نقد قرینه بودن سنت برای فهم قرآن


نقد قرینه بودن سنت برای فهم قرآن-در حال بارگذاری
۲۸ خرداد ۱۳۹۷
PDF
500 K
23
رایگان

عنوان مقاله: نقد قرینه بودن سنت برای فهم قرآن

.
نویسندگان: فرج الله میرعرب ؛ سیدمحمدرضا صفوی

.

سال انتشار: ۱۳۹۶   سطح مقاله: علمی پژوهشی

.

چکیده

رابطه قرآن و سنت از مباحث مهم علوم قرآن است. بعضی در عین باطل دانستن نظریه قرآن‌ بسندگی، معتقدند قرآن در بیان مراد خود کاستی ندارد و نیازمند غیر، ازجمله سنت نیست. در مقابل، گروهی سنت را قرینه‌ای برای فهم قرآن و درک مراد آن دانسته‌اند. اینان راه نشان­ دادن، بیان جزئیات و مصادیق، جری و تطبیق و تأویلات معصومان را که شأن تعیین شده برای آنان از سوی خداوند است، تفسیر خوانده‌اند.

ناقدان این نظر پرسیده‌اند که اگر بنا بود قرآن نیازمند غیر برای ارائه مراد خود باشد، متشابهات قرآن اولویت داشتند، ولی خدای متعال راه فهم متشابهات را رجوع به محکمات خود قرآن قرار داده، نه سنت. همچنین براساس سنت قطعی، قرآن حاکم بر سنت است و میزان و معیار در صحت انتساب آن، پس چگونه نیازمند به سنت که محکوم آن است، باشد؟ صاحب این نظر به قرآن بسنده نمی‌کند و از جایگاه سنت در منظومه تعالیم اسلامی غافل نیست؛ زیرا قرآن به‌ صراحت سخن پیامبر را وحی، یعنی حجت خوانده است، ولی این اعتقاد نه­تنها دلیل نیازمندی قرآن به سنت نیست، که اثر عکس دارد.

این پژوهشِ تحلیلی توصیفی با هدف نشان دادن قابل خدشه بودن نظریات ارائه شده در متون آموزشی در مورد تفسیر قرآن انجام شده و تلاشش براین است که اثبات کند آنچه در قرآن بیان نشده، طبق برنامه بوده و سنت در طول قرآن، ارائه‌کننده آن چیزی است که قرآن بر عهده ­اش گذاشته است و تنها در صورت روشن بودن مرادات قرآن، سنت پشتوانه مشروعیت خواهد داشت.

کلیدواژه‌ها: قرآن؛ سنت؛ فهم قرآن؛ تفسیر

.

عنوان مقاله [English]

Critique of the Evidentiality of Tradition for Understanding the Qur’an

.

چکیده [English]

The relation between the Qur’an and tradition (sunna) is among the most important discourses in Qur’an sciences. While considering the theory of sufficiency of the Qur’an as invalid, some believe that the Qur’an is not short of stating its intention and does not need others, including the tradition. In contrast, some others have considered tradition an evidence for understanding the Qur’an.

They have considered the way of showing and stating the details and the referents, and the applicability and comparison and ta’wīls by the infallibles, which is the status set by Allah for them, as interpretation. The critics of this theory have asked that if the Qur’an was supposed to need others for stating its intention, the ambiguous verses (mutishābihāt) were prior, but the Exalted Allah has maintained the way to understand the ambiguous verses to be referring to the unequivocal verses (muḥkamāt) and not the tradition.

Similarly, according to an indisputable tradition, the Qur’an governs tradition and the criteria for its soundness; then, how is it in need of tradition which is governed by it? The provider of this theory does not content himself with the Qur’an and is not ignorant of the status of tradition in the collection of Islamic teachings; because the Qur’an has explicitly called the words of the Prophet (S.A.W.) as Revelation, i.e., authority.

However, this belief is not only not a reason for the Qur’an’s need for tradition, but it is the other way round. This analytical-descriptive research aims at showing the violability of the theories presented in educational texts on the interpretation of the Qur’an and tried to prove that what is not stated in the Qur’an has been pre-planned and tradition, along the Qur’an, provides what the Qur’an has assigned it to and tradition supports legitimacy only when the Qur’an’s intentions are clear.

کلیدواژه‌ها [English]

“quran”, “sonat”, the meaning of quran