معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی-در حال بارگذاری
۲۵ فروردین ۱۳۹۹
PDF
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۴؛ نویسندگان: حسینعلی ترکمانی؛ رمضانعلی بیگدلی؛ موضوع: معناشناسی تزکیه در قرآن‌ ؛ تعداد صفحات: ۱۵؛ فرمت فایل: PDF؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: تزکیه ؛ زکات ؛ قرآن کریم ؛ معناشناسی ؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث

 

عنوان کامل مقاله: معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی

 

    

مشخصات مقاله معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی:

مشخصات نشر: دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث؛ دوره ۱، شماره ۱، سال انتشار: ۱۳۹۴، صفحات: ۹۳- ۱۰۸؛ نویسندگان: حسینعلی ترکمانی؛ رمضانعلی بیگدلی.

نحوه ارجاع به این مقاله: ترکمانی، حسینعلی؛ بیگدلی، رمضانعلی، «معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی»، دوفصلنامه آموزه های تربیتی در قرآن و حدیث، بهار و تابستان ۱۳۹۴، دوره ۱، شماره ۱، صفحات ۹۳- ۱۰۸

مشخصات نویسندگان: ۱. حسینعلی ترکمانی: استادیار دانشگاه بوعلی سینا همدان ۲. رمضانعلی بیگدلی: دانشجوی دکتری دانشگاه بوعلی سینا همدان


متن مقاله: 

صفحه ۱۰۹

معناشناسی تزکیه در قرآن‌

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی   صفحه ۱۱۰

۱. مقدمه

تزکیه نفس یکی از زیرساخت های مهم دعوت انبیای الهی است که مکرر در قرآن کریم، مورد توجه قرار گرفته و مدار هدایت و رستگاری انسان تلقی شده است.

در اهمیت تزکیه نفس، همین بس که قرآن، پس از یازده مرتبه قسم در سوره شمس، تزکیه نفس را تنها عامل رستگاری و سعادت، معرفی می نماید؛ از این رو مفهوم شناسی این بحث در قرآن کریم و طرح دیدگاهی متناسب با فرهنگ قرآنی، بسیار ضروری به نظر می رسد؛ زیرا برخی فرقه ها در این مسئله مهم دینی، دچار افراط یا تفریط شده و از مدار تعالیم معتدل الهی خارج شده اند.

پژوهش حاضر بر آن است تا موضوع مذکور را در قرآن کریم با توجه به کاربردهای مشتقات واژه ترکیه در سیاق و عرف ویژه قرآن، واکاوی کند. این تحقیق بر آن است تا ضمن بهره گیری از یافته های مکتب معناشناسی بن، نظریه اصالت تعابیر قرآنی، محورهای معنایی در سوره های قرآن، واژگان کلیدی در قرآن و تطور واژگان در کاربردهای قرآنی، معنایی مطابق با عرف ویژه قرآن، بیان کند.

گرچه بررسی تزکیه نفس، آثار، موانع و مراحل آن، بارها در تفاسیر موجود، ذیل آیاتی مانند ۹ سوره شمس و ۱۴ سوره اعلى و آیات شامل ماده «زکو» (برای نمونه ر.ک: طباطبایی، ۱۴۱۷ ج ۲۰، ص ۲۹۸؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ،ج۲۶، ص ۴۰۲ و ج ۲۷، ص ۴۷) و نیز مقالاتی مانند «روش تزکیه از نگاه قرآن» (صدر، ۱۳۸۹، ش ۶۱ ص۸) و «تحلیل و معناشناسی تزکیه و تهذیب در آیات قرآن با تأکید بر تفسیر المیزان»(قهرمانیان، ۱۳۹۰، ش۸، ص۹)، بررسی شده است، ولی کاری که به مفهوم شناسی این موضوع با رویکرد معناشناسی جدید، توجه به عرف ویژه ی قرآنی و ارتباط میان کاربردهای ماده زکو مانند: زکات و تزکیه و … پرداخته باشد، یافت نشد.

امتیاز پژوهش حاضر، بررسی ترکیه در عرف ویژه‌ی قرآن و توجه به شبکه ارتباطی واژگان قرآنی است که گمان می رود در بیشتر پژوهش های پیشین، از آن غفلت شده است.

 

معناشناسی لغوی

تزکیه در لغت به معنای پاک گردانیدن، صلاح و فزونی، رشد نفس و مال و کشت و زرع، آمده است (فراهیدی، ۱۴۰۹، ج ۵، ص ۳۹۴؛ حسینی زبیدی، ۱۴۱۴ ، ج۱۹، ص ۴۹۴ و نیز ر.ک: ازهری، بی تا، ج۱۰، ص ۱۷۵؛ ابن فارس، ۱۴۰۴ ج۳، ص ۱۷).

راغب اصل «زکات» را رشد و فزونی حاصل از برکت الهی دانسته که در امور دنیوی و اخروی هر دو به کار می رود(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص ۳۸۰). وی معتقد است کنار گذاشتن بخشی از مال برای مسکینان و فقرا را از آن جهت زکات گفته اند که امید برکت و رشد در مال و نفس، برای زکات دهنده وجود دارد(همان، ص ۳۸۱).

برخی چون ابن اثیر برآنند که اصل زکات در لغت به معانی: طهارت و پاکی؛ نمو و رشد؛ برکت و فزونی از سوی خدا و مدح و ستایش است که همه این معانی در قرآن و حدیث آمده است (ابن اثیر جزری، ۱۳۶۷، ج۲، ص ۳۰۷؛ ابن منظور، ۱۴۱۴، ج۱۴، ص ۳۵۹).

علامه مصطفوی معنای اساسی و اصلی در ماده «زکو» را رد صلاحیت ناحق و بیرون کردن آن از وجود سالم، دانسته که موارد دیگر از قبیل: رشد و فزونی یافتن، صلاح، طهارت، برکت و لیاقت از لوازم و آثار آن است (مصطفوی، ۱۳۶۸، ج ۴، ص ۳۳۷).

