کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن-در حال بارگذاری
۱۴ بهمن ۱۳۹۸
PDF
400 KB
25 صفحه
رایگان

معرفی اجمالی مقاله: کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن ؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی؛ سال انتشار: ۱۳۹۸؛ نویسندگان: داود سلمان پور؛ مهدی مهریزی؛ سید محمدعلی ایازی؛ موضوع: کرامت ذاتی انسان ؛ تعداد صفحات: ۲۵؛ فرمت فایل: PDF؛ مرجع دانلود: معارف نت | پایگاه مقالات علوم قرآن و حدیث ؛ حوزه تخصصی مقاله: علوم قرآن و حدیث ؛ واژگان کلیدی: قرآن کریم | کرامت انسان | کرامت ذاتی | کرامت اکتسابی

 

عنوان کامل مقاله: کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن

    

مشخصات مقاله کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم:

عنوان مجله: مطالعات قرآن و حدیث؛ دوره ۱۳، شماره ۱، سال انتشار: ۱۳۹۸، صفحات: ۲۱۹- ۲۴۲؛ نویسندگان: داود سلمان پور؛ مهدی مهریزی؛ سید محمدعلی ایازی؛ سطح مقاله: علمی پژوهشی.

نحوه ارجاع به این مقاله: سلمان پور، داود و همکاران، «کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن»، مطالعات قرآن و حدیث، پاییز و زمستان ۱۳۹۸، شماره ۱، صفحه ۲۱۹- ۲۴۲

مشخصات نویسندگان: ۱. داود سلمان پور: دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی تهران ۲. مهدی مهریزی: دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی تهران ۳. سید محمدعلی ایازی: استادیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه آزاد اسلامی تهران


متن مقاله: 

صفحه ۲۱۹

کرامت ذاتی انسان در قرآن

کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۰

۱. طرح مسئله

قرآن کریم، نسخه کامل و صورت جامع معرفی و هدایت انسان است. از منظر قرآن، انسان، موجودی مرکب از ماده و معنا است که جسم خاکی او از عالم ماده و روح او نشأت گرفته از روح خدا است.

انسان در یک تصویر، خداوند کرامتی به او داده (اسرا: ۷۰) تا خلیفه او بر زمین باشد (بقره: ۳۰) و آسمانها و زمین، مسخر او (جاثیه: ۱۳). اما خارج از این تصویر، انسان، موجودی است آفریده شده از خاک (غافر: ۹۷) و گل (سجده: ۷) که ناتوان خلق شده (روم: ۵۴ نساء: ۲۸)، ستمکار و نادان (احزاب: ۷۲)، ناسپاس (یونس: ۱۲ و ۲۳؛ اسراء: ۹۷)، حریص (معارج: ۱۹) و همانند چهار پایان و البته پست تر از چهار پایان (اعراف: ۱۷۹)

قرآن کریم در کنار «تکریم» بنی آدم، از «تفضیل» آنان بر همه یا بسیاری از آفریده های دیگر، سخن گفته است: «و لقد کرمنا بنی آدم… و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا» (اسراء:۳۰)، درک مفهوم کرامت ذاتی انسان از این آیه و سایر آیات قرآن، موضوع محوری این پژوهش است؛ به این معنا که اگر انسان، کرامت ذاتی دارد، چرا تعبیر برتری بر بسیاری از آفریده ها» بکار رفته است؟ و در این میان، فرشتگان چه جایگاهی دارد؟

همچنین اگر انسان کرامت دارد، چه نسبت و رابطه ای با مسأله جهاد ابتدایی، ارتداد، نجس دانستن مشرکین و کفار، و اوصاف دوگانه انسان دارد؟

لذا مسأله آن است که: مفهوم ارزش، برتری و کرامت ذاتی انسان چیست؟ وضعیت متغیر انسان در آیات قرآن، چگونه می تواند کرامت ذاتی انسان را نشان دهد؟ چالش های کرامت ذاتی انسان چیست؟

نوشتار حاضر در نظر دارد با استفاده از قرآن و بر مبنای تفاسیر و آراء اندیشمندان، موضوع کرامت انسانی و چالش های فراروی آن را به عنوان مهمترین گفتمان امروز جهان معاصر، طرح و تبیین نماید.

ثمره تبیین این بحث، می تواند موقعیت و اعتبار انسان را به عنوان مخلوق برگزیده خداوند برای همگان روشن سازد و بسیاری از شبهات و اتهامات ناروایی را که از سوی بدخواهان به قرآن، نسبت داده می شود، از چهره آن بزداید و تصویری زیبا در جامعه بشری از آن به نمایش بگذارد.

 

پیشینه تحقیق

در خصوص پیشینه کرامت انسان در قرآن، آثاری مشتمل بر مقاله، کتاب و پایان نامه و از جمله در خلال تفاسیر قرآن آمده است. از میان مفسرین، طوسی، (بی تا) معتقد است تکریم انسان در آیه ۷۰ سوره اسراء از باب مبالغه در صفت است و همه انسانها از کرامت ذاتی برخوردار نیستند.

