بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم-در حال بارگذاری
۱۶ دی ۱۳۹۸
PDF
400 KB
22 صفحه
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم ؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۸؛ نویسندگان: حسن زرنوشه فراهانی؛ حسین صفره؛ موضوع: دیدگاه نصر حامد ابوزید پیرامون تاریخ مندی قرآن ؛ تعداد صفحات: ۲۳؛ فرمت فایل: PDF؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث ؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: نصر حامد ابوزید | تاریخ مندی قرآن | خلق قرآن | هرمنوتیک | نشانه شناسی

 

عنوان کامل مقاله: بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم

    

مشخصات مقاله بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم:

عنوان مجله: مطالعات قرآن و حدیث؛ شماره ۱، سال انتشار: ۱۳۹۸، صفحات: ۱- ۲۲؛ نویسندگان: حسن زرنوشه فراهانی؛ حسین صفره؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی

 


متن مقاله: 

صفحه ۱

نصر حامد ابوزید اثبات تاریخ مندی قرآن

بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۲

طرح مسئله

یکی از واژگانی که نصر حامد ابوزید در مباحث تفسیری خود بسیار از آن استفاده می کند، واژه­ «التأریخیه» است که از رهگذر آن به دنبال اثبات تاریخ مندی قرآن کریم است. ابوزید باور مسلمانان به وجود پیشین قرآن در لوح محفوظ را نمی پذیرد، زیرا از نظر او چنین اعتقادی اولا: بر هم زننده­ رابطه­یدیالکتیکی میان متن قرآن و واقعیت فرهنگی است.

ثانیا: سبب مبالغه در قداست قرآن و تبدیل آن از متنی زبانی و قابل فهم، به متنی صوری و شکلی است. ثالثا: به دلیل باور به تعدد مراتب معنایی قرآن، دستیابی به مراتب مختلف معانی این متن را ناممکن می سازد. به اعتقاد ابوزید این تصور، سبب شده که در دوره هایی از تاریخ فکری و فرهنگی اسلام، احادیث نبوی بر قرآن مقدم داشته شوند؛ با این توجیه که حدیث نبوی قابل فهم است، اما واژه های قرآن چون ازلی(قدیم) و بیان گر ذات متکلم آن هستند، در نتیجه قداست خاصی دارند (ر.ک: ابوزید، ۱۳۸۹ش، صص ۹۹-۹۸).

نصر حامد ابوزید در تقابل با این دیدگاه، تاریخ مندی قرآن را مطرح می کند و تلاش فراوانی برای اثبات آن به خرج می دهد.

مقاله­ حاضر به منظور مطالعه و ارزیابی دیدگاه ابوزید، پرسش های ذیل را محور کار خود قرار داده است:

  1. مهم ترین مبانی و دلائل نصر حامد ابوزید برای اثبات تاریخ مندی قرآن چیست؟

  2. چه نقدهایی بر خوانش نصر حامد ابوزید از مبانی مذکور وارد است؟

بدین منظور، در این مقاله مهم ترین مبانی ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن که عبارتند از: نظریه­ خلق قرآن معتزله، نظریه های هرمنوتیکی به ویژه هرمنوتیک گادامر، نظریه­‌ی نشانه شناسی سوسور و نظایر این نظریه در میراث اسلامی همچون نظریه­‌ عبدالقاهر جرجانی معرفی می شوند و نوع خوانش ابوزید از آنها مورد بررسی و نقد قرار می گیرد.

پیشینه تحقیق قابل ذکر است در برخی کتب و مقالات، مسئله­ تاریخ مندی قرآن و نیز دیدگاه ابوزید درباره تاریخ مندی قرآن از جهاتی مورد بررسی و نقد قرار گرفته است، از جمله محمد عرب صالحی در کتاب تاریخی نگری و دین» به مسئله­‌ تاریخی نگری در دین، پیشینه و خاستگاه آن، پیامدهای نگرش تاریخی به دین، و نقدهای وارد بر آن پرداخته و به صورت عمومی آن را مورد بررسی قرار داده که اختصاصی به مطالعه­‌ی دیدگاه ابوزید ندارد.

وی همچنین در مجموعه مقالات جریان شناسی و نقد اعتزال نو» (جلد ۴: چالش با ابوزید)، ۱۲ مقاله از پژوهشگران مختلف در نقد آراء و آثار نصر حامد ابوزید جمع آوری کرده که در برخی از آنها موضوع تاریخ مندی قرآن

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۳

مدنظر قرار گرفته است. اما آنچه در این مقالات کمتر مشاهده می شود، عدم تبیین دقیق مبانی ابوزید در ارائه­ نظریه­ تاریخ مندی، از جمله ارتباطی است که او میان نظریات جدید و کهن برقرار می کند.