آنچه از بررسی موارد بالا به دست می آید این است که: مفهوم مد نظر علامه مصطفوی، جامع همه موارد دیگر و کامل تر است. زیرا رشد، صلاح، طهارت و برکت و … بدون شناسایی و بیرون کردن ناحق،امکان ندارد.

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی   صفحه ۱۱۱

کاربردهای ترکیه در کلام عرب

در استعمالات عرب دو نوع تزکیه وجود دارد:

١. تزکیه عملی، که پسندیده است و دو گونه دارد:

۱.۱- انسان نفسش را از کارهای ناپسند اخلاقی پاک کند که در قرآن کریم هم به کار رفته است؛ مانند: «قد أفلح من زکاها»(شمس /۹)(راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص ۳۸۱؛ حسینی زبیدی، بی تا، ج ۱، ص ۸۸؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۲۰۳). 

۲.۱- تزکیه دیگران که این نوع هم در قرآن کریم به کار رفته است؛ مانند: «یتلوا علیگم آیاتنا و یزکیکم»(بقره/۱۵۱).

 

۲. تزکیه زبانی که دو گونه است:

۲ . ۱- انسان با زبان و سخن، نفس خویش را بستاید که از نظر عقل و شرع ناپسند است. در آیه‌ی: «قلا تزکوا أنفسکم» (نجم /۳۲) از چنین تزکیه ای نهی شده است(ر.ک: حسینی زبیدی، بی تا، ج ۱، ص ۸۸؛ راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص ۳۸۱؛ ابن اثیر، ۱۳۶۷ ، ج ۲، ص ۳۰۷؛ ابن منظور، بی تا، ج۱۴، ص ۳۵۸؛ طریحی، ۱۳۷۵، ج ۱، ص ۲۰۴). ابن تلمسانی در این زمینه چنین سروده است(حسینی زبیدی، بی تا، ج ۱، ص ۸۸):

دغ مدح نفسک إن أردت زکاءها       فبمدح نفسک عن مقامک تسقط

ما دمت تخفضها یزید علاؤها          و الکس فانظر أی ذلک أخوط

شایان ذکر است که این نوع تزکیه، اگر برای دفاع و پاسداری از حق و در راستای تقوای الهی صورت گیرد، امری پسندیده خواهد بود؛ چنان که رسول خدا(ص) زمانی که یک یهودی به ایشان اعتماد نکرد و در قبال طلبشان، درخواست رهن نمود، فرمودند:

«إنی لأمین فی السماء و أمین فی الأرض» (نوری، ۱۴۰۸، ج۱۳، ص ۴۱۹)؛ یا طبق روایت قرآن کریم یوسف(ع) به پادشاه مصر، فرمود: «قال اجعلنی على خزائن الأرض إنی حفیظ علیم»(یوسف/۵۵).

از این رو مرحوم طبرسی ذیل آیه، ذکر کرده اند که جایز است انسان در پیش کسی که او را نمی شناسد و به فضل او واقف نیست، خود را توصیف کند و بستاید؛ یوسف(ع) خود را به شاه معرفی کرد تا او را به سرپرستی کارهای مملکتی و اداره اموری که صلاح بندگان خدا و شهرها در آن بود، منصوب دارد، و چنین موردی مشمول آیه: «فلا تزکوا أنفسکم» (نجم /۳۲) نیست (طبرسی، ۱۳۷۲ ، ج ۵، ص ۳۷۱).

البته فضل یوسف(ع) حقیقی بود و انسان نباید به دلیل توهم داشتن فضلی، خود را بستاید و مورد مهم دیگر، هدف از ستایش بود که ذکر شد.

۲۰۲- مدح و نسبت طهارت به دیگری که اگر به حق انجام شود، امری پسندیده است. تزکیه شاهدان به وسیله دیگران و نیز تزکیه روایی از همین قبیل است (مطرزی، بی تا، ج ۱، ص: ۳۶۶).

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی   صفحه ۱۱۲

بررسی دخیل بودن ماده زکو

آرتور جفری، سه واژه زکی، زکی، تزکی، در معنای پاک و پاکیزه را برگرفته از ادیان قدیم تر می شمارد و معتقد است زکی در این مفهوم خاص دینی از یک صورت آرامی گرفته شده است، ولی یهودی یا مسیحی دانستن اصل آن را دشوار می داند(جفری، ۱۳۸۶، ص ۲۳۵).

این در حالی است که به نقل خودش، نولدکه شولتس و توری، اصل یهودی برای این واژه قائل بوده و آندرائه احتمال گرفته شدن آن از منابع مسیحی را مطرح کرده است (همان، ص ۲۳۵).

مطلب دیگری که دوباره جفری بر آن تصریح کرده است، این که زکی به معنای «رستن و بالیدن و رشدکردن» همزاد با واژه اکدی زکو zaku به معنای آزاد و ایمن بودن، آرامی X5T به معنی پیروز بودن و سریانی ۱۵ و جز آن، است(همان، ص ۲۳۵).

این مستشرق، واژه زکات را یکی از اصطلاحات خاص مذهبی می داند که از دین های کهن تر گرفته شده و معنای اصلی آن پاک و معصوم بوده که از آن معنای ثانوی پاداش، بسط یافته است؛ ولی این واژه قبل از اسلام، هرگز معنای صدقه نداشته است، هرچند بتوان این مفهوم را نیز به آسانی از آن بیرون کشید و به نقل او از فرانکل، یهودیان عربستان، این مفهوم را پیش از اسلام بر آن بار کرده بودند؛ اما نولدکه هم عقیده با جفری، تخصیص این واژه برای صدقات را از حضرت محمد (ص) می داند (همان، ص ۲۳۶).

با توجه به این که هیچ گونه نشانه عجم بودن در واژه «زکی» و مشتقات آن مانند:

«زکی، تزکی، زکات» یافت نمی شود و معنا و ریشه و نیز کاربرد آنها، در عربی روشن است و در کتب معتبر لغت و دیگر کتاب های موجود در موضوع کلمات دخیل، مانند فقه اللغه ثعالبی، شفاء الغلیل خفاجی یا ما وقع فی القرآن ابن حجر، اشاره ای به دخیل بودن آنها نشده است.

