ارزیابی نظریه روان کاوی فروید از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه


ارزیابی نظریه روان کاوی فروید از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه-در حال بارگذاری

ارزیابی نظریه روان کاوی فروید از منظر معارف وحیانی به ویژه نهج البلاغه

.

نویسندگان: حسن رضایی هفتادر؛ صفر نصیریان

 

سطح مقاله: علمی پژوهشی

.

چکیده

نظریه روان کاوی فروید، یکی از نظریات مهم در قرن نوزدهم بوده که تأثیر شگرفی در تربیت داشته است. این نظریه از منظر روش، بر روش تجربه گرایی در غرب تکیه دارد و از منظر ماهوی، با مکتب مادی گرای اومانیسم هم سان است. نظریه پیش گفته دو رکن اساسی دارد؛ یکی ساختهای سه گانه ذهنی و دیگری حالات سه گانه‌ روانی. به باور فروید، از میان ساخت های سه گانه ذهنی، نهاد برترین و بنیادی ترین ساخت است و منبع انرژی های غریزی جنسی به شمار می آید. وی ناخودآگاه را عامل اساسی در تربیت معرفی می کند.

نظریه فروید از منظر معارف دینی به ویژه نهج البلاغه، در هر دو رکن پیش گفته، مخدوش است: نخست، روش تجربه گرایی انحصارگرا، روشی درست در شناخت انسان نیست. دوم، اومانیسم مکتبی انحرافی در شناخت انسان است که به ابعاد مترقی انسان توجهی ندارد. سوم، انسان دارای ساختهای سه گانه ذهنی نیست و صرفاً یک ساخت ذهنی دارد و چهارم، برخلاف نظر فروید، ضمیر ناخودآگاه بیشترین تأثیر را در رفتارهای انسان ندارد.

واژگان کلیدی: زیگموند فروید؛ نظریه روان کاوی؛ ساخت های روانی؛ ضمیر ناخودآگاه؛ نهج البلاغه

 .

.
عنوان مقاله [English]

An evaluation of Freud’s psychoanalytic theory with an emphasis on Nahj al-Balaghah

.

چکیده [English]

Freud’s psychoanalytic theory is one of the most important theories of the 19th century with massive effects on education. Regarding its method, the theory relies on Western Empiricism, and concerning the nature, it is aligned with Humanistic Materialism. This theory has two basic principles: the three structures of mind, and the three levels of awareness.

In Freud’s view, Id is the superior and the most essential of the triple structures, one which is the source of instinctive sexual energies. Besides, he introduces subconscious as the main element in education. Freud’s theory is defective through the lens of religious knowledge, especially that of Nahj al-Balaghah, for the following reasons. First, the exclusivist Empiricism is not a right method in knowing the human. Second, Humanism is a distorted school in knowing the human which does not take into account humans’ sublime aspects.

Third, the human does not have three structures of mind, but rather, has only one mental structure. Finally, contrary to Freud’s opinion, the subconscious mind does not have the most effect on human behaviors.

کلیدواژه‌ها [English]

Freud, Psychoanalytic theory, Structures of mind, Subconscious, Nahj al-Balaghah