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۱

در اندیشه طبرسی (۱۳۷۲ش) نیز کرامت، نه برای همه انسان ها، بلکه برای گروهی از انسان ها (پیامبران) است. زمخشری (۱۹۰۷ق) نیز کرامت را ویژه مؤمنان می داند، علامه طباطبایی (۱۶۱۷ ق) از مفسرین معاصر، مراد از کرامت بنی آدم را کرامت نوع انسانی می داند که به نوعی منت گذاری همراه با تندی بر مشرکان است.

در میان مقالات ارائه شده، مرتضوی (ش۱۳۸۹) در مقاله امام خمینی، کرامت انسان و پرسش هایی چند نگاهی به مبانی فلسفی کرامت انسان)»، معتقد است که انسان هرگز کرامت ذاتی ندارد و کرامت او صرفا ناظر به قابلیت های بالقوه اوست.

ایازی (۱۳۸۹ش) در مقاله «کرامت انسان و آزادی در قرآن»، معتقد است تاج کرامت بر سر انسان است، مگر اینکه کسی کاری کند که در کرامت خود خللی وارد کند.

یدالله پور (۱۳۸۸ش) در مقاله «معناشناسی کرامت انسان در قرآن»، چنین نتیجه می گیرد که: اسلام، انسان را به عنوان خلیفه معرفی کرده که کرامتش ذاتی است به طوری که در میان نوع بشر در دارا بودن آن، تفاوتی نیست.

رضایی اصفهانی و صدیق حسین (۱۳۹۳ش) در مقاله «بررسی تطبیقی آیه کرامت» می گوید:

«در کرامت ذاتی، نوع بشر در تکوین از جهت آفرینش و داشتن استعدادهای ویژه از آن برخوردار است و در کرامت اکتسابی، انسان با تلاش و کوشش و اراده می تواند حتی از فرشتگان پیشی گیرد».

حسین زاده اصل و علمی (۱۳۹۵ش) در مقاله «بررسی مقایسه مسأله کرامت انسان در قرآن و کتاب مقدس عبری عهد عتیق)»، کرامت انسان را از منظر قرآن و کتاب مقدس عبری، بررسی مقایسه ای می کنند.

اسماعیلی و سیفی (۱۳۹۷ش) در مقاله «مؤلفه های کرامت ذاتی انسان در اندیشه علامه طباطبایی»، از مؤلفه هایی تحت عناوین مؤلفه های کرامت نام می برد.

در میان کتب تألیفی نیز جعفری(۱۳۹۱ش) در کتاب «انسان در افق قرآن»، اندیشه برتری انسان بر همه آفریده های خدا را صحیح نمی داند و معتقد است برتری اولاد آدم بر تعداد زیادی از موجودات بوده است نه همه آفریده ها، و هدف مطلق جهان هستی انسان نیست؛ زیرا موجودات شریف تر نمی توانند وسیله پست تر از خود قرار گیرند.

مصباح (۱۳۸۰ش) در کتاب نظریه حقوقی در اسلام»، معتقد است انسان به دلیل داشتن کرامت تکوینی، صاحب تکالیف سنگینی می شود که در صورت انجام ندادن، انسانیت از انسان ساقط می شود و از هر جنبندهای پست تر می شود.

جوادی آملی (۱۳۸۸ش) در کتاب حق و تکلیف در اسلام» می نویسد: «حفظ مقام انسانی و خلافت الهی با عدم پذیرش تعالیم دینی، قابل جمع نیست و کسی که به مقتضای خلافت الهی عمل نکند، کرامت و شرافتی برای او مطرح نیست».

حکیمی (۱۳۸۹ش) در کتاب الحیاه» می نویسد:

«انسان، هدف غایی خلقت و خلیفه خدا بر زمین است که شرط رسیدن به کرامت انسانی در گرو پایبندی به اصل اعتدال و تبعیت از

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۲

قوانین الهی است». امام موسی صدر (۱۳۹۴ش) نیز در کتاب «نسبت دین و انسان» در بحث کرامت انسان به بیان مبانی کرامت انسان، اشارتی مختصر دارد.

در بخش پایان نامه ها نیز بهروز (۱۳۸۸ش) در پایان نامه خود با عنوان کرامت انسان در قرآن کریم (ماهیت، مبانی، موانع)»، به بیان مبانی کرامت ذاتی انسان اشاره دارد.

نجات (۱۳۸۸ش) در پایان نامه خود با عنوان «مبانی و معیارهای فلسفی و قرآنی کرامت انسان از دیدگاه امام خمینی و شهید مطهری»، ضمن پرداختن به مفهوم کرامت ذاتی و اکتسابی، معیارهایی را برای کرامت انسان عنوان می کند.

بر مبنای آثار پیش گفته، آثار در چند محور، پیرامون کرامت سخن رانده اند:

برخی کاملا قائل به کرامت ذاتی انسانند و برخی قائل به کرامت اکتسابی، برخی نیز هردو. برخی با ذکر معناشناسی کرامت، به بیان مبانی و لوازم کرامت پرداخته اند. در برخی از نوشته ها نیز به بیان مدل تطبیقی مفهوم کرامت در قرآن و کتب مقدس سخن گفته اند.