شکی نیست که واژه های یادشده اصیل هستند و مطلب دیگری که این نظریه را تقویت می کند، وجود برخی مشتقات این واژه در شعر جاهلی است؛ مانند واژه زکوات در بیتی از امیه بن ابی صلت که می گوید(زمخشری، بی تا، ج ۲، ص ۸۹):

المطعمون الطعام فی سنه الــــ        أزمه و الفاعلون للزکوات

بنابرین، دخیل بودن این واژه ها بسیار بعید به نظر می رسد؛ اما امکان تطور لفظی یا معنوی این واژه ها در زبان عربی را نمی توان انکار کرد.

 

وجوه مختلف لغوی تزکیه

در لغت برای تزکیه وجوه معنایی دیگر یافت نشد.

 

واژگان مترادف

تزکیه در لغت، مترادف با «التطهیر» و «الصلاح» (فراهیدی، ۱۴۰۹، ج ۵، ص ۳۹۴؛ ازهری، بی تا ج۱۰، ص ۱۷۵)، «التنمیه» ( راغب اصفهانی، ۱۴۱۲، ص ۳۸۱؛ ابوجیب، بی تا، ص ۱۵۹)، «البرکه» و «المدح» (ابن اثیر جزری، ۱۳۶۷ ، ج ۲، ص ۳۰۷)، «الثناء» و گاهی نیز مترادف با «التهذیب»، «اللیاقه» و «الزیاده»(مصطفوی، ۱۳۶۸ ، ج ۴، ص ۳۳۷) به کار رفته است.

اما برخی پژوهشگران قرآنی معتقدند که تزکیه در اصل به معنای رد صلاحیت ناحق و بیرون کردن آن از وجود سالم است که موارد دیگر از قبیل التنمیه، الزیاده، الصلاح، التطهیر، البرکه و اللیاقه از لوازم و آثار این اصل است (همان، ج ۴، ص ۳۳۷). و فرق آن با تهذیب و تطهیر

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی   صفحه ۱۱۳

در این است که در تهذیب، مراد رسیدن به اصلاح و خلوص و در تطهیر، رسیدن به پاکی در برابر رجس هرگونه آلودگی) هست؛ اما در تزکیه، هدف کنار زدن و بیرون کردن آن چیزهایی است که کنار زدن و خارج کردن آنها لازم است (همان، ج ۴، ص ۳۳۷).

 

معناشناسی قرآنی زکو

مشتقات ماده «زکو» ۵۹ مرتبه در ۲۹ سوره و ۵۶ آیه از قرآن کریم به کار رفته است. بررسی موارد کاربرد ماده زکو و مشتقات آن در قرآن نشان می دهد که این ماده در آیه های مختلف به معانی زیر به کار رفته است:

 

۱. پرداخت مقداری از اموال و عواید به نیازمندان

از ۵۹ مورد کاربرد ماده «زکو» در قرآن کریم، ۳۱ مرتبه به صورت اسم مصدر «زکات» به کار رفته که مراد از آن، مطلق انفاق در راه خداست.

در ۲۸ مورد از کاربردهای «زکات» در قرآن کریم، این واژه پس از کلمه «صلاه» به کار رفته است که نشان از ارتباط وثیق بین آنها دارد؛ یا به عبارت دیگر دادن زکات، ارتباط تنگاتنگی با برپاداشتن نماز دارد. برای مثال در آیه ۴۳ س وره بقره می فرماید:

«وَأَقِیمُوا الصَّلَاهَ وَآتُوا الزَّکَاهَ وَارْکَعُوا مَعَ الرَّاکِعِینَ»؛ با بررسی همه این کاربردها، مشخص می شود که هرگاه در قرآن کریم واژه «زکات» در شبکه معنایی قرار می گیرد که در آن سخن از اقامه صلاه به عنوان یک فریضه دینی است، معنای آن، پرداخت مقداری از اموال و عواید به بینوایان و نیازمندان است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج ۱۴، ص ۱۹۷؛ ابیاری، ۱۴۰۵ ، ج ۹، ص ۷۶)؛

به عبارت دیگر نام بردن زکات با نماز، قرینه است بر این که مقصود از زکات، همان معنای معروف (انفاق مالی) است، نه معنای لغوی آن که تطهیر نفس از رذیلت های اخلاقی می شود. علامه طباطبایی نیز با اشاره به همراهی این دو واژه در موارد مذکور، اطلاق زکات بر تزکیه نفس و تطهیر آن را نمی پذیرد(طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۴، ص ۴۷).

در اهمیت و ارتباط «صلاه» و «زکاه» همین بس که به عقیده برخی مفسران، انجام این دو عمل مهم اسلامی، دارای جمیع فواید دنیوی و اخروی است (طیب، ۱۳۷۸ ،ج۳، ص ۶۹). بنابراین برخی این دو عمل را با تعبیر رأس الأعمال بیان کرده اند (آبیاری، ۱۴۰۵، ج ۹، ص ۱۹۷).

ارتباط با خالق و تطهیر نفوس (نماز) با ارتباط با مخلوق و تطهیر مال (زکات) رابطه متقابلی دارند و امکان ندارد شخص بدون ارتباط با خالق و تطهیر نفس، به ارتباط با مخلوق و تطهیر مالش بپردازد.

این دو فریضه الهی مانند دو بال نجات هستند که از هر کدام غفلت شود، سقوط صاحبش را به دنبال خواهد داشت. در فرهنگ قرآنی «صلاه» و «زکاه» دو واژه کلیدی و بسیار وابسته به هم، محسوب می شوند که اگر مفسر، واژگان دیگری از قبیل «آمنوا» و «عملوا الصالحات» را بدون در نظر گرفتن آنها، معنا کند، دچار انحراف در فهم خواهد شد.