احمد واعظی نیز در مقاله «نقد تقریر نصر حامد ابوزید از تاریخ مندی قرآن» که در مجله قرآن شناخت منتشر شده، به طرح مبانی ابوزید نپرداخته، و صرفا با استفاده از دو کتاب «مفهوم النص» و «نقد الخطاب الدینی» به طرح بخشی از آراء ابوزید و آسیب شناسی آنها پرداخته است.

مقالات دیگری هم در تبیین و نقد دیدگاه ابوزید نگاشته شده که بیشتر آنها به بیان لوازم باطل دیدگاه او پرداخته اند، و تبیین و نقد همه جانبه­ مبانی وی را مدنظر قرار نداده اند. مانند: مقاله فهم متن در افق تاریخی آن» از سید حیدر علوی نژاد در مجله شماره ۲۱ و ۲۲ پژوهش های قرآنی، مقاله ابوزید و قرائت متن در افق تاریخی» از عبدالله نصری در مجله شماره ۲۳ قبسات، مقاله «نقاد تاریخیت قرآن» از علیرضا قائمی نیا در مجله شماره ۶ مطالعات تفسیری و مقاله نگاهی انتقادی بر رویکرد هرمنوتیکی نصر حامد ابوزید در تفسیر قرآن» از پروین کاظم زاده در مجله شماره ۴ جستارهای فلسفی دین.

بنابراین اگر چه مکتوباتی درباره­ آراء ابوزید به چاپ رسیده است، اما در هیچ یک، به گونه ای جامع و کامل، مبانی نظریه­ تاریخ مندی او مورد بررسی و نقد قرار نگرفته است و بیشتر به بیان آسیب هایی که اعتقاد به تاریخ مندی قرآن در پی دارد پرداخته شده است. از این رو وجه تمایز این پژوهش، تمرکز بر محوری ترین مبانی ابوزید و بررسی خوانش وی از آنهاست که از دیدگاه نویسندگان این مقاله، کارآمدترین روش در نقد ادعای او مبنی بر تاریخ مندی قرآن است.

 

١. بهره گیری ابوزید از نظریه­ خلق قرآن معتزله

نصر حامد ابوزید در سه مقاله­ خود که با عناوین «التاریخیه: المفهوم الملتبس»، «قراءه النصوص الدینیه، دراسه استکشافیه لأنماط الدلاله» و «التراث بین التوجیه الایدیولوجی و القراءه العلمیه» نگاشته،

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۴

به طور ویژه به تبیین نظریه­ خلق قرآن و ارتباط آن با تاریخ مندی پرداخته است. با بررسی و تحلیل این سه مقاله و با حذف مکررات آنها می توان نحوه­ مواجهه­ ابوزید با نظریه­ خلق قرآن را به صورت زیر خلاصه، تبیین و نقد نمود:

 

۱ – ۱. اثبات نظریه­ خلق قرآن

ابوزید برای اثبات نظریه­ خلق قرآن از ادله­ معتزله بهره می گیرد که معتقدند، قرآن به عنوان کلام الله، از صفات فعل خداوند به شمار می رود و نه از صفات ذات او؛ از نظر معتزله صفات فعل نمایانگر بخش مشترکی میان خدای تعالی و عالم هستند، اما صفات ذات، تفرد و خصوصیتی را برای وجود الهی، صرف نظر از عالم نشان می دهند.

بر این اساس، «کلام» مستلزم وجود مخاطبی است که متکلم، او را مورد خطاب قرار دهد؛ و اگر قائل باشیم که خداوند از ازل متکلم بوده، این بدان معناست که خداوند بدون وجود مخاطب تکلم کرده و این منافی حکمت الهی است. لازم به ذکر است که این دیدگاه معتزله، مورد تأیید شیعه نیز هست (ر.ک: کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص ۱۰۷).