اما در پژوهش حاضر، ضمن واکاوی مفهوم ارزش و کرامت انسان بر مبنای قرآن و اقوال اندیشمندان، سعی در بیان چالش های کرامت ذاتی انسان از نقش و رابطه جهاد، ارتداد، تعارض اوصاف دوگانه انسان سخن به میان آمده است، لذا ادعا این است که اگر چه پژوهش های گذشته، ارتباطی با پژوهش پیش رو دارند اما مدخلیتی در چالش های بیان شده کرامت ذاتی انسان ندارند.

 

۱- مفهوم کرامت

فراهیدی در کتاب العین، کرامت را به معنای نزاهت و پاکی از زشتی ها می داند و نقیض کرامت، ملامت است: «تکرم عین الشائنات ]، أی: تتره. المکرمانی: الکریم، نقیض الملامانی» (فراهیدی، ۱۶۰۹، ج۵، ص۳۹۸).

از نظر ابن منظور نیز، کرامت به معنای منزلت، بزرگی و نزاهت است و کریم، کسی است که جامع تمامی انواع خیر، شرف و فضائل باشد: «أکرم الرجل و گرمه: أعظمه و نهه . الکریم: الجامع لأنواع الخیر و الشرف و الفضائل » (ابن منظور، ۱۴۱۴، ج ۱۲، ص ۵۱۰).

ابن فارس، کرامت را به معنای شرافت نفسانی و یا اخلاقی می داند:

«کرم أصل صحیح له بابان: أحدهما شرف فی الشیء فی نفسه أو شرف فی خلق من الأخلاقق» (ابن فارس، ۱۴۰۴، ج ۵، ص ۱۷۲). و راغب آن را به معنای خوی و کردار ستوده و پسندیده می داند که بالفعل از او ظاهر گردد و هر چیزی که در مجموعه و نوع خود، شرافت پیدا کند موصوف به کرامت است:

«إذا وصف به الإنسان هو إسم للأخلاق و الأفعال المحمود التی تظهر منه و کل شیء شرف فی بابه فإنه یوصف بالکرم» (راغب اصفهانی، ۱۶۱۲، ص ۷۰۷).

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۳

در تفاوت شرافت و کرامت، گفته شده که اکثر استعمالات شرافت در برتری ها و امتیازات مادی است؛ از این رو، خدای سبحان به آن متصف نمی شود «و أما الشرافه: فأکثر استعماله فی علو و امتیاز مادی، و على هذا لا یقال إن الله تعالى شریف»(مصطفوی، ۱۳۸۸، ج ۱۰، ص ۴۶).

کرامت در مقابل هوان و حقارت می آید، چنانکه در قرآن کریم نیز هوان، در مقابل کرامت آمده است: «و من یهن الله فما له من مکرم» (حج:۱۸)؛ کسی که خدا، خوار و حقیرش کند، اکرام کننده ای ندارد.

بنا بر آنچه گفته شد وجه مشترک همه دیدگاه ها این است که نقطه مقابل کرامت ملامت، هوان و حقارت است. حال این سؤال پیش می آید که به راستی غرض خداوند از این تکریم و از این تحقیر چیست؟ انسانی که حقیر است چگونه مصداق «کرمنا بنی آدم» و «و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا» (اسرا:۷۰) می شود؟! 

 

٢- منشأ کرامت انسان

سخن از کرامت به طور خاص، در آیه ۷۰ سوره مبارکه اسراء با عبارات چهارگانه: «لقد کرمنا»، «و حملناهم»، «و رزقناهم من الطیبات» و «و فضلناهم على کثیر ممن خلقنا تفضیلا» ذکر شده است.

در این عبارات، انسان به عنوان موجودی برتر از بسیاری از مخلوقات و دارای والاترین مرتبه کرامت و برخوردار از تمامی پاکی ها و خوبی ها توصیف شده است.

حال این کرامت انسان، چگونه معنا می شود؟ آیا نعمت عقل، مایه کرامت است؟ یا نعمت های مادی دیگر، یا تمام اوصافی که انسان به بهترین و زیباترین شکل در ضمن تعبیر های گوناگون بدان ستایش شده است؟ مانند:

  • زیباترین صورت: «وَصَوَّرَکُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکُمْ» (تغابن: ۳)

  • نیکوترین اندازه: «لقد خلقنا الإنسان فی أحسن تقویم» (تین: ۴)
  • بهترین آفریده خدا: «ثم أنشأناه خلقا آخر فتبارک الله أحسن الخالقین» (مؤمنون:۱۴)
  • آفریده از روح خدا: «فإذا سویته و نفخت فیه من روحی فقعوا له ساجدین» (ص: ۷۲؛ حجر: ۲۹)
  • دارای فطرتی الهی: «فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها» (روم: ۳۰)
  • خلیفه خدا: «إنی جاعل فی الأرض خلیقه» (بقره:۳۰)
  • امانتدار خدا: «إنا عرضنا الأمانه على السماوات و الأرض و الجبال فأبین أن یحملنها وأشفقن منها و حملها الإنسان إنه کان ظلوما جهولا» (احزاب: ۷۲)  

کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۴

  • و تمام نعمتهای زمین برای کمال و رشد اوست: «هو الذی خلق لکم ما فی الأرض جمیعا»(بقرہ:۲۹)

مفسرین قرآنی، آیات پیش گفته را به عنوان منشأ کرامت انسان یاد کرده اند و به ویژه، آیه کریمه ۷۰ سوره مبارکه اسراء را دلیل بر کرامت انسان عنوان می کنند. مفهوم کرامت در این آیه و سایر آیات مشابه، دارای دو برداشت متفاوت است:

الف) برخی معتقدند: مراد از کرامت بنی آدم، کرامت نوع انسانی است که به نوعی منت گذاری همراه با تندی بر مشرکان نیز هست؛ زیرا به انسان، هشدار می دهد تا قدر نعمت را بیشتر بداند (ابن عاشور، ۱۳۸۵ق، ج ۱۴، ص ۱۳۱؛ طباطبایی، ۱۶۱۷، ج۱۳، ص۱۵۵؛ فضل الله، ۱۴۱۹، ج ۱۴، ص ۱۷۸).

ب) برخی دیگر معتقدند: کرامت در این آیه، نه برای همه انسان ها، بلکه برای مؤمنان است (زمخشری، ۱۹۰۷، ج ۲، ۹۸۱) زیرا بدیهی است که همه افراد بنی آدم، این خلعت برتری بر اندامشان پوشیده نیست. اگر آیه کرامت، همه انسانها را بیان داشته، به خاطر کسانی است که برتری یافته و در میان انسان ها وجود دارند و تعبیر آیه از باب مبالغه در صفت است (طوسی، بی تا، ج۶، ص۵۰۳؛ طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۱۴، ص ۱۷۸)،

به تعبیر آیه الله جوادی آملی، کرامت انسان در صورتی است که در قلمرو دین بگنجد؛ قلمرو دین آن است که انسان، دین شناس و دین باور باشد (جوادی آملی، ۱۳۸۹، ص ۴).

سخن از ایمان و دین باوری به عنوان عامل کرامت اکتسابی، معقول و منطقی است؛ ولی در صورتی با ادعای کرامت ذاتی انطباق دارد که بتوان با سیاق آیه «لقد کرمنا بنی آدم» (اسرا:۷۰) و سایر آیاتی که به کافر و مشرک اجازه می دهد تا در صورت نپذیرفتن دین اسلام، به محل امنشان رسانده شوند (توبه:۶) تطبیق داد.

سخن از نعمت عقل به عنوان یکی دیگر از مهمترین عناصر کرامت و وسیله ای در جهت شناخت خداوند در کلام مفسرین آمده است: (طوسی، بی تا، ج ۶، ص ۵۰۳؛ ثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص ۶۸۷؛ زحیلی، ۱۹۲۲ق، ج ۲، ص ۱۳۷۲؛ ابن عربی، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۳۸۳؛ آلوسی، ۱۴۱۵ق، ج۸، ص۱۱۲). طوسی می گوید: برتری انسان در بهره مندی از انواع نعمت های مادی و انواع ملاذها و پوشش ها است (طوسی، بی تا، ج۱، ص۵۰۶).

این تعبیرات از این نظر، مهم جلوه می کند که بیان حال عموم بشر است و با صرف نظر از اختصاص برخی از انسان ها به کرامت خاص الهی، این کرامت، کافران، مشرکان و فاسقان را نیز شامل می شود.

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۵

لذا منشأ کرامت انسان دارای دو بعد است:

نخست: ارزش ها و اوصافی که زمینه آفرینش انسان، ایجاب کننده این اوصاف است و کاملا غیر ارادی است که از آن به کرامت ذاتی تعبیر می شود.

دوم: ارزش ها و اوصافی که انسان با اختیار و دخالت خود، و در سایه ایمان و تقوا به دست می آورد (حجرات: ۱۳) و ممکن است با اعمال ناشایست، آن را از دست بدهد که می توان آن را کرامت اکتسابی نامید.

 

٣- گونه شناسی آراء پیرامون کرامت انسان

در مقوله فضیلت و کرامت انسان، نظریه هایی مطرح است که هرکدام مشتمل بر موارد و شاخصه های اختصاصی می باشد و هر کدام قائلین و ادله ای را شامل است.

مفهوم ارزش گذاری ذاتی انسان در سه فرضیه متصور است:

۱- برتری انسان بر همه مخلوقات الهى (ابن جوزی، ۱۹۲۲ق، ج ۳، ص ۴۰). 

۲- برتری انسان بر بعضی از آفریده های خدا مانند جنیان؛ یعنی انسان بر ملائکه برتری ندارد (زمخشری، ۱۶۰۷ق، ج۲، ص۱۸۱؛ ثعالبی، ۱۴۱۸ق، ج۳، ص۶۸۷).