زیرا یکی از ستون های ایمان قرآنی، نماز است و دیگری زکات؛ از این رو خداوند متعال در جای جای قرآن کریم پس از صحبت درباره ایمان و عمل صالح، به طور خاص سخن از نماز و زکات به میان می آورد؛ در حالی که این دو نیز جزء ایمان و عمل صالح محسوب می شوند؛ این مسئله حکایت از آن دارد که طبق آیات قرآن کریم، ایمان بدون نماز و زکات، فایده ای ندارد و ناقص است (برای نمونهر.ک: نساء/۱۶۲؛ بقرہ/۲۷۷)

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ با رویکردی بر مولفه های تربیتی   صفحه ۱۱۴

 همان طور که برخی فرقه ها اصرار دارند که ایمان باطنی، بدون انجام نماز و زکات و سایر مناسک هیچ سودی نخواهد داشت. گویا تأکید الهی بر نماز و زکات در این آیات، حکایت از آن دارد که همیشه افرادی در جامعه وجود دارند که معتقدند: ایمان، امری قلبی است و ربطی به نماز و زکات ندارد؛ در جامعه کنونی نیز از این گونه افراد فراوان است. درحالی که طبق فرهنگ قرآنی نماز نخواندن و زکات ندادن انسان را از دایره ایمان خارج می کند(نمل/۲و۳).

دلیل آن علاوه بر موارد مذکور، این است که نماز و زکات در بین دستورهای اسلام، وضع خاصی دارند؛ به طوری که می توان گفت، نماز، نماد و مجسمه اسلام، و پرداخت زکات نشانه به رسمیت شناختن حکومت اسلامی است که ترک آن اغلب نوعی طغیان و قیام بر ضد حکومت اسلامی محسوب می شود و قیام بر ضد حکومت اسلامی موجب کفر است، همان گونه که ترک نماز نیز طبق صریح حدیث نبوی کفر صاحبش را به دنبال دارد(حر عاملی، ۱۴۰۹، ج۴، ص۴۳). 

 

١. ارتباط زکات به معنای پرداخت مقداری از اموال و عواید به نیازمندان و تزکیه نفس

از بررسی کاربردهای قرآنی واژه زکات، ارتباط محکم زکات با تزکیه مشخص می گردد، طوری که می توان زکات را یکی از مبانی تزکیه نفس برشمرد. از این رو مفسران، زکات را یک عامل اصلی در تزکیه نفوس و اقامه صلاه دانسته اند (طالقانی، ۱۳۶۲ ، ج ۲، ص ۵۱؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ،ج۲۶، ص ۴۰۳؛ اندلسی، ۱۴۲۰ ج ۱، ص ۶۲۷).

بنابرین بدیهی است که هدف اصلی زکات، تزکیه روح مسلمان از آلودگی به مال دوستی و حب دنیا و نیز پاک کردن ثروت از حقوقی است که دیگران (مستحقین) در آن سهیم هستند (آملی، ۱۴۲۲، ج ۴، ص ۲۳۰؛ شریعتی، ۱۳۴۶، متن، ص ۳۶۵).

بنابر آنچه ذکر شد، پرداخت زکات، یک گام بسیار مهم برای تزکیه نفس است. زیرا دل کندن از مال دنیا، با توجه به آنچه در تاریخ بشری مشاهده می شود، سخت و برای افراد مشکل بزرگی تلقی می شود؛ تا جایی که حاضر بوده اند جان خویش را برای ثروت فدا کنند.

 

۲. طهارت و پاکیزگی از آلودگی های شرک و هواهای نفسانی و هرگونه پلیدی

کاربردهای قرآنی در این زمینه چند دسته اند:

۲. ۱- از مصدر ترکیه به معنای طهارت و پاکیزگی از آلودگی های شرک و هواهای نفسانی و هرگونه پلیدی؛

مانند آیه: «قد أفلح من گاها» (شمس /۹). واژه «زگاها» تنها یک بار در قرآن کریم به کار رفته است که به گفته بیشتر مفسران منظور از آن، طهارت و پاکیزگی از آلودگی های شرک و هواهای نفسانی است که رستگاری دنیا و آخرت را به دنبال دارد(قرشی، ۱۳۷۷ ،ج۱۲، ص ۲۴۵؛ نجفی خمینی، ۱۳۹۸ ،ج۱۸، ص ۲۹۴؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ، ج۲۷، ص ۴۷؛ فخرالدین رازی، ۱۴۲۰ ج ۳۱، ص ۱۷۷).

با توجه به فضای سوره مبارکه شمس و قرار گرفتن تزکیه نفس در برابر تدسیس نفس در یک قالب مشخص پس از سوگندهای عظیم و متوالی، برای درک صحیح معنای واژه «زگاها» از معنای واژه مقابل آن در ترکیب سوره، یعنی «دساها» کمک می گیریم. راغب معنای «دس» را آمیختن و داخل کردن چیزی در چیز دیگر با گونه ای اکراه می داند(راغب اصفهانی، بی تا، ص ۳۱۴).


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه‌های تربیتی   صفحه ۱۱۵

برخی دیگر مانند خلیل، آن را به معنای پنهان کردن دانسته اند(همان، ج۷، ص: ۱۸۵)، دسیس، همان جاسوس است ( فراهیدی، بی تا، ج۷، ص ۱۸۶).

البته به نظر می رسد معنای اساسی در این واژه، همان معنای مد نظر راغب باشد که پنهان کردن از لوازم و آثار آن است، اما چون نفس انسان، به صورت فطری و از ابتدا طالب طهارت و خداجو است و صاحب نفس دارای رسول باطنی (عقل) است؛ از این رو طبیعی است که امور مخالف طهارت و خداجویی را با اکراه بپذیرد؛ بنابرین استفاده قرآن کریم از واژه «دس» به جای واژگان دیگری همچون: «اخفاء» و «ستر» برای آمیختن و ورود آلودگی ها به نفس، بسیار دقیق است.

مطلب دیگری که از این واژه استنباط می شود، مسئله پنهان کاری همراه با کراهت به وسیله افراد گناه کار است که حتی گناهکارترین آنها، نوعی کراهت در نگهداری زشتی های نفسانی خویش دارند و مدام در پی خلاصی از آن هستند؛

بنابرین با اکراه، این پلیدی ها را همچون راز تا آخر عمر در نفس خویش پوشیده نگه می دارند.

