۱۳۷۷، ص۱۱۱).

سعدی که نامش برآمد به شیرین زبانی همه عمر تلخی کشیده است؛ به همین دلیل در روایت آمده است که اگر کسی بلا نبیند، گرفتار بدترین نوع عقوبت است، ولی متوجه نیست. زیرا اگر بلا می دید، بیدار می شد. در قصص پیامبران آمده که مردی به شعیب پیامبر (ع) گفت: چرا من این همه گناه می کنم و خداوند مرا عقوبت نمی کند. جواب آمد که تو گرفتار بدترین نوع عقوبتها هستی و میدانی (همان).

حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرماید:

«فی تقلب الأحوال علم جواهر الرجال»؛ در دگرگونی احوال جوهر مردان شناخته می شود(نهج البلاغه، دشتی، حکمت ۲۰۸). قرآن کریم خلقت انسان را با گرفتاری عجین می داند و می فرماید:

«لقد خلقنا الإنسان فی کبد»؛ به راستی ما انسان را در رنج و مشقت آفریدیم ( بلد/۴). این آیه و روایت های مشابه، گویای نقش مهم رنج در ساخته شدن انسان و تکامل اوست. امام علی(ع) در نامه خود به عثمان بن حنیف برای این که راه بهانه جویی را ببندد، توضیح می دهد «ألا و إن الشجره البریه أصلب عودا،

 


 

فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و حدیث و آثار آن در تربیت انسان ۱۰۸

و الروائع الخضره أرق جلودا، و النباتات البدویه أقوى وقودا و أبطأ خمودا»؛ که شرایط ناهموار و تغذیه ساده از نیروی انسان نمی کاهد. درختان بیابانی که از مراقبت مرتب باغبان محروم اند، چوب محکم تر و دوام بیشتر دارند، بر عکس درختان باغستان ها که باغبان ها به آنها رسیدگی کرده اند. نازک پوست تر و بی دوام تر هستند(نهج البلاغه، خطبه/ ۴۵۹).

ابتلا با توجه به اهمیتی که در زندگی انسان ها دارند، نقش سازنده و مهمی در تربیت آنها ایفا می کنند. برخی از این آثار تربیتی عبارتند از:

   

ا. ایجاد رقابت و انگیزه

در قرآن کریم خداوند بندگان را به پیشی گرفتن در کارهای خیر دعوت می کند. ابتلا چنین اثر تربیتی دارد: «وَلَکِنْ لِیبْلُوَکُمْ فِی مَا آتَاکُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَیرَاتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُکُمْ»؛ تا شما را در آنچه عطایتان کرده است بیازماید. پس به سوی نیکیها سبقت گیرید که بازگشت همه شما به سوی خداست (مائده/۴۸) همچنین می فرماید:

«والسابقون السابقون، أولئک المقربون» و سبقت گیرندگان مقدمند آنانند همان مقربان (خدا) هستند(واقعه/ ۱۱۰۱۰).

در تربیت انسان رسیدن به کمالات انسانی و مطلوب مستلزم تلاش و انگیزه لازم برای پیشرفت است. هدف والای تربیت اسلامی و ره آورد مثبت آزمایش، به تقرب الهی است. منظور از تربیت اسلامی قرب الى الله و کمال انسان است (باقری، ۱۳۹۰؛ مطهری ۱۳۷۲؛ قطب، ۱۳۷۱).

بنابراین آزمایش اگر به موقع و به جا بهره برداری شود و انسان بتواند از شرایط زندگانی و حیات که همه اش آزمایش است بهره بگیرد در وی انگیزه لازم برای سبقت گرفتن در کارهای خداپسندانه و انگیزه پیشرفت به سوی حق ایجاد خواهد شد. در چنین انسانی به محض گرفتاری، صبر و توکل و یاد خدا، متجلی می شود. در هنگام نعمت هم شکرگزاری را هرگز فراموش نمی کند.

راه دیگر برای اجرای عملی این موضوع هنگامی است که بلایای طبیعی همچون: سیل، طوفان های غول آسا، رعد و برق و کم آبی رخ می دهد یا آفت هایی به مزارع و هنگام خشکسالی می رسد. دعوت از متخصصان تربیت اسلامی برای جلب توجه انسان ها به این گونه بلایا یا نعمت و وفور و آموزش همگانی در این باره همگی می تواند آموزش خوبی برای ایجاد انگیزه و پیشرفت در توجه و تعالی به قرب الى الله باشد.

   

۲. آزمایش وسیله ای برای ترفیع درجه

از جمله دیگر آثار تربیتی که می توان برای آزمایش استنباط کرد کمک به ترفیع درجه انسان در این عالم و در جهان آخرت است. شاید ترفیع درجه در این عالم برای بنده ای که سربلند از امتحان در آمده، کاملا ملموس نباشد. زیرا این دنیا رابطه و نتیجه عمل انسان، بالقوه و کاملا ملموس نیست، و در جهان آخرت بالفعل و ملموس خواهد شد: یوم تبلى السرائر؛ روزی که پنهانی ها آشکار می شود.

چه بسا انسان ناسپاس نمی داند که به واسطه ناسپاسی ای که می کند چه تحولات دگرگون سازنده و به ظاهر مایوس کننده ای در زندگی او ایجاد می شود. برای مثال اگر به واسطه اولاد گرفتاری ایجاد شود دقیقا دلیل این گرفتاری برای وی ملموس نیست.

در قرآن کریم در آیه های فراوانی برای عمل پسندیده انسان وعده داده شده است، اما کمتر امکان دارد انسان نتیجه عمل بد خود را احساس کند، مگر این که به درجات یقینی تری رسیده …

متن ادامه دارد… برای دریافت متن کامل این مقاله از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.

 


 

مقالات مشابه با موضوع فلسفه آزمایش و ابتلا :

ماهیت امامت در قرآن از دیدگاه مفسران اهل‌سنت در ذیل آیه‌ ابتلاء

تحلیل ابعاد امتحان بنی‌ اسرائیل در زمان غیبت حضرت موسی (ع) از منظر قرآن کریم

 


واژگان و اصطلاحات پرتکرار مقاله: آزمایش ؛ ابتلا ؛ امتحان ؛ ابتلاء ؛ آزمون ؛ تربیت انسان ؛ بلا ؛ سنت الهی ؛ سنت های الهی

 


عناوین مشابه جستجو شده:

امتحان الهی از منظر آیات و روایات

آزمایش و ابتلا در قرآن و حدیث و آثار تربیتی آن

نقش و جایگاه ابتلا و امتحان در تعلیم و تربیت اسلامی

نقش امتحان و آزمایش انسان در تعلیم و تربیت اسلامی

فلسفه آزمایش در قرآن و احادیث و نقش آن در تربیت انسان

فلسفه ابتلا و امتحان از منظر قرآن و روایات و آثار آن در تربیت انسان

فلسفه آزمایش و ابتلا در قرآن و روایات و نقش سازندگی آن در تربیت انسان

 


 

انتهای پیام مقاله: فلسفه ابتلا و آزمایش در قرآن و حدیث و نقش آن در تربیت انسان