٣- برتری انسان های برگزیده خداوند ( پیامبران و ائمه هدی) بر مطلق مخلوقات ابن عربی، ۱۶۲۲ق، ج۱، ص۳۸۳).

لکن کرامت انسان بر مبنای دیدگاه کرامت اکتسابی منوط به اعمال فرد فرد انسان هاست که ممکن است انسانی با اعمال ناشایست، این کرامت را از دست بدهد (طبرسی، ۱۳۷۲، ج ۱۴، ص ۱۷۸؛ جوادی آملی، ۱۳۸۹، ص ۴؛ جعفری، ۱۳۷۹، ص ۳۵۰). 

 

۱-۳- تبیین نظریات کرامت ذاتی

همان گونه که در مطالب پیش گفته آمد دو گونه فضیلت و کرامت ذاتی و اکتسابی به نحو کلی مطرح است که در ادامه، ابتدا سه نظریه مرتبط با کرامت ذاتی و یک نظریه مربوط به کرامت اکتسابی به شرح ذیل پرداخته می شود.

 

۳ – ۱ – ۱- نظریه برتری مطلق انسان

در این نظریه، انسان، «نوع برتر» و گل سرسبد آفرینش است و برتری او بر تمامی آفریده های خداست. حتی فرشتگان، هر یک مظهر اسمی از اسماء الهی اند و مجرد، اما آدم، مظهر تمام اسماء الهی و فوق همه فرشتگان است.

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۶

سید مرتضی، کرامت انسانی در آیه ۷۰ سوره اسراء را شامل تمامی بشر می داند (علم الهدی، ۱۵۰۵ق، ج۸، ص۱۱۲). به عقیده ابن جوزی نیز، معنای فضیلت انسان، این است که انسان بر همه مخلوقات برتر است. به عقیده او، عرب معمولا «اکثر و کثیر» را در موضع جمع بکار می برد (نک: ابن جوزی، ۱۶۲۲، ج۳، ص۶۰).

مخالفان این نظریه معتقدند که این امر، گمان باطلی بیش نیست و ناشی از نوعی خودبینی است (مرتضوی، ۱۳۸۹، ص ۲۰). به تعبیر امام خمینی اسامی «مقتضای فطرت همه است که خودشان را بالاتر و برتر از دیگران می بینند» (اردبیلی، ۱۳۹۲، ج۳، ص۳۹۹). ایشان علت و ریشه این گمان باطل را دو چیز می شمارد

اول: چون قلم در دست خود انسان است و قاضی محکمه نیز خودش است، به نفع خود حکم می کند.

دوم: چون منطقیان، نباتات و حیوانات و انسان را از هم جدا کرده اند و ابن سینا نیز در شفا، کتاب حیوان و انسان دارد و اینها، موجب آن گمان باطل و آن اعتقاد متعارف شده که انسان از سایر انواع حیوان برتر است؛ در حالی که آن بحث های منطقیان و فلاسفه، منش دیگری دارد.

اینان انسان های کاملی را دیده اند که به راستی از حیوانیت بیرون رفته اند و چون فلاسفه و منطقی ها، این گونه اشخاص برتر و نادر را در جامعه بشری دیده اند، برای انسان یک شان برتر قائل شده‌اند۔ و برای آن ها احکام دیگری ثابت نموده اند؛ پس اینان موجب شده اند که این اعتقاد در بین مردم متعارف شود که نوع انسان از انواع دیگر حیوان، برتر بوده و از فضیلت ویژه ای برخوردار باشد.

به عقیده ایشان، آن دسته از انسانها که در جنگل ها زندگی وحشیانه داشته و یا دارند، معلوم نیست فرقشان با حیوان بیشتر از فرق میمون، نسبت به الاغ باشا» (اردبیلی، ۱۳۹۲، ج ۳، ص ۶۸۲).

به نظر می رسد خود بینی انسان و گمان باطل در داشتن کرامت ذاتی زمانی منطقی است که تمامی آیاتی که اعتبار انسان را به عنوان مخلوق برگزیده نشان می دهد نادیده انگاشته شود؛

آیاتی که زیباترین صورت را تغابن: ۳)، نیکوترین اندازه و ساختار ممکن را (تین: ۴)، بهترین آفریده خدا بودن را (مؤمنون:۱۴)، آفریده شدن از روح خدا (ص: ۷۲؛ حجر:۲۹)، دارا بودن فطرتی الهی (روم: ۳۰)، خلیفه خدا بودن (بقره: ۳۰)، امانتدار خدا بودن (احزاب: ۷۲) و تسخیر تمامی نعمت های زمین برای کمال و رشد انسان (بقرہ:۲۹) را که به زیباترین حالت ممکن نشان می دهد.