با توجه به تقابل واژه «دساها» با «زکاها» در سیاق آیه های این سوره، بر خلاف معنای تدسیس که آمیختن و داخل کردن انواع آلودگی ها و ناحق به نفس بود، معنای تزکیه رد صلاحیت این آلودگی ها و بیرون کردن آن از نفس خواهد بود و طبیعی است که تزکیه در مراحل بالاتر، با توجه به مخفی تر بودن رذیلت ها و آمیختگی شدید آن با نفس آدمی، بسیار سخت تر می شود.

شایان ذکر است تفسیر کسانی که مفهوم «دساها» را پنهان کردن نفس با آلودگی ها و گناهان، دانسته اند، ناقص تلقی می شود؛ زیرا در آن صورت، نفسی که در ابتدا به هیچ گناهی آلوده نشده است، یا نفوس مطهری که گناه نمی کنند، قابلیت تزکیه نخواهند داشت، در حالی که از آیه مذکور چنین برداشتی نمی شود.

اما اگر تزکیه را به معنای رد صلاحیت آلودگی ها و ناحق و بیرون کردن آن از نفس بدانیم چنین مشکلی پیش نمی آید؛ توضیح این که نفس انسان از ابتدا دارای تمایلاتی مانند: شهوت است که گناه و پلیدی تلقی نمی شوند؛ بلکه خروج آنها از اعتدال، گناه و پلیدی خواهد بود؛ پس اگر نفس تزکیه نشود؛ یعنی این تمایلات شناسایی و سرکوب نگردد و ناحق آن از نفس بیرون نرود، شقاوت را به دنبال خواهد داشت؛

از این رو نفس استعداد هر دو مقوله، یعنی فجور و تقوا را دارد و عقل هم در کنار آن، حسن تقوی و قبح فجور را می شناسد؛ به همین دلیل است که قبل از دستور تزکیه فرمود:

«فألهمها فجورها و تقوئها» (شمس/۸).

برخی مفسران آیه‌ی: « … بل الله یزکی من یشاء» (نساء/۴۹) را نیز از همین قبیل دانسته و معتقدند منظور از ترکیه در این آیه، پاک گردانیدن از گناهان و پلیدی هاست (برای نمونه ر.ک: طبرسی، ۱۳۷۲ ،ج۳، ص۹۱؛ آلوسی، ۱۴۱۵ ج۳، ص۵۳؛ بغوی، ۱۴۲۰ ج ۱، ص ۶۴۴؛ حسینی شیرازی، ۱۴۲۴ ج ۱، ص۴۹۰).

در مقابل عده ای دیگر آن را به معنای مدح و ستایش گرفته اند(برای نمونه ر.ک: بلاغی، ۱۳۸۶ ج ۲، ص ۴۶؛ قرشی، ۱۳۷۷ ج ۲، ص ۳۷۸؛ ثقفی تهرانی، ۱۳۹۸ ، ج ۲، ص ۶۴)؛ ولی به نظر می رسد با توجه به سیاق آیه و نهی از ستایش نفس که در ابتدای آیه با عبارت:

«ألم تر إلى الذین یرکون أنفسهم» ذکر شده است، معنای دوم یعنی مدح و ستایش به وسیله خداوند صحیح تر باشد. علامه نیز تزکیه الهی موجود در آیه را با وجود مطلق بودن لفظ آن در قولی و فعلی، قولی دانسته اند(طباطبایی، ۱۴۱۷، ج ۴، ص ۳۷۳)

 

۲ . ۲- به صورت صفت مشبهه به معنای پاکیزه از هر آلودگی و گناهی

مانند: «لأهب لک غلاما زکیا» (مریم/۱۹)؛ تا پسری پاکیزه [از هر آلودگی بر تو ببخشم (طبرسی، ۱۳۷۲،ج۶، ص۷۸۴)؛ یا آیه «أ قتلت نفسا زکیه بعیر نفس» (کهف/۷۴)؛ آیا انسان پاکیزه ای از گناهان را، بی آن که قتل کرده باشد، کشتی؟(طوسی، بی تا، ج۷، ص ۷۵).


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ با رویکردی بر مولفه‌های تربیتی   صفحه ۱۱۶

۲ . ۳- به صورت اسم تفضیل به معنای پاکیزه تر

واژه «أزکی» چهار مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است و در هر چهار مورد به معنای پاکیزه تر است که به تصریح برخی مفسران عدم رعایت مطلوب آیه، به افتادن در گناهان، ناپاکی ها و آلودگی ها منجر خواهد شد (مدرسی، ۱۴۱۹، ج۱، ص۴۰۲؛ ج۶، ص۳۸۲؛ ج۸، ص۲۹۲ و ۳۰۰).

برای نمونه: آیه «قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یصْنَعُونَ» (نور/۳۰)؛ به مردان با ایمان بگو دیده فرونهند و پاک دامنی ورزند، که این برای آنان پاکیزه تر است، زیرا خدا به آنچه می کنند، آگاه است.

 

٣. مدح و ستایش

مانند آیه «فَلَا تُزَکُّوا أَنْفُسَکُمْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنِ اتَّقَى» (نجم/۳۲)؛ خودستایی نکنید، او به کسی که پرهیزکاری پیشه کرده است، آگاه تر است. واژه «لا گوا» تنها یک مرتبه در قرآن کریم به کار رفته است که بیشتر مفسران آن را به معنای نهی از مدح و ستایش گرفته اند(سبزواری نجفی، ۱۴۱۹، ص ۵۳۲ ؛ طوسی، بی تا، ج۹، ص ۴۳۳؛ فیض کاشانی، ۱۴۱۵ ، ج۵، ص ۹۴؛ مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲۲، ص ۵۳۹) و آیه: «ألم تر إلى الذین یزکون أنفسهم …» (نساء/۴۹)؛ آیا نمی بینی کسانی را که خودستایی می کنند؟ (خود را پاک و بی عیب جلوه می دهند؟) نیز از همین قبیل است.