حتی اگر افعال الهی را متعلق به قدرت الهی بدانیم، باز هم نمی توانیم قائل به قدم کلام الهی شویم؛ زیرا قدرت الهی و فعل الهی از دو جهت باهم تفاوت دارند:

«اولا، قدرت الهی نامحدود است، اما افعال الهی با وجود این که ریشه در قدرت نامتناهی خدا دارند، اما به دلیل تعلقشان به عالم متناهی، محدودیت دارند و رابطه­ میان آنها، رابطه­ منطقی بین امکان و تحقق است، زیرا:

«لیس کل مقدور محتم الوقوع». ثانیا، قدرت الهی از صفات ازلی و قدیم خداوند است، اما فعل الهی، ازلی نیست، بلکه تاریخی است و اولین تجلی فعلى قدرت خداوند نیز ایجاد عالم است که به مثابه افتتاح تاریخ به شمار می رود، بنابراین، تمام افعالی که به دنبال آن می آیند نیز افعالی تاریخی هستند و هر چه از این افعال حاصل شود «محدث» است، به این معنی که در لحظه ای از لحظات تاریخ پدید آمده است» (ر.ک: ابوزید، ۱۹۹۵م، صص۶۸-۷۲).

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۵

۱ – ۲ . دلالت خلق قرآن بر تاریخ مندی آن

 از دیدگاه ابوزید، متون دینی، متونی زبانی هستند که شأن آنها همانند شان هر متن دیگری در فرهنگ است و خاستگاه الهی متون به این معنا نیست که مطالعه و تحلیل آنها محتاج روش های خاصی متناسب با ماهیت الهی آنها باشد.

بنابراین اگر متون دینی به حکم وابستگی آنها به زبان و فرهنگ در دوره تاریخی مشخصی (دوره شکل گیری و شکل دهی آنها) متونی بشری هستند، در نتیجه قطعا متونی تاریخی نیز هستند، به این معنا که دلالت این متون از نظام زبانی و فرهنگی خود، جدا نیست. از این زاویه، زبان و محیط فرهنگی متون، مرجع تفسیر و تاویل آنها به شمار می روند»(ابوزید، ۱۹۹۲-ب، ص۲۰۶).

به اعتقاد ابوزید مسئله­ خلق قرآن و تاریخ مندی آن از نظر مفهوم و روش، چنان به یکدیگر مرتبط هستند که به نتیجه رسیدن یکی از آن دو، به صورت منطقی موجب به نتیجه رسیدن دومی می شود. وی می نویسد:

مسئله­ خلق قرآن که معتزله آن را مطرح کرده اند، در تحلیل فلسفی به این معناست که وحی واقعه ای تاریخی است که در ارتباط دو طرفه­ خدا و انسان یا ارتباط وجود مطلق و محدود، مربوط به بعد انسانی آن می شود. وحی در این معنا، محقق ساختن مصالح انسان بر روی زمین است؛ زیرا خطابی برای انسان به زبان اوست» (ابوزید، ۱۹۹۵م، ص ۳۳).

 

۱ – ۳. انتقاد از مخالفان خلق قرآن و تاریخ مندی آن

 ابوزید در این مقالات از افرادی که نظریه­ خلق قرآن را کفرآمیز می دانند، به شدت انتقاد کرده است (ر.ک: ابوزید، ۱۹۹۵م، صص ۶۷-۶۸) و انتقادات مطرح شده به مفهوم تاریخ مندی قرآن را، از سوی کسانی می داند که تصوری اسطوره ای از زبان دارند که رابطه­ میان لفظ و معنا را از نوع تطابق» یا «اتحاد اسم و مسمی» می دانند، بدین معنا که رابطه­ بین لفظ و معنا، رابطه ای ذاتی، جوهری و ضروری است (ر.ک: ابوزید، ۱۹۹۵م، صص ۷۶-۷۷).

اما در نقطه­ مقابل، برخی این رابطه­ ضروری را رد می کنند؛ به طور مثال جاحظ رابطه­ میان لفظ و معنی را همانند رابطه­ میان جسد و روح می داند، یا مثلا معتزله این رابطه را از نوع مواضعه»، «اتفاق» یا اصطلاح» می دانند.

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۶

جرجانی نیز بر این عقیده است که الفاظ به طور ذاتی بر معانی دلالت نمی کنند، بلکه دلالت آن ها بر مبنای «اتفاق» است. از دیدگاه سوسور هم رابطه­ میان دال و مدلول، رابطه­ «اصطلاح» است(ر.ک: ابوزید، ۱۹۹۵م، صص ۷۷-۷۹)

علمای اصول این سه لفظ را برای یک معنا به کار برده اند و آن اینکه: دلالت لفظ بر معنا قراردادی است. یعنی رابطه میان لفظ و معنا، ناشی از وضع واضع است. بدین صورت که واضع، لفظ معینی را به معنای خاصی اختصاص داده است و در نتیجه این تخصیص، الفاظ، رابطه­ خاصی با آن معانی به دست آورده اند(ر.ک: مظفر، ۱۳۸۸ش، صص ۳۶-۳۸، صدر، ۱۴۱۷ش، ج ۱، ص ۸۳؛ سبحانی، ۱۴۲۰ش، ج ۱، ص ۱۶).