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش‌های فراروی آن  صفحه ۲۲۷

۳ – ۱ – ۲- نظریه برتری مطلق مخلوقات برگزیده

در این نظریه، برخی از آفریده های خدا (پیامبران و ائمه هدی) بر سایر آفریده های خدا برتری دارند. دلایل این نظریه چنین آمده است:

 

۳ – ۱ – ۲ – ۱- پیامبران، حافظ اسرار الهی

ابن عربی اعتقادی به برتری انسان بر ذوات مقدسه آسمان که ملائک باشد را ندارد؛ اما افضلیت بعضی از بنی آدم همچون پیامبران بر ملائکه را می پذیرد، البته نه از باب بنی آدم بودنشان؛ وی معتقد است آنان از این حیث فراتر از مقام عقل نیستند؛ بلکه از جهت اسرار الهی نهفته در درون آنان است که دارای فضیلتند که شاهد آن، عبارت «إنی اعلم ما لا تعلمون» (بقره:۳۰) است (ابن عربی، ۱۶۲۲، ج ۱، ص ۳۸۳).

به اعتقاد ابن عربی، این معرفتی الهی است که خداوند برای بعضی از انسانها (یعنی پیامبران قرار داده است. لذا بنا به این اعتبار، پیامبران از بنی آدم نیستند، هر چند که در صورت بنی آدم اند.

برخلاف ادعای ابن عربی، قرشی در تفسیر «احسن الحدیث» در بحث سجده ملائکه بر آدم می گوید:

سجده بر نوع انسانیت است. خلیفه یک نفر نیست؛ عموم انسان هاست وگرنه «یفسد فیها و یسفک الدماء» (بقره:۳۰) معنی ندارد (قرشی، ۱۳۷۷، ج ۱، ص ۹۲). و فساد و سفک هم، کار خلیفه نیست (بلاغی، ۱۶۲۰، ج ۱، ص ۸۳). پس اگر سجده بر نوع انسانیت است، کرامت هم تکریم نوع انسانیت است.

 

۳ – ۱ – ۲ – ۲- عدم اراده تبعیض توسط خداوند

ابن شهر آشوب معتقد است اگر خداوند فرموده بنی آدم را بر کثیری از آفریده های خود برتری دادم؛ یعنی پیامبران را بر جمیع مخلوقات حتى بر ملائکه برتری دادم. لذا خداوند در این آیه، بین مخلوقات، اراده تبعیض نفرموده است (ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۲۰۵). به عبارت دیگر، کرامت ذاتی فقط از آن پیامبران است که می توانند از ملائک برتر شوند به همه امت.

برخی دیگر هم معتقدند منظور از کرامت بنی آدم، مؤمنان هستند:

«هذا اللفظ لعموم، و المراد منه الخصوص، وهم المؤمنون» زیرا بنا به بیان قرآن، غیر مؤمن، کرامت ندارد:

«و من یهن الله فما له من مکرم»؛ و هر کس را خدا خوار کند، کسی او را گرامی نخواهد داشت و اگر در آیه کرامت، واژه مؤمنون بکار نرفته و واژه بنی آدم بکار رفته بدان سبب است که این تکریم، منبعث از استحقاق و طلبکاری نیست: «أن التکریم لا یکون مقابل فعل، أو معللا بعله، أو مسبباً باستحقاق یوجب ذلک التکریم» (قشیری، بی تا، ج ۲، ص ۳۵۹).

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۸

این دیدگاه نیز به دلیل عمومیت فعل کرامت، نمی تواند کرامت را به انسان های برگزیده خدا و یا مؤمنان تخصیص زند؛ به دلایل ذیل:

• اگر بنی آدم، مختص مؤمنان و یا پیامبران و اوصیای الهی بود بحث از عتاب مشرکین در ادامه آیه، بی معنا بود (ر.ک: طباطبایی، ۱۶۱۷، ج۱۳، ص ۱۵۵)

• در آیات قرآن، حیات انسان، مساوی با همه انسانها و مرگ یک انسان، مساوی با مرگ

همه انسان ها شمرده شده است؛ در نتیجه در تکریم ذاتی انسان، تفاوتی بین مؤمن و غیر مؤمن نیست (مائده: ۳۲)

• عام بودن لفظ بنی آدم: زیرا لفظ بنی آدم در آیه تکریم بدون هیچ قیدی بیان شده است.

به قول صاحب تفسیر نمونه، اصطلاح «بنی آدم» عنوانی همراه با مدح و ستایش است. این امر، نشان از این دارد که بنی آدم به انسان تربیت یافته و یا حداقل استعدادهای مثبت انسان اشاره دارد (مکارم شیرازی، ۱۳۸۵، ص ۲۰۵).

لذا دقت در معنای تمام آیاتی که واژه بنی آدم بکار رفته مانند: (اسراء: ۷۰؛ اعراف: ۱۷۲، ۳۵، ۳۱، ۲۷، ۲۹؛ پس: ۶۰) همگی عمومیت معنای آن را می رساند و بر کل نوع انسان که زاده حضرت آدم اند اطلاق می شود. غالب مفسرین معتقدند: مراد از بنی آدم در آیه کرامت، نوع انسان است (نک: ابن عاشور، ۱۳۸۶، ج ۱۴، ص ۱۳۱؛ طباطبایی، ۱۶۱۷، ج۱۳، ص ۱۵۵). 