 

۴. تصدیق زبان

مانند: «الذین لا یؤتون الزکاه وهم بالآخره هم کافرون»(فصلت/۷)؛ آنان که به کلمه طیبه «لا إله إلا الله» ایمان ندارند و تصدیق نکنند و هرگز به عالم آخرت یقین نداشته باشند. عده ای مفسران معتقدند که چون در زمان نزول این آیه، هنوز فریضه زکات تشریع نشده بود، بنابراین منظور از ایتای زکات در آیه، تصدیق زبانی است (داورپناه، ۱۳۷۵ ج۳، ص ۲۲۰؛ ثمالی، ۱۴۲۰، ص ۲۹۱؛ ابن ابی حاتم، ۱۴۱۹ ،ج۱۰، ص ۳۲۷۰).

 

۵. اصلاح کردن با عمل صالح

مانند: «و من تزکی فإنما یتزکی لنفسه» (فاطر /۱۸). برخی مفسران ترکی در آیه مذکور را به معنای اصلاح کردن گرفته اند که این اصلاح، حاصل انجام اعمال صالح هست(داورپناه، ۱۳۷۵ ج۳، ص ۲۲۱؛ ابن ابی حاتم، ۱۴۱۹ ،ج۱۰، ص ۳۱۷۸؛ حقی بروسوی، بی تا، ج۷، ص ۳۳۷؛ سیوطی، ۱۴۰۴، ج ۵، ص ۲۴۹؛ رشیدالدین میبدی، ۱۳۷۱، ج۸، ص ۱۷۵؛ ثعلبی نیشابوری، ۱۴۲۲، ج۸، ص ۱۰۴).

 

۶. زکات و صدقه عید فطر

مانند: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى»(اعلى /۱۴)؛ حقیقتا رستگار شد کسی که زکات عید فطر را ادا کرد. صاحب تفسیر انوار العرفان و برخی دیگر از مفسران، یکی از معانی «تزکی» در این آیه را دادن زکات و صدقه عید فطر دانسته اند داورپناه، ۱۳۷۵ ،ج۳، ص ۲۲۱؛ طبری، ۱۴۱۲ ،ج۳۰، ص ۱۰۰؛ قرطبی، ۱۳۶۴ ،ج۲۱، ص ۲۱ ؛ ابن جزی، ۱۴۱۶، ج ۲، ص ۴۷۵؛ نجفی خمینی، ۱۳۹۸، ج ۱۸، ص ۲۵۶).

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه‌های تربیتی   صفحه ۱۱۷

۷- تبرئه کردن

مانند: «ألم تر إلى الذین یزکون أنفسهم» (نساء/۴۹)؛ آیا نمی بینی کسانی را که خود را پاک و بی عیب جلوه می دهند؟ به عقیده بعضی قرآن پژوهان، مراد از «تزکیه» در آیه مذکور، تبرئه کردن خویش از گناه است و آیه در شأن یهود و نصارا نازل شده است که خود را از هرگونه گناهی تبرئه می کردند(بغدادی، ۱۴۱۵، ج ۱، ص ۳۸۸؛ قاسمی، ۱۴۱۸، ج۳، ص ۱۶۹). 

 

۸. حلال

مانند: «فلینظر أیها أزکى طعاما» (کهف/۱۹). چون بیشتر مردم در زمان مد نظر آیه، آیین مجوس داشته و خوراک آنها نیز مطابق آیین خودشان بوده است و مؤمنان اندکی هم وجود داشتند که ایمانشان را مخفی می کردند؛ از این رو منظور از «أزکی طعاما»، به عقیده برخی مفسران، غذای حلال هست (عاملی، ۱۳۶۰، ج ۵، ص ۵۰۰؛ قمی مشهدی، ۱۳۶۸، ج۸، ص ۵۱ ؛ کاشانی، ۱۳۳۶، ج ۵، ص ۳۳۰).

 

۹- صدقه

مانند: «و حنانا من لدنا و زکاه» (مریم /۱۳). در برخی تفاسیر منظور از «زکات» در آیه مذکور صدقه دانسته شده است (بیضاوی، ۱۴۱۸ ، ج ۴، ص ۷؛ سمرقندی، بی تا، ج ۲، ص ۳۷۰؛ محلی، ۱۴۱۶، ص ۳۰۹؛ ابن قتیبه، بی تا، ص ۲۳۲)

آنچه با تأمل در موارد نه گانه مذکور به دست می آید این است که همه آنها دور یک محور معنایی می چرخند و تفسیرشان بدون توجه به این محور معنایی، نارسا است. آن محور عبارت است از: «کنار زدن و بیرون کردن آن چیزهایی که کنار زدن و خارج کردنشان ضروری است».

 

تزکیه و تعلیم کتاب و حکمت

واژه «یزکیهم» از مصدر تزکیه، ۵ بار در قرآن کریم به کار رفته که سه مرتبه از آن، به صورت مثبت و در رابطه با دنیاست. در هر سه مورد، ارتباط نزدیکی با تلاوت آیات و تعلیم کتاب و حکمت دارد که در دو مورد، تزکیه بر تعلیم کتاب و حکمت مقدم شده است (جمعه/۲: آل عمران /۱۶۴).

در یک مورد دیگر، تعلیم کتاب و حکمت، بر تزکیه، مقدم شده است (بقره /۱۲۹)؛ اما در هر سه مورد، فاعل تزکیه، رسولان الهی هستند؛ در دو مورد دیگر که به صورت منفی به کار رفته است، درباره روز قیامت و فاعل، خداوند است (آل عمران /۷۷؛ بقره/۱۷۴).

با توجه به اصالت تعبیرهای قرآنی، برخی مفسران دلیل مقدم شدن تزکیه بر تعلیم کتاب و حکمت را، اشاره به مسئله هدف بودن تزکیه، دانسته اند. زیرا هدف اصلی بعثت پیامبران، تربیت بوده و بقیه، همه مقدمه آن است (مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ج ۱، ص ۴۵۸)؛ یا به بیان علامه، در مقام تربیت، تزکیه مقدم بر تعلیم علوم حقه و معارف حقیقیه است (طباطبایی، ۱۴۱۷ ،ج۱۹، ص ۲۶۵).