 

۱ – ۴. نقد مواجهه ابوزید با نظریه­ خلق قرآن

بر اساس آنچه گذشت، یکی از مهم ترین مبانی ابوزید برای اثبات تاریخ مندی قرآن، نظریه خلق قرآن است، اما این دیدگاه ابوزید از دو جهت قابل نقد است:

۱) معتزله نظریه­ خلق قرآن را در تقابل با قدم قرآن، که لازمه­ آن اعتقاد به وجود دو قدیم است و با وحدانیت خداوند تعارض دارد، مطرح کرده اند (ر.ک: جار الله، ۱۹۷۴م، ص ۷۸؛ ولفسن، ۱۳۶۸، ص ۲۸۵).

بنابر این نگاه آنها به نظریه­ خلق قرآن نگاهی کاملا کلامی و اعتقادی و در راستای تنزیه ذات الهی است. اما ابوزید بدون توجه به دغدغه های معتزله در تنزیه ذات الهی، از نظریه­ خلق قرآن صرفا برای اثبات تاریخ مندی قرآن بهره می گیرد، که این برداشت از خلق قرآن در هیچ یک از آثار معتزله به چشم نمی خورد.

البته ابوزید خود به این نکته اذعان دارد که معتزله از خلق قرآن، تاریخ مندی آن را نتیجه نگرفته اند، اما در عین حال می گوید:

هنگامی که در تحلیل فلسفی وحی، به سوی غایت آن پیش می رویم – غایتی که معتزله بدان نرسیده اند – به این نکته می رسیم که خطاب الهی، خطابی تاریخی است، در نتیجه معنای آن جز از طریق تأویل انسانی محقق نمی شود که تأویل انسانی نیز متضمن معنایی جوهری و ثابت برای وحی نیست» (ابوزید، ۱۹۹۵م، ص ۳۳).

 بنابراین، این ابوزید است که میان اعتقاد به خلق قرآن و تاریخ مندی آن، ملازمه برقرار می کند، در حالی که معتزله قائل به چنین ملازمه ای نبودند

۲) علاوه بر این، خود این ملازمه هم قابل نقد است و با اندکی تأمل، می توان دریافت که هیچ گونه پیوستگی ذاتی میان اعتقاد به خلق قرآن و تاریخ مندی آن وجود ندارد. زیرا در صورت

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۷

پذیرش چنین پیوستگی ای، باید هر آنچه را که مخلوق است لزوم تاریخ مند هم بدانیم؛ مثلا درباره­ کره­ زمین از آن حیث که مخلوق است، بتوانیم ادعا کنیم که در آفرینش خود متأثر از شرایط زمانه و متناسب با ویژگی های جسمی و روحی انسان های اولیه بوده، و لذا برای دیگر انسانها مناسب زندگی نیست، که چنین ادعایی قابل پذیرش نیست.

لذا در کلام شیعه علیرغم پذیرش حدوث کلام الهی، تاریخ مندی مورد نظر ابوزید، انکار شده است. اهل بیت در مواردی اصحاب خود را از جدال درباره­ قدم یا خلق قرآن باز داشته اند و در مواردی دیگر به صراحت دیدگاه خود را بیان داشته و قرآن را حادث نامیده اند. به طور مثال ابوبصیر در ضمن سؤالاتی که درباره­ صفات الهی از امام صادق می پرسد، بیان می دارد که:

«قلم ربی الله متکا؟» (آیا خداوند از ازل متکلم بوده است؟) و امام در اسلام در پاسخ او می فرماید:

«إثر الکلام صفه محدثه لیست بألنیه کان الله وکل و لا تکلیم (کلام صفتی حادث و غیر ازلی است، خداوند از ازل بود، بدون آن که متکلم باشد) (کلینی، ۱۴۰۷ق، ج۱، ص۱۰۷).

 امام هادی (ع) نیز برای یکی از شیعیان بغداد نوشتند که:

خدا ما و تو را از فتنه محفوظ دارد که اگر چنین کند، نعمت بزرگی عطا نموده وگرنه، هلاکت است. به نظر ما جدال درباره­ قرآن بدعتی است که سؤال کننده و جواب دهنده در آن شریکند؛ زیرا سوال کننده در پی چیزی است که سزاوار او نیست، و جواب دهنده نیز درباره­ چیزی که به عهده­ او نیست به تکلف می افتد. خالق جز خدا نیست و به جز او همه مخلوقند. قرآن نیز کلام خداست، از پیش خود اسمی برای آن قرار مده که از گمراهان خواهی گشت» (ابن بابویه، ۱۳۹۸ق، ص۴۶).

