نقد رویکرد سید قطب به عامل شخصیت‌ بخش سوره‌ های قرآن


نقد رویکرد سید قطب به عامل شخصیت‌ بخش سوره‌ های قرآن-در حال بارگذاری
۲۸ خرداد ۱۳۹۷
PDF
600 K
17
رایگان

عنوان مقاله: نقد رویکرد سید قطب به عامل شخصیت‌ بخش سوره‌ های قرآن

.
نویسندگان: حامد معرفت ؛ علی راد

.

سال انتشار: ۱۳۹۶   سطح مقاله: علمی پژوهشی

.
چکیده

یکی از مباحث مهم در زمینه شناخت سوره‌ های قرآن، شخصیت مستقل آنهاست؛ بدان معنا که از لحاظ درونی کاملاً منسجم و از لحاظ بیرونی متمایز از دیگر سوره‌ هاست. شاید بتوان گفت سید قطب اولین مفسری است که در این زمینه تلاش درخور توجهی به انجام رسانده و توانسته است شخصیت منسجم و متمایز هر سوره را تا حدودی نمایان سازد، اما در متن‌کاوی عبارات وی مشخص شد که تلاش وی از ضعف‌هایی نیز برخوردار است؛ چه آنکه مشخص نکرده است محور شخصیت‌ بخش سوره از چه سنخی باید باشد. به همین دلیل گاه تلاش می‌کند شخصیت سوره را بر اساس موضوعی محوری سامان دهد، گاه بر اساس غرضی خاص، و گاه نیز بر مدار روش بیانی ویژه. این چندگانگی باعث شده که در برخی موارد در تبیین شخصیت از سوره‌ها، دچار اضطراب شده و نتیجه محصلی را در اختیار خواننده قرار ندهد.

از تحلیل کلی اندیشه و عملکرد سید قطب می‌توان نتیجه گرفت که عامل حقیقی در تکوین شخصیت خاص سوره‌ ها، غرض آنها می‌باشد، نه موضوع و نه سبک بیانی؛ زیرا زمانی که سید قطب سعی می‌کند شخصیت سوره را بر مدار یک موضوع سامان دهد، غالباً دچار کلی‌ گویی و پراکنده‌ گویی شده و نمی‌تواند انسجام سوره را به نیکی نمایان سازد، اما زمانی که تلاش می‌کند شخصیت سوره را بر مدار غرض خاص سوره شکل دهد، در غالب موارد، مقرون به توفیق می‌گردد. ادله دیگری نیز نقش یگانه غرض در شخصیت‌ بخشی به سوره را تقویت می‌نماید.

کلیدواژه‌ها: سید قطب؛ شخصیت سوره؛ وحدت موضوعی؛ انسجام؛ غرض؛ شیوه بیانی

.

عنوان مقاله [English]

Critique of Sayyid Quṭb’s Approach to the Character-Bestowing Factors of the Qur’an’s Sūras

 

چکیده [English]

One of the significant discourses in knowledge about the Sūras of the Qur’an is their independent character; that is to say inwardly they are quite coherent and outwardly distinguished from other Sūras. Perhaps it can be said that Sayyid Quṭb is the first interpreter who has made considerable attempts and has been able to somehow bring into view the coherent and distinguished character of each Sūra. However, searching into his phrasings revealed that his attempts have had some weaknesses, too; as he has not specified of what type should the character-bestowing basis of the Sūra be.

For this reason, he sometimes tries to organize the character of the Sūra on a topical basis, sometimes on a specific purpose, and sometimes on a specific method of expression. This multiplicity has caused him in some cases to be confused in specifying characters for the Sūra and fail to prove the readers with a definite result.

It can be concluded from an overall analysis of Sayyid Quṭb’s thought and performance that the true factor in development of the specific character of the Sūras is their purpose and not their topic or style of expression; because when Sayyid Quṭb tries to organize the character of a Sūra on the basis of a topic, he mostly involves in speaking in general terms and fails to properly reveal the coherence of the Sūra. However, when he tries to form the character of the Sūra on the basis of a specific purpose, he most often manages to do so. The unique role of purpose in bestowing character to the Sūra is reinforced by some other evidences, too.