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم …   صفحه ۱۱۸

اما در یک موردی که تعلیم بر تزکیه مقدم شده، اشاره به وضع طبیعی آن است؛ زیرا معمولا تا تعلیمی نباشد تزکیه ای صورت نمی گیرد(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴ ج ۱، ص ۴۵۸).

علامه طباطبایی معتقد است که در دعای ابراهیم(ع) (بقره/۱۲۹) مقام، مقام تربیت، و تنها دعا و درخواست، بوده است؛ از این رو از خدا می خواست که این زکات و علم به کتاب و حکمت را به ذریه اش بدهد و معلوم است که در عالم خارج، اول علم پیدا می شود، بعد تزکیه؛ چون تزکیه از ناحیه عمل و اخلاق تحقق می یابد، پس اول باید به اعمال صالح و اخلاق نیک عالم شد و بعد به آنها عمل کرد تا به تدریج زکات (پاکی دل) هم به دست آید (طباطبایی، ۱۴۱۷ ،ج۱۹، ص ۲۶۵).


اهمیت تزکیه در قرآن

قرآن کریم در آیات مختلف، به جایگاه والای ترکیه در رسیدن انسان به کمال (هدف خلقت)، تأکید کرده است؛ تا جایی که هدف از بعثت پیامبران را تزکیه نفس دانسته و رسیدن به رستگاری را در حصول تزکیه معرفی کرده است. از بررسی آیه های قرآن در این زمینه، موارد زیر قابل اثبات است:

 

۱- رستگاری در گرو تزکیه نفس
رستگاری بدون تزکیه نفس، امکان پذیر نیست؛ خداوند متعال در سوره شمس پس از سوگندهای فراوان (۷ یا ۱۱ مورد) بر موجودات بزرگ و محوری جهان خلقت از قبیل: خورشید و ماه و … جواب قسم را این گونه بیان می کند: «قد أفلح من زکاها» (شمس/۹)؛ هر کس آن را (نفس را) پاک گردانید، قطعا رستگار شد.
با تامل در این آیات، آشکار می شود که مطلب مهمی در این جا مطرح است، مطلبی به عظمت آسمانها و زمین و خورشید و ماه، مطلبی سرنوشت ساز و حیات بخش؛ این مطلب مهم و نتیجه سوگندهای مکرر آن است که رستگاری بدون تزکیه نفس، غیرممکن است.

 

۲- تزکیه از عمده ترین اهداف بعثت پیامبران

با تأمل در آیات ۱۲۹ و ۱۵۱ بقره، ۱ ۱۶۴ آل عمران ۲ و نیز آیه دوم سوره جمعه ۳ این نتیجه به دست می آید که تزکیه در کنار تلاوت آیات، تعلیم کتاب و حکمت، یکی از اهداف و برنامه های مهم رسالت است. این مطلبی است که بیشتر مفسران گوشزد کرده اند برای نمونه ر.ک: قرشی، ۱۳۷۷ ج ۱، ص ۲۷۷؛ مدرسی، ۱۴۱۹، ج ۱، ص ۲۸۵).


موانع تزکیه از دیدگاه قرآن کریم

۱- کتمان حق

کسانی که احکام خدا و حقایق مورد نیاز مردم را از آنها کتمان می کنند و برای کسب مقام یا به دست آوردن ثروت، مرتکب این خیانت بزرگ می شوند، باید بدانند که حقیقت گرانبهایی را به بهای ناچیزی فروخته اند.

 


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه‌های تربیتی   صفحه ۱۱۹

زیرا حق پوشی اگر با تمام دنیا مبادله شود باز مرتکب شونده آن، ضرر کرده است! احکام الهی پاک کننده و روشنگر است و انسان را به سوی رستگاری هدایت می کند؛ از این رو اگر کسی آنها را کتمان کند علاوه بر این که خود را گرفتار گمراهی و عذاب آتش می کند، سبب گمراهی دیگران نیز خواهد شد؛

در نتیجه چنین شخصی راهی به پاک شدن و پاک گردانیدن ندارد؛ همان طور که آیه های قرآن کریم نیز این مطلب را تأیید می کند. برای نمونه در آیه ۱۷۴ سوره مبارکه بقره آمده است:

«إِنَّ الَّذِینَ یکْتُمُونَ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ الْکِتَابِ وَیشْتَرُونَ بِهِ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ مَا یأْکُلُونَ فِی بُطُونِهِمْ إِلَّا النَّارَ وَلَا یکَلِّمُهُمُ اللَّهُ یوْمَ الْقِیامَهِ وَلَا یزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ»(بقره/۱۷۴).

 

۲. پیروی از شیطان

پیروی از شیطان و دستورهای او یکی از موانع اصلی تزکیه به شمار می رود؛ می توان تمام موارد دیگر نیز به نوعی از همین مسئله سرچشمه می گیرد. همان طور که در آیات مختلف نیز تأکید شده، هدف شیطان، گمراهی و شقاوت انسان است که با تزکیه انسان سازگاری ندارد و روشن است که پیروی از شیطان، خروج انسان از مسیر تزکیه را در پی دارد. خداوند متعال در آیه ۲۱ سوره مبارکه نور می فرماید: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ وَمَنْ یتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ فَإِنَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یزَکِّی مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (نور/۲۱).

 

٣- شکستن عهد و پیمان الهی

از نظر قرآن کریم شکستن عهد و پیمان الهی، عواقب بسیار بدی را به دنبال خواهد داشت که یکی از آنان، عدم تزکیه پیمان شکنان است؛ که نتیجه اش گرفتاری در عذاب دردناک است. برای نمونه در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ الَّذِینَ یشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللَّهِ وَأَیمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِیلًا أُولَئِکَ لَا خَلَاقَ لَهُمْ فِی الْآخِرَهِ وَلَا یکَلِّمُهُمُ اللَّهُ وَلَا ینْظُرُ إِلَیهِمْ یوْمَ الْقِیامَهِ وَلَا یزَکِّیهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ» (آل عمران /۷۷). همان طور که عده ای مفسران نیز در ذیل آیه، عدم تزکیه را یکی از مجازات های سنگین پنهان ساختن آیات الهی و شکستن عهد و پیمان او و استفاده از سوگندهای دروغین، ذکر کرده اند(مکارم شیرازی، ۱۳۷۴، ج۲، ص۶۲۷).