شیخ مفید با در نظر گرفتن مجموع این روایات، می گوید:

قرآن کلام خدا و وحی اوست و همان طور که خداوند متعال آن را وصف نموده محدث است، و از اطلاق لفظ مخلوق بر آن خودداری می کنم، و همه­ امامیه جز اندکی از آنان بر همین رأی هستند.» (مفید، ۱۴۱۴،ص ۵۳).

علامه مجلسی نیز دیدگاه امامیه درباره­ حدوث کلام الهی را گزارش می کند (مجلسی، ۱۹۰۳ق، ج ۴، ص ۱۵۰). با این حال هیچ یک از علمای شیعه، نه تنها لازمه­ حدوث کلام الهی را تاریخ مندی آن نمی دانند، بلکه قرآن را فراعصری و برخاسته از نیازهای مشترک انسانی در طول تاریخ می دانند(طباطبایی، ۱۳۸۷ش، ص۴۰؛ مطهری، ۱۳۸۱ش، ج۲۱، ص ۳۸۸؛ مصباح

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن  صفحه ۸

یزدی، ۱۳۹۰ش، ج ۲، ص ۲۷۵؛ جوادی آملی، ۱۳۷۹ش، صص۹۰-۹۱؛ سبحانی، ۱۳۷۷ش، ص ۲۵؛ نصر، ۱۳۸۲ش، ص۸۳). بنابراین لازمه­ قول به حدوث قرآن، تاریخمند بودن و متأثر بودن آن از فرهنگ زمانه اش نیست، بلکه این چیزی است که ابوزید بر آن بار می کند و اصالت ندارد.

 

٢. بهره گیری ابوزید از نظریه های هرمنوتیکی

 ابوزید از ۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰م به کمک بورسیه ای از بنیاد فورد برای فرصت مطالعاتی به دانشگاه پنسیلوانیا در فیلادلفیای آمریکا رفت(Abu zaid, 2001, PP. 110-111). در این دوره بود که ابوزید با آراء نظریه پردازان غربی در زمینه­ هرمنوتیک و زبان شناسی آشنایی پیدا کرد(Abu zaid, 2001, PP. 114-115).

وی پس از بازگشت از آمریکا، در مقالاتی به تحلیل و تبیین مطالعات خود در آمریکا پرداخت که از مهم ترین آنها، مقاله­ الهرمنیوطیقا و معضله تفسیر النص» است که در آن ابوزید به گسترش هرمنوتیک غربی نظر دارد (ابوزید، ۱۹۹۲م -الف، ص ۷)

در این مقاله ابوزید به مطالعه ای تطبیقی میان فهم قرآن مبتنی بر دلایل تاریخی و لغوی التفسیر بالمأثور)، و فهم قرآن مبتنی بر دیدگاه های مفسر (التفسیر بالرأی یا تأویل) می پردازد.

به نظر ابوزید هر دوی این گرایش ها در پی پاسخ به این سؤال هستند که چگونه می توان به معنی عینی متن قرآن پی برد؟ و آیا اساسا با وجود محدودیت های انسان، دستیابی به مقصود الهی به شکل کامل و مطلق آن امکان پذیر است؟ پاسخ طرفداران «التفسیر بالمأثور» به این سؤال، امکان فهم عینی متن قرآن برای انسان، و پاسخ طرفداران «التفسیر بالرأى» یا «تأویل» عدم امکان فهم عینی متن قرآن برای انسان است (ر.ک: ابوزید، ۱۹۹۲م -الف، صص ۱۵-۱۶).

ابوزید سپس این سؤال را مطرح می کند که اگر مطابق با دیدگاه دوم امکان فهم عینی متن قرآن وجود ندارد، پس برای فهم مثلث «المؤلف / النص/ الناقد» یا «القصد النص/ التفسیر» ابوزید، ۱۹۹۲م -الف، ص۱۶) چه باید کرد؟

برای پاسخ به این سؤال، ابوزید به بررسی آراء نظریه پردازان غربی درباره­ی هرمنوتیک می پردازد و از میان آنها، نظریه­ی هرمنوتیکی گادامر و هیرش را بر می گزیند.

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۹

۲ – ۱. تأثیر پذیری ابوزید از هرمنوتیک گادامر

از دیدگاه گادامر متن ادبی ابزاری ثابت میان نویسنده و گیرنده متن است و فرایند فهم آن هماهنگ با تغییر دیدها و تجربه ها تغییر می کند (ابوزید، ۱۹۹۲م -الف، ص ۴۳). بنابراین وی، هیچ جایگاهی برای مؤلف و قصد او در چارچوب فهم قائل نیست. گادامر رسالت هرمنوتیک متن را درک دنیای ذهنی مؤلف نمی داند، بلکه بر مواجهه­ مفسر با متن و درک معنای آن بدون توجه به ذهنیت و تلقى خاص نویسنده اثر تأکید دارد. از نظر او، مؤلف و مخاطبان نخستین متن، نمی توانند افق معنایی متن را محدود کنند(Gadamer, 1989, P. 395)

 از نظر گادامر، مؤلف یکی از مفسران متن است که تفسیر و فهم او از متن، هیچ رجحانی بر دیگر تفسیرها ندارد. اینجاست که می توان تأثیر پذیری ابوزید از آراء گادامر را به وضوح مشاهده نمود و جملات او در مورد فهم پیامبر اکرم را در آن از قرآن را درک کرد

اساسا متن از نخستین لحظه­ نزول، یعنی با قرائت پیامبر از آن در لحظه­ نزول وحی، از متنی الهی به متنی انسانی تبدیل شد… فهم پیامبر از متن، نخستین مراحل از فرایند برخورد عقل بشری با متن را نشان می دهد و نباید مانند گفتمان دینی گمان کرد که فهم پیامبر از متین با معنای ذاتی نص – بر فرض وجود چنین دلالتی – برابر است، زیرا چنین گمانی به نوعی شرک منجر می شود، چرا که قصد الهی و فهم انسانی از این قصد را – هرچند فهم پیامبر باشد – یکسان می گیرد و مطلق و نسبی و ثابت و متغیر را در یک کفه می گذارد. این گمان به الوهیت پیامبر منتهی می گردد و با تقدیس او، حقیقت بشر بودن پیامبر را نادیده می انگارد» (ابوزید، ۱۹۹۲م – ب، ص۱۲۶).

   

۲ – ۲ . تأثیرپذیری ابوزید از هرمنوتیک هیرش

 نویسنده­ دیگری که ابوزید به دیدگاه او گرایش پیدا می کند، هیرش است که میان معنای ثابت (المعنى) و معنای متغیر (المغزی) یک متن تفاوت می گذارد و معتقد است که مغزای یک نص ادبی متفاوت است، اما معنای آن همیشه ثابت خواهد بود. از دیدگاه وی، «معنای ثابت» همان

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۱۰

معنایی است که از طریق تحلیل متن، دستیابی به آن ممکن است، اما معنای متغیر یا مغزاه مبتنی بر نوع رابطه­ متن و خواننده­ آن تعریف می شود (ر.ک: ابوزید، ۱۹۹۲م -الف، صص ۴۸-۴۹).

ابوزید بر مبنای این ایده­ هیرش، میان معنا و مغزا تفاوت قائل شد، البته ابوزید در موارد دیگر با هیرش همراهی نکرد، زیرا هیرش از افرادی است که به شدت از عینی گرایی تفسیری دفاع کرده و قائل به این است که معنای متن بر محور قصد و نیت متکلم رقم می خورد. وی فرق میان معنا و مغزا را دو چیز می داند:

اولا: «معنا» جنبه ای تاریخی دارد، یعنی نمی توان بدان دست یافت مگر با شناخت دقیق بافت زبانی درون متنی و بافت فرهنگی اجتماعی برون متنی، اما «مغزا» – هرچند از معنا جدا نیست، بلکه به آن وابسته است و از آن نشات می گیرد – جنبه ای معاصر دارد، به این مفهوم که محصول قرائت عصری، غیر از عصر نص است. ثانیا: معنا به مقدار قابل ملاحظه ای از ثبات نسبی برخوردار است، اما مغزا بسته به تغییر افق های قرائت، جنبه­ای متحرک دارد» (ابوزید، ۱۹۹۲م -ب، ص ۲۲۱).

ابوزید بر مبنای تفاوت میان معنا و مغزا، به اظهار نظر درباره­ برخی از مسائل قرآنی می پردازد. مثلا درباره­ «ارث دختران» می نویسد:

در مسئله­ «ارث دختران»، بلکه در مسئله­ «زن» به طور عام، می بینیم که اسلام نصف حق مرد را به زن داد، آن هم در شرایطی که به کلی از حقوقش دور نگه داشته شده بود. در واقعیت اجتماعی- اقتصادی آن زمان، زن به عنوان موجودی بی ارزش در پس تبعیت کامل و ملکیت تام برای مرد – یعنی پادر و سپس همسرش – شناخته می شد. در چنین شرایطی رویکرد وحی کاملا روشن است و پذیرفته نیست که اجتهاد در حدودی که وحی در آن توقف کرده، بماند. در غیر این صورت، ادعای صلاحیت دین برای همه زمان ها و مکان ها از اساس طرد می شود و شکاف میان واقعیت متحرک متحول و میان خصوصی که گفتمان دینی معاصر به آنها تمسک می جوید، افزایش می یابد» (ابوزید، ۱۹۹۲م-ب، ص ۱۳۵).

 وی در بیان دیگری می نویسد:

در مسئله­ ارث نیز اختلافی پیرامون معانی نیست، زیرا روابط متعصبانه­ پدرسالارانه، معیار تقسیم ارث محسوب می شد… اما معانی که نصوص بر آنها دلالت دارند، تمام قضیه نیست، زیرا طبیعی است که حرکت تشریعی

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۱۱

نص، نباید اصطکاکی با عرفها، تقالید و ارزش هایی که محورهای اساسی بافت فرهنگی اجتماعی هستند، داشته باشد» (ابوزید، ۱۹۹۲م -ب، ص ۲۲۳)

 

۲ – ۳. نقد مواجهه ابوزید با نظریه های هرمنوتیکی

بر اساس آن چه گذشت مهم ترین دستاورد هرمنوتیک غربی برای ابوزید، تأکید بر نقش مفسر یا خواننده به تأسی از گادامر، و تفاوت قائل شدن میان معنا و مغزا تحت تأثیر هیرش است. اما باید توجه نمود که نقدها و اشکالات متعددی بر این بحث ابوزید وارد است که در ادامه بیان می شوند:

۱) ادعای گادامر درباره­ عدم امکان فهم عینی، خلاف عقل و سیره­ عقلاست، و سبب انسداد باب تفهیم و تفاهم میان انسان ها می شود. عقلا وقتی کلامی می گویند یا مطلبی می نویسند به این معناست که امکان فهم مقصود خود را برای مخاطبان مفروض انگاشته اند؛ مخاطبان نیز به هنگام استماع سخنان یا مطالعه­ آثار آنان، در پی فهم مقصود و معنای مورد نظر ایشان هستند. به راستی اگر امکان فهم عینی وجود ندارد، پس چرا گادامر به تألیف کتاب می پردازد؟ آیا در صورت مردود دانستن امکان فهم عینی، تألیف کتاب و آثار علمی، کاری عبث و بیهوده نیست؟

۲) لازمه­ ادعای گادامر، عدم امکان فهم مشترک برای انسان ها یا فهم ثابت برای یک انسان در موقعیت های مختلف است. چون قطعا در پیش فرض ها به مرور زمان تغییر حاصل خواهد شد؛ در حالی که در بسیاری از مسائل نه برای یک فرد و دو فرد و افراد معاصر، بلکه در طی قرن های متوالی می بینیم که رأی و نظر مشترکی وجود دارد و این مسئله به خصوص در برداشت از متون اسلامی آشکار است که همه در اصول مشتر کند؛ با اینکه چهارده قرن از زمان متون اصلی می گذرد. آیا می توان گفت که در طی این قرون هیچ پیش فرضی تغییر نیافته و سنت و موقعیت های اجتماعی نیز به نحو ثابت و ماندگار باقی بوده است؟ (ر.ک: عرب صالحی، ۱۳۹۱ش، صص ۱۳۱-۱۳۲)

۳) بهره ای که ابوزید از هرمنوتیک گادامر می برد آن است که فهم برتری وجود ندارد حتی اگر فهم پیامبر باشد، بلکه هر چه هست فهم متفاوت است.

به نظر می رسد این دیدگاه ابوزید بر مبانی و پیش فرض های کلامی نادرستی استوار است. زیرا قرآن از یک سو، هدف از نزول خود را هدایت انسان ها بیان می کند: «هدی للناس …» (بقره: ۱۸۵) و از سوی دیگر پیامبر را دارای مقام عصمت می داند: «ما ضل صاحبکم و ما غوى و ما ینطق عن الهوى إن هو إلا وحی یوحى» (نجم: ۲- ۴) و نیز (واقعه: ۷۷-۷۹ء أحزاب: ۳۳)؛ حال اگر هیچ فهمی – حتى فهم پیامبر – را مطابق

 


بررسی و نقد مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم  صفحه ۱۲

با دلالت ذاتی نص قرآن ندانیم، پس اساسا قرآن برای چه نازل شده است؟ آیا واقعا در فضایی که ابوزید ترسیم می کند، امکان بهره مندی از هدایت قرآن وجود دارد؟!

علاوه بر این، علم پیامبر به وحی، از جنس علم حضوری (لدنی) است و نه علم حصولی (ر.ک: نمل: ۶) تا بگوییم پیش فرض های او در فهم وحی دخالت داشته است و فهم او را در ردیف فهم های بشری قرار داده است. در روایتی نبوی نیز آمده است: «لی مع الله وقت، لا یسعنی ملک مقرب و لا نبی مرسل» (مجلسی، ۱۴۰۳ق، ج ۷۹، ص۲۴۳).

توضیح آنکه در علم حضوری، علم، خود معلوم است، نه مفهوم و صورتی ذهنی از معلوم؛ و چون علم و معلوم یک چیز هستند، در چنین علمی خطا معنا ندارد، زیرا خطا در مقابل حقیقت، به معنای عدم مطابقت علم با واقع معلوم است و در جایی قابل فرض است که علم و معلوم دو چیز باشند. اما در صورتی که علم و معلوم یکی باشند، فرض عدم مطابقت علم با معلوم، فرض عدم مطابقت چیزی با خودش است که معنا ندارد (ر.ک: مصباح یزدی، ۱۳۷۰ش، ج ۱، ص ۲۴۷).

بنابراین یکی از ویژگی های مهم علم حضوری خطا ناپذیر بودن این گونه علوم است (طباطبایی، ۱۳۷۴ش، ج ۲، ص ۳۸؛ مصباح یزدی، ۱۳۷۰ش، ج ۱، ص ۱۷۵).

 ابوزید متأثر از گادامر فهم عینی را رد کرده، و از تأثیر افق فکری و فرهنگی خواننده در فهم متن صحبت می کند (ر.ک: ابوزید، ۱۳۸۹ش، ص ۳۹۷) و به کثرت گرایی» [التعددیه ] و دموکراسی» [الدیمقراطیه ] تشویق می نماید (ابوزید، ۱۹۹۵م، ص ۶۴) و از نمونه های این «کثرت گرایی» را اعتقاد به امکان وجود فهم های متعدد می داند (ابوزید، ۱۳۸۹ش، ص۲۹۹).

اما ابوزید در نوشته های خود این حرف را نادیده گرفته و به راحتی دیگر افراد را به سوء نیت و سوء فهم متهم می کند، در هیچ موردی تلقی رایج دینی را نمی پذیرد و حتی آن را به عنوان گونه­ دیگری از فهم در دایرهی تکثر فهم ها قرار نمی دهد.

 ۵) با پذیرش هرمنوتیک گادامر، امکان داوری میان فهم های مختلف مسدود می شود؛ ابوزید برای رفع این مشکل، اصطلاحات هیرش را به نفع ادعای خود تفسیر می کند، و میان معنای ثابت و معنای متغیر یک متن تفاوت می گذارد. این در حالی است که در نظریه­ هرمنوتیکی هیرش قصد مؤلف نقش اصلی را دارد و استقلال معنای متن از مؤلف سخنی نادرست است و در نتیجه، معنای متن امری مشخص است (Hirsch, 1967, PP. 27- 28, 140, 173) و این درست در برابر تکثر، نسبی گرایی و تاریخ مندی معنا قرار می گیرد.

 


برای دریافت نسخه کامل این مقاله، از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.

 


مقالات مشابه با موضوع نصر حامد ابوزید و تاریخ مندی قرآن (برای دانلود روی عنوان مقالات کلیک نمایید):

بررسی مشابهات لفظی قرآن کریم براساس رویکرد تاریخ ادبی هرمنوتیک

معنای متن در قرآن پژوهی نصر حامد ابوزید و نظریه هرمنوتیک هرش

هرمنوتیک و نقش آن در کشف شبکه معنایی آیات قرآن کریم

ارزیابی نظریه زبان‌ شناختی نصر حامد ابوزید درباره قرآن

هرمنوتیک مدرن و نظریه تفسیری شهید مطهری

رویکرد ابوزید بر سنت و حجیت آن

 

انتهای پیام مقاله: نقد و بررسی مبانی نصر حامد ابوزید در اثبات تاریخ مندی قرآن کریم