• برخی از مفسرین مانند طبرسی و ثعالبی نیز مانند ابن شهر آشوب، کثیر» در آیه کرامت را به معنی جمیع گرفته اند و گفته اند در قرآن و مکالمات عرب، بسیار معمول است که این کلمه به معنی «جمیع» می آید (طبرسی، ۱۳۷۲، ج۶، ص ۱۹۲: ثعالبی، ۱۶۱۸، ج۳، ص ۴۰).

 

۳ – ۱ – ۳ . نظریه برتری نسبی انسان

در این نظریه، برتری و کرامت ذاتی انسان به شکل نسبی بر بعضی از آفریده های خداست؛ یعنی انسان بر ملائکه برتری ندارد. البته برخی معتقدند که مقایسه ارزش گذاری میان انسان و ملائکه، نظر به خلقت متفاوت این دو، صحیح و منطقی نیست.

ثعالبی در این باره معتقد است مراد از «الکثیر المفضول» در آیه کرامت (اسرا:۷۰)، حیوان و جن است که انسان بر آنان برتری دارد و ملائکه خارج از نطاق برتری هستند. اگر چه در این آیه بنا به قولی آنچه را که اقتضای برتری بر انسان باشد نشان نمی دهد؛ بلکه محتمل است که ملائکه نسبت به انسان، صاحب برتری باشند و هم احتمال دارد که در یک رتبه باشند (ثعالبی، ۱۶۱۸، ج۳، ص۶۸۷).

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن  صفحه ۲۲۹

برای فهم این نظریه، به جایگاه ملائکه در آیه ۹ سوره تحریم اشاره می شود که ملائکه را موجودات تحت امر خداوند و آنان را عامل به دستورات خداوند می داند: «… مَلَائِکَهٌ غِلَاظٌ شِدَادٌ لَا یعْصُونَ اللَّهَ مَا أَمَرَهُمْ وَیفْعَلُونَ مَا یؤْمَرُونَ» (تحریم: ۱)؛ «…فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند».

این آیه می فرماید: ملائکه محض اطاعتند و در آنها معصیت نیست؛ یعنی ملائکه نه در دنیا عصیان دارند و نه در آخرت (طباطبایی، ۱۶۱۷، ج۱۹، ص ۳۳۵). اما اگر اشکال شود که آیه ۲۹ سوره انبیاء، معتقد به اختیار ملائکه است:

« وَمَنْ یقُلْ مِنْهُمْ إِنِّی إِلَهٌ مِنْ دُونِهِ فَذَلِکَ نَجْزِیهِ جَهَنَّمَ کَذَلِکَ نَجْزِی الظَّالِمِینَ» (انبیاء: ۲۹)؛ و هر کس از آنها بگوید: «من جز خدا، معبودی دیگرم»، کیفر او را جهنم می دهیم! و ستمگران را این گونه کیفر خواهیم داد.

پاسخ این اشکال را می توان با سه گونه تحلیل بیان داشت:

نخست: دعوی الوهیت، یک مصداق روشن ظلم بر خویشتن و بر جامعه است و معلوم است که ملائکه هرگز چنین ادعای مطرح نکردند.

دوم: اگر قرآن، عذاب جهنم را برای مدعیان الوهیت معرفی کرده بر فرض ادعا توسط ملائکه است و به قول آلوسی یک فرض محال است. (آلوسی، ۱۴۱۵، ج ۹، ص ۳۳). 

سوم: اطاعت و معصیت، خاصیت عالم ماده است و در عالم مجردات، تضاد و تعارض وجود ندارد تا ملائکه را به معصیت بکشاند، لذا تنها ابلیس بود که چنین ادعایی را مطرح کرد طباطبایی، ۱۶۱۷، ج۱۹، ص ۳۳۰).

بنابراین، تکلیف در میان ملائکه با معنای معهود در میان انسان، متفاوت است و ملاک برتری هم می تواند نیروی اختیار و اراده باشد و هم خلوص در انجام کار؛ از این رو هردو مکمل یکدیگر در کسب فضیلتند. یعنی برتری ملائکه نسبت به انسان، برتری ذاتی است آن هم به دلیل خلوص و عبودیت در انجام کار، و انسانی نیز بر تری اکتسابی بر ملائکه دارد به دلیل داشتن اراده و اختیار.

 

۳ -۲- نظریه کرامت اکتسابی

گفتنی است این نظریه، قسیم سه نظریه پیش گفته است و کرامت انسان مبتنی بر فرد فرد انسانها متغیر است و لذا این کرامت با تقوا به دست می آید و با اعمال ناشایست از دست می رود. ادله مطرح در این نظریه شامل موارد ذیل است:

 


کرامت ذاتی انسان در قرآن و چالش‌های پیش روی آن  صفحه ۲۳۰

۳ – ۲ – ۱- قابلیت و قوه در عالم طبیعت

برخی معتقدند: خدای متعال، قابلیت و قوه آن را در عالم طبیعت برای انسان ها قرار داده است و انسان باید از زمینه و بستری که حضرت حق برای وی قرار داده نهایت بهره را برده و به کرامت واقعی دست یابد (مرتضوی، ۱۳۸۹، ص ۱۸).

در این دیدگاه، کرامت، ناظر به صرف قابلیت کرامت در عالم طبیعت است؛ یعنی اثبات کرامت و والایی و برگزیدگی انسان و شرافت او حتى بر فرشتگان به صعود» اختیاری وی بر می گردد. علامه جعفری در این باره می گوید:

خداوند، زمینه ارزش و کرامت را در انسان به وجود آورده است؛ یعنی همه نیروها و استعدادهای مثبت که به انسان عنایت فرموده، مقتضی ارزش و کرامت و حیثیت است که مقتضی به وجود آمدن حق کرامت برای اوست، نه اینکه در همه موقعیت ها و شرایط، انسان، شرف ذاتی و کرامت وجودی داشته باشد» (جعفری، ۱۳۷۹، ص ۳۵۰)

حدیثی از امام على ما شاهدی است بر نوع کرامت اکتسابی انسان:

عَلِیِّ بْنِ الْحَکَمِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ الصَّادِقَ ع فَقُلْتُ الْمَلَائِکَهُ أَفْضَلُ أَمْ بَنُو آدَمَ فَقَالَ قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِبٍ ع إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ رَکَّبَ فِی الْمَلَائِکَهِ عَقْلًا بِلَا شَهْوَهٍ وَ رَکَّبَ فِی الْبَهَائِمِ شَهْوَهً بِلَا عَقْلٍ وَ رَکَّبَ فِی بَنِی آدَمَ کِلَیْهِمَا فَمَنْ غَلَبَ عَقْلُهُ شَهْوَتَهُ‏ فَهُوَ خَیْرٌ مِنَ الْمَلَائِکَهِ وَ مَنْ غَلَبَتْ شَهْوَتُهُ عَقْلَهُ فَهُوَ شَرٌّ مِنَ الْبَهَائِمِ…»(ابن بابویه ۱۳۸۵، ج ۱، ص ۴۲).

خداوند عزوجل، در وجود فرشتگان، عقل بدون شهوت و در چارپایان، شهوت بدون عقل و در وجود انسان، عقل و شهوت را با هم قرار داد، پس هر کس که عقلش بر شهوتش پیروز گردد، از فرشتگان بهتر است و هر کس شهوتش بر عقلش پیروز گردد، از چارپایان بدتر است.

قابلیت و قوه در انسان، ممکن است نتیجه ای همچون کرامت اکتسابی را به دنبال داشته باشد؛ اما آیه ۷۰ سوره اسراء که با فعل ماضی و به طور مطلق بیان شده، دلیلی بر وقوع حتمی انجام کار بدون تقید به امر خاص است؛ لذا نمی توان قابلیت و قوه را از آن، نتیجه گرفت.

همچنین در نهاد انسان، هر چه هست خوبی و زیبایی است:

«الَّذِی أَحْسَنَ کُلَّ شَیءٍ خَلَقَهُ وَبَدَأَ خَلْقَ الْإِنْسَانِ مِنْ طِینٍ» (سجده: ۷). اگر چه طبیعت انسان همراه با ایمان و عمل صالح از افراط و تفریط و انحراف و طغیان، محفوظ می ماند؛ اما مسأله قابلیت، ایمان و بی ایمانی صرفأ بیانگر کرامت اکتسابی انسان است نه کرامت ذاتی انسان. این گفته از این جهت تأکید می شود که قرآن …

متن ادامه دارد… برای دریافت متن کامل این مقاله از طریق گزینه دانلود اقدام نمایید.

 


 

مقالات مشابه با موضوع کرامت انسان :

کرامت اقتضایی انسان در بوته نقد

نقش مولفه های کرامت در کمال انسان از منظر امام رضا (ع)

تفسیر آیه کرامت و رفع تعارض‌ نمایی آن با اوصاف نکوهیده انسان

مطالعه تطبیقی کرامت انسان از منظر سیره رضوی و مبانی اومانیسم


واژگان و اصطلاحات پرتکرار مقاله: کرامت انسان ؛ کرامت ذاتی انسان ؛ تکریم انسان ؛ کرامت اکتسابی ؛ اوصاف انسان ؛ کرامت بنی آدم ؛ برتری انسان ؛ فضیلت انسان

 


عناوین مشابه جستجو شده:

کرامت انسان در قرآن و حدیث

کرامت ذاتی انسان در قرآن و روایات

کرامت ذاتی انسان در آیات و روایات

کرامت اکتسابی انسان از منظر قرآن کریم

تکریم انسان در قرآن کریم و مسائل فراروی آن

کرامت انسان در قرآن کریم و مسائل فراروی آن

نظریه کرامت ذاتی انسان در قرآن  و شبهات پیرامون آن

 


 

انتهای پیام مقاله: کرامت ذاتی انسان در قرآن کریم و چالش های فراروی آن