 

عوامل تزکیه نفس از منظر قرآن کریم

۱- فضل و رحمت الهی

یکی از علل مهم در تزکیه بشر، طبق آیه: «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ وَمَنْ یتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّیطَانِ فَإِنَّهُ یأْمُرُ بِالْفَحْشَاءِ وَالْمُنْکَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیکُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَکَى مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَکِنَّ اللَّهَ یزَکِّی مَنْ یشَاءُ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (نور/۲۱)، فضل و رحمت الهی است که اگر نبود، هیچ یک از انسان ها تزکیه و پاک نمی شدند. این معنایی است که عقل هم بر آن دلالت دارد؛ چون افاضه کننده خیر و سعادت تنها خدای سبحان است و تعلیم قرآنی نیز آن را افاده می کند (طباطبایی، ۱۴۱۷، ج۱۵، ص ۹۳).


معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه‌های تربیتی   صفحه ۱۱۹

۲- رسولان الهی

آن چه از تدبر در آیاتی چون: «لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یتْلُو عَلَیهِمْ آیاتِهِ وَیزَکِّیهِمْ وَیعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَإِنْ کَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» (آل عمران/۱۶۴)، به دست می آید این است که یکی از وظایف رسولان الهی تزکیه مردم است، پس اطاعت از رسولان و امتثال اوامر و نواهی آنها یکی از عوامل اصلی در تزکیه نفس است.

 

٣- پیروی از قرآن کریم

با توجه به این که در آیه های مختلف در ذکر برنامه ها و اهداف رسولان، تلاوت آیات، قبل از تزکیه آمده است (آیاتی مانند: ۱۲۹ و ۱۵۱ بقره، ۱۶۴ آل عمران و نیز آیه دوم سوره جمعه)، می توان فهمید که بدون پیروی از آیات الهی، تزکیه ای رخ نخواهد داد.

 

نتایج تزکیه نفس از دیدگاه قرآن کریم

۱- رسیدن به عالی ترین درجه های بهشت

طبق آیه: «جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَذَلِکَ جَزَاءُ مَنْ تَزَکَّى» (طه/۷۶)؛ پاداش کسی که نفس خویش را پاک گرداند، عالی ترین درجات بهشت خواهد بود.

 

۲. رستگاری قطعی

بر اساس آیه نهم سوره مبارکه شمس (قد أفلح من زکاها) و نیز سیاق آن سوره، یکی از نتایج قطعی تزکیه، رستگاری است.

 

نتیجه گیری

واژه «تزکیه» در قرآن کریم نیامده؛ اما مشتقات آن، ۵۹ مرتبه در این کتاب شریف به کار رفته است که کاربردهای گوناگون آن، یک معنای محوری ترسیم می کند؛ تفسیر هریک از موارد کاربرد ماده «زکو»، بدون توجه به این معنای محوری، نارسا و نادرست خواهد بود. آن محور عبارت است از:

«کنار زدن و بیرون کردن آن چیزهایی که کنار زدن و خارج کردنشان ضروری است.» به این اعتبار زکات یعنی جداکردن و خارج کردن مال نیازمندان از دارایی های خویش و مصرف آن طبق فرمایش الهی. تزکیه یعنی رد صلاحیت ناحق و هرگونه پلیدی و بیرون کردن آن از نفس؛ از این رو در این شبکه معنایی که تشکیل می شود، حب افراطی مال و ثروت، یک رذیله و ناحق به شمار می رود و باید سرکوب و از نفس خارج گردد. بنابراین وقتی حق نیازمند، از آن ثروت مورد علاقه، جدا شد، نامش زکات می شود؛ که نتیجه اش تزکیه است.

در فرهنگ قرآنی «صلاه» و «زکاه» دو واژه کلیدی و بسیار وابسته هستند که اگر مفسر واژگان دیگری از قبیل «آمنوا» و «عملوا الصالحات» را بدون در نظر گرفتن آنها معنا کند، دچار انحراف در فهم خواهد شد. زیرا نماز و زکات از ستون های ایمان قرآنی، هستند. در قرآن کریم هرگاه واژه «زکاه» در شبکه معنایی قرار می گیرد که در آن، سخن از اقامه صلاه به عنوان یک فریضه دینی است؛ زکات به معنای پرداخت مقداری از اموال و …

متن ادامه دارد… برای دریافت متن کامل این مقاله از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.


 

مقالات مشابه با موضوع معناشناسی تزکیه :

نفس در قرآن از دیدگاه حکیم ترمذی

اولویت سنجی‌ انفاق در قرآن و حدیث

فرآیند شکل‌گیری نظام عمل صالح از منظر قرآن و روایات

 


واژگان و اصطلاحات پرتکرار مقاله: تزکیه ؛ معناشناسی ؛ مفهوم شناسی ؛ نفس ؛ زکات ؛ مولفه های تربیتی ؛ تعلیم ؛ تربیت ؛ تطهیر

 


عناوین مشابه جستجو شده:

معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مفاهیم تربیتی مرتب بر آن

مفهوم شناسی تزکیه در قرآن‌ با محوریت بر مولفه های تربیتی آن

معناشناسی واژه تزکیه در قرآن‌ کریم

آثار تزکیه نفس از دیدگاه قرآن کریم

عوامل تزکیه نفس از منظر قرآن کریم

موانع تزکیه از دیدگاه قرآن کریم

اهمیت و جایگاه تزکیه در در قرآن

رابطه تعلیم و تزکیه در قرآن

معنی تزکیه در قرآن

 


 

انتهای پیام مقاله: معناشناسی تزکیه در قرآن‌ کریم با رویکردی بر مولفه های